گفت و گو با علی حاجی محمدی، قانون ادس و مدرسه استادی ۳

14

همانطور که می‌دانید در مدرسه استادی ۳ در برخی جلسات، با یکی از مدرسان موفق کشور ارتباط می‌گیریم و این جلسه از دوره مدرسه استادی ۳ گفت و گو با علی حاجی محمدی مدیر موفق وبسایت همیار وردپرس  و ژاکت داشتیم و با او هم صحبت شدیم.

علی حاجی محمدی چه کسی هست؟

علی حاجی محمدی موسس وبسایت همیار وردپرس  و ژاکت می باشد.

او توانسته با تلاش خودش و خلاقیت‌هایی که داشته، از هیچ به یک وبسایت آموزشی بسیار پولساز و موفق دست پیدا کند و برای ۱۴ نفر کارآفرینی کند. (می‌توانید به وبسایت شخصی او نیز مراجعه کنید.)

در گفت و گو با علی حاجی محمدی چه گذشت؟

علی حاجی محمدی سال گذشته مهمان صندلی داغ دوره مدرسه استادی ۲ بود که در صندلی داغ دوره مدرسه استادی ۳ نیز در خدمت ایشان بودیم. در صندلی داغ‌هایی که اجرا می شود بیشتر صحبت‌ها به این سمت می‌رود که ببینیم:

  • مسیر استاد شدن چه دشواری‌هایی دارد؟
  • موفقیت‌های یک استاد از چه جهاتی است؟
  • چه تصورات اشتباهی در این مسیر وجود دارد؟
  • پاندول موفقیت چیست؟
  • چه تصمیمات اشتباهی در طول مسیر موفقیت وجود داشته؟
  • قانون ادس چیست؟
  • چطور باید خودمان را با افراد موفق مقایسه کنیم؟

 

فیلم گفت و گو با علی حاجی محمدی در مدرسه استادی ۳:

ما لینک دانلود فیلم این گفت و گو را در سایت قرار ندادیم تا آن را به صورت زنده مشاهده کنید. دلیلش هم این است:

بسیاری از ما کامپیوتر یا موبایل خود را به انباری مطالب آموزشی تبدیل کردیم ولی هیچ وقت فرصت نمی‌کنیم که آن را مشاهده کنیم. بنابراین از این فرصت به خوبی استفاده کنید. و به جای دانلود کردن آن را به صورت کامل مشاهده کنید.

همچنین شما می توانید فیلم گفت و گو با علی حاجی محمدی در مدرسه استادی ۲ را از طریق لینک زیر مشاهده نمایید:

علی حاجی محمدی، پاندول موفقیت و مدرسه استادی ۲

گزیده ای از فیلم گفت و گو با علی حاجی محمدی:

داستان زندگی ام چطور بود؟

از اول دبیرستان شروع کردم سایت های مختلف با رویکردهای متفاوتی تاسیس کردم و بعد به تهران آمدم و سایت همیار وردپرس را ایجاد کردم و  از آن درآمد کسب می کردم. روند ادامه داشت تا اینکه یک کارمند استخدام کردم و …

اگر کسب و کار اینترنتی دارید سایت رو به صورت محصول ببینید!

پاندول موفقیت چیست؟

آقای حاجی محمدی مثال قشنگی از موفقیت و شکست زدند که اون رو به یک پاندول تشبیه کردند. یک طرف پاندول موفقیت هست و یک طرف آن شکست!

آدم هایی که موفقیت های بزرگی دارند به همان اندازه شکست های زیادی دارند و برعکس این حالت هم وجود دارد…

پاندول برای کسانی که به یک زندگی عادی بسنده می کنند زیاد تکون نمی خوره!

بزرگ ترین اشتباه علی حاجی محمدی در مسیر موفقیت چه چیزی بوده است؟

  • یکی از اشتباهاتم این بود که با کسی مشورت نمی کردم و البته کسانی نزدیکم نبودند که بتوانم با آن ها مشاوره کنم.
  • مطالعه خیلی کم می کردم و در این زمینه برنامه منسجمی نداشتم.

بهترین تصمیم علی حاجی محمدی؟

  • هر وقت ورودی های مالی ای که به کسب و کارم کمکی نمی کرد و فقط بحث مالی اندکی رو داشت رو بستم موفق تر شدم.
  • روی کسب و کار خودم سرمایه گذاری های زیادی کردم و این برایم خیلی موثر بوده است.

بدترین تصمیم علی حاجی محمدی؟

کنار گذاشتن یکی از بهترین همکارانم در تیم!

چطور دوستاتون رو انتخاب می کنید؟

تفکر و دستاورد شخص در انتخاب دوست خیلی برایم مهم هست. کسی که فقط حرف های خوبی می زند یعنی فرد عمل گرایی نیست و نمی توانم اون رو به عنوان دوست خودم انتخاب کنم.

فضای کسب و کار ایران رو در آینده رو چطور می بینید؟

سهم کسب و کارهای کوچک و اینترنتی در فضای کسب و کار آینده خیلی بیشتر می شود و رویکرد بهتری خواهد داشت.

 

ویژگی بی نظیر علی حاجی محمدی از نظر محمدپیام بهرام پور:

علی حاجی محمدی هرچیزی که یاد می گیره با خوشحالی تمام با اطرافیانش به اشتراک می گذاره.

دیدگاه علی حاجی محمدی این هست که چیزهایی که به دست آورده رو با دیگران به اشتراک بگذاره و خودش چیزهایی جدیدی رو کشف کنه.

قانون ادس چیست؟

توی این قانون گفته میشه که کسب و کارتون باید سه تا پایه داشته باشه:

۱٫استراتژی (باید در مورد هرکاری که می خواهیم انجام بدهیم استراتژی مان را انتخاب کنیم)

۲٫دانش (با توجه به نوع استراتژی، دانش مربوط به آن کار رو کسب کنیم)

۳٫ساختار سازمانی (وقتی کسب و کارمان را شروع می کنیم لازم به ایجاد تیم بزرگ نیست و باید ابتدا خودمان شروع کرده و کار کنیم و کم کم ساختار سازمانی رو شکل دهیم)

الانِ کسب و کار خودتون رو با الانِ دیگر افراد و کسب و کارهای موفق مقایسه نکنید!

چیزی که خیلی به من انگیزه میده!

کافیه بهم بگن نمی تونی و جلوم رو بگیرند!

هر جوری شده می خوام اون کار رو انجام بدم و انرژی های منفی دیگران رو تبدیل به قدرت می کنم و به مسیرم ادامه میدم.

فکر می کردی ۶ سال پیش چنین جایی باشی؟

نه. زمانی که به تهران اومدم فقط هدفم این بود اگر به کارمندان ۱ میلیون حقوق میدن من ۱٫۵ میلیون درآمد داشته باشم! و دوست داشتم به افراد خدماتی بدم که به دردشون بخوره و بتوانند باهاش کار کنند.

برای ۲ برابر کردن درآمدمان یادگیری مان را ۲ برابر کنیم.

متن گفت و گو با علی حاجی محمدی:

 محمدپیام بهرام پور: مرسی، خیلی متشکر، بفرمایید متشکر

خیلی خب آقا ما در خدمتت هستیم خودتو یه معرفی بکن برای دوستان؟

علی حاج محمدی: خواهش میکنم صدای من میاد؟

(بله) خب خداروشکر، سلام

من علی حاج محمدی هستم خیلی خوشحالم در خدمتتون هستم یه موسسه آموزشی دارم که دوتا محصول داره، دوتا محصول من دوتا سایته یکی همیار وردپرس و یکی هم ژاکت، همیار وردپرس رتبه ۱۵۰ ایران رو داره و ژاکت هم ۲۵۰٫

محمدپیام بهرام پور: یعنی صد وپنجاهمین سایت پربازدید ایران، خوب میشه برامون بگی که الان چیکار میکنی؟ یه ذره بیشتر بگی؟

علی حاج محمدی: خدمتتون عرض کنم یه گروه برنامه نویس وتوسعه و روند برنامه نویسی یعنی بیشتر کارای تخصصی انجام میدن که روی سایت ژاکتمون کار میکنن.

ژاکت رو بخوام براتون توضیح بدم کیا کافه بازار رو میشناسن؟

آفرین خب خداروشکر، کافه بازار اینجوریه که برنامه نویس ها اپلیکیشن درست میکنن میذارن و یه سری آدم میخرن و این وسط خود کافه بازار یه کمیسیونی برمیداره، ژاکت ما همون بستره یعنی بستر مارکت پلِیس، اینجوری که طراحان سایت وبرنامه نویسان سایت امکانات رو میان میذارن و بقیه خرید میکنن وما این وسط کمیسیون برمیدارم.

حالا کمیسیونی که ما این وسط برمیداریم خیلی کمه ولی درآینده scale پذیر میشه گرافیست ها بهش اضافه میشن واین جامعه بزرگتر میشه.

یه دغدغه مون در درجه اول همون ژاکته، داریم توسعه میدیم و از یه طرف هم که خود همیار وردپرس که دوره های آموزشی هست.

دوتا دوره داریم: وب مستران هوشمند و صفر تا صد برنامه نویسی وطراحی سایت داریم کار می کنیم.

 محمدپیام بهرام پور: بسیار عالی مرسی ازشما، یه خورده از مدل بیزنست الان چندتا کارمند داری؟

علی حاج محمدی: الان ۱۴ نفریم

محمدپیام بهرام پور: ۱۴ نفر هستین یه دفتر خیلی خوشکل توی پاسداران داری، دویست وخورده ای متر بود یا صد وخورده ای

علی حاج محمدی: دویست وخورده ای

محمدپیام بهرام پور: دویست وخورده ای متر هستش که هم کلاسه هم فضا هستش یه دفتر خیلی خوب وخوشکل، سایت هایی که خودشونم به هرحال رتبه هاشونو دوستان میدونن و موفقیت های خیلی زیاد.

آقا؟ بچه ها میخوان بدونن شما پولدارید یانه؟

علی حاج محمدی: پولدار که کلا پول داشتن یه قضیه نسبیه، نمیشه گفت کی پولداره، کی پولدار نیست

محمدپیام بهرام پور: خب ولی میخوام بدونم میدونی؟ میخوان یه ذره بدونن که خوب مثلا وقتی شما رو به عنوان یه آدم موفق میاریم اینجا مثلا به خاطر ترک اعتیادت نبوده قاعدتا، ازاین جهت میخوایم ببینیم که خب من تا حدی که شما فرمودی اطلاع دارم میخوام دوستان یه ذره بدونن داریم راجع به چه نوع بیزینسی صحبت می کنیم.

این موفقیته که به عنوان یه فرد موفق اینجا مثلا عدد رقمی، یه رکوردی یه چیزی برا ما بگو، یه چشمه بیا دیگه.

علی حاج محمدی: درسته، پارسال من درخدمتتون بودم؟

محمدپیام بهرام پور: پارسال بود بله پارسال بهار دسته جمعی

علی حاج محمدی: من پارسال توی مدرسه استادی ۲ یه عددی رو به عنوان رکورد گفتم فیلمشم توی سایت خود آقای بهرام پور هستش کسی اون عدد رو میدونه ۲۳ تا ۲۴ میلیون حالا طی از پارسال تا امسال دستاوردم این بوده که این رکورد رو یه ذره جابه جا کردم تو یه روز رسیدیم به هفتاد میلیون

محمدپیام بهرام پور: ماشالله، ماشالله، آفرین خیلی عالیه

علی حاج محمدی: انشالله قسمت همه شما بشه

محمدپیام بهرام پور: انشالله، انشالله همین جمع همگی، میگن که یه رکورد یه تایم خیلی خوب یعنی یک بار این اتفاق میوفته ضرب در ۳۶۵ نکنید ها، این مدل های چیز، مدل رستورانی که خیلی ها درامد دکترا یا رستوران ها و اینا رو حساب می کنن، این رکورده ولی خب میبینین که تقریبا رشد سه برابر داشته.

اره تقریبا نه دقیقا و کی شروع کردید این کارو، اصلا داستانتو بگو دیگه از اول حیفه

علی حاج محمدی: کلا خیلی فکر کنم از اول دبیرستان که بودم یه سایت، کلا سایت واینا زیاد میزدم خیلی هم سایت شکست خورده تو کارنامه ام دارم از سایت های الکی بی برنامه تا سایت های گروهی و چندنفر شریک باهم شروع کردیم واین ها

محمدپیام بهرام پور: فیلتر شده یعنی؟

علی حاج محمدی: سایت فیلتر شده هم دارم که رهاش کردم ولی

محمدپیام بهرام پور: چرا فیلتر شد؟ ببخشید فقط جهت کنجکاوی میخوام

علی حاج محمدی: یه سایت دانلود نرم افزار و بازی داشتم بخاطر یه بازی غیر مجاز، ظاهرا یکی از صحنه ها دوستان پیدا کرده بودن

محمدپیام بهرام پور: آهان بسیار عالی درآمدش خووب بوود؟

علی حاج محمدی: نه دیگه درآمدش اینقدی بود که چهارسال رو سایته کار کردم بعدشم هفتصد تومن فروختم رفتم باهاش دوچرخه خریدم.

محمدپیام بهرام پور: آها، خب پس شکست های خیلی زیادی هم بوده.

علی حاج محمدی: آره شکست های خیلی زیادی، بعد خب اصفهان کار می کردم تصمیم گرفتم که کار رو گسترش بدم بیام تهران و خب تهران اومدن خب به واسطه این بود که مادربزرگم اینجا بود و به هرحال مسکنم اوکی بود.

کم کم کارمو توسعه میدادم، ازسایتمم درامد داشتم همین سایت همیار وردپرس که آدرسش wordpress98.com بود تا اینکه دیگه تهران به هرحال خب پول درآمدی که از سایت داشتم در اون حدی بود که یه نفر رو استخدام کنم یه نفرو استخدام کردم.

همچین یه فکر کنم ۶ ماه اره ۶ ماه گذشته بود از اومدنم به تهران که یه شکایتی از سازمان جهانی وردپرس شد و دامنه wordpress98.com رو از من گرفتن حالا دلایل زیادی داشتن واسه اینکه این دامنه رو بگیرن ولی یکی از مهمترین دلایلش این بود که wordpress98.com و wordpress.com خیلی به هم تشابه داره و شما دارید سو استفاده می کنید واین رنکی که گرفتید فیکه.

خلاصه اون دامنه رو…

محمدپیام بهرام پور: اه ببخشید، بچه ها چون متخصص نیستن من یه ترجمه هم بکنم سایت ایشون، ادرس سایت مثل مغازه شما میمونه فرض بکنید شما مثلا یک اسمی درست میکنید، میگید که خیلی بیشتر از یک نفر، خوب بعد من بهرام پور میرم شکایت میکنم میگم آقا دزدیه.

ولی حساب کنید حالا من بیشتر از یک رو زدم خب، یه شرکتی باشه مثلا more than one تو امریکا بعد بگه آقا تو بیشتر از یک رو بخاطر اینکه اسم ما رو ورداشتی گنده شدی اصلا یه داستان دیگه ایه بعد ولی اون میاد شکایت میکنه و ادرس رو گرفتن از ایشون یعنی سایتی که روش زحمت کشیدن رو گرفتن خیلی زور داره این چیز، یعنی حساب کنین مثلا بگن اقا بهرام پور دات کام نمیشه خب خیلی زور داره این اتفاق وخیلی سخت بود.

چی شد؟ چه حسی داشتین؟

علی حاج محمدی: هیچی دیگه حس خوبی نداشتم

محمدپیام بهرام پور: مرسی

علی حاج محمدی: خدمتتون عرض کنم خلاصه دامنه رو که گرفتن ما از رتبه ایی که این سایت داشت ما داشتیم درامد زایی میکردیم وتبلیغات می گرفتیم و قسمتی از پولمون این بود دامنه رو گرفتن یه مرحله ما درامدمون کم شد.

یه مرحله که تقریبا داغوون شد تبلیغات ها همه کنسل شد و دیگه حالا گفتیم دوباره شروع می کنیم می سازیمشو یه سایت جدیدی که hamyarwp همینی که الان هستشو دوباره ثبت کردیم و شروع کردیم از صفر.

بعد همون مقطعی که دامنه رو گرفتن شانس بد ما مادربزرگمم فوت کرد وخونه انحصار ورثه شد ودوباره یه مرحله دیگه یه فشار مالی دیگه به من اومد که مجبور شدم برم یه خونه ای بگیرم.

محمدپیام بهرام پور: دوست اصفهانی داشتیم کل تاسفش واسه این بود که خونه رو ازدست داد.

علی حاج محمدی: نه مادربزرگم به هرحال، خود اون غمه هم یه خورده فشار آورد.

محمدپیام بهرام پور: میدونم یه خورده آره، البته دوست های اصفهانی نعمتی ان واقعا.

علی حاج محمدی: خدمتتون عرض کنم آره دیگه یعنی اون اولش که میخواستم شروع کنم بعد یه دانشگاه صنعتی اصفهان هم میخوندم رشته متالوژی، انصراف داده بودم.

حالت بیل گیتس بازی که بیام تهران وموفق بشم بعد دیگه پل های پشت سرمم خراب شده بود یعنی راه برگشتی به اصفهان هم نداشتم.

تازه حالا علاوه بر اون تیکه هایی که عمو وخونواده و داداش واینا زدن که بابا ول کن این بچه بازی ها ومسخره بازیها چیه؟

دیگه خلاصه بخاطر قضیه حیثیتی بود اصلا جدای از درآمدزایی، قضیه حیثیتی بود که من برنگردم اصفهان و بمونم تهران هرجور شده کارمو انجام بدم ولی خلاصه زندگی من اون برهه زمانی که خونه مادربزرگ رو ازدست دادم تا اون برهه زمانی که خونه خودم بگیرم یه فاصله ای بود که کل زندگیم توی کوله بود.

یعنی لپ تاپم توی کوله بود و لباس تو خونه و لباس بیرون وهمه چی و خدمتتون عرض کنم اون دفتری هم که داشتم سمت هفت تیر بود یه اتاق از دفتر بود که اون اتاق از دفتر رو با دوستم باهم شریکی گرفته بودیم

۶ میلیون تومن پیش میخواست ۶۰۰ تومن هم اجاره که سه میلیون تومن و ۳۰۰ تومن سهم من بود که ازاون سه میلیون تومن من دومیلیون تومنشو وام گرفتم که خود همون موقعی هم که وام گرفتم سال ۹۱ که اومدم تهران وام گرفتم.

همون موقع بانک ملت بود مسخره کرد، گفت آقا واسه دومیلیون باباتو نیار اینجا ضامن شه بعد دیگه خلاصه از اون سه میلیون من دومیلیونشم وام گرفته بودم ولی دیگه خوب به هرحال با چنگ ودندون هرجوری بود به نتیجه رسوندم.

محمدپیام بهرام پور: من تا الان یه سری نکته خودم نوشتم خواستم شما هم دیدگاه منو بدونید یکی اینکه دیدم اقای حاج محمدی سایت رو به عنوان یه محصول میدونه، کاری ندارم اصلا چیه؟ چرااینا؟ دلیلشو کاملا مشخص میدونم.

ولی اگر شما سایت رو به عنوان محصول نگاه نکردین این یه ادراک جدید به شما میده میشه اینقد دقیق شد یا مثلا یه کلمه ایی استفاده کردن به نام مارکت پلِیس که اصلا الان دنیا به شدت داره میره به این سمت.

اگه نمیدونم چیه برم یاد بگیرم یا اسکی لول قابلیت Scale پذیری داشته باشه بزرگ میشه یا نه این رو تمام آدمهای موفق چک میکنن بارها صحبت کردیم با اقای حاج محمدی صحبت این بود که اسکی لول هست یعنی این ایده ای که داری ایا میتونه بزرگ بشه؟ ایا قابلیت اجرا تو یه چیز مثلا صدبرابری هم داره یا نه؟

تو الکی جون میکنی اخرشم هیچ اتفاقی نمی افته؟

پس ببینید این واژه ها واژه های دقیقی هستن، دیگه بحث تکراری شکست زیاد خوردن وبحث تکراری مسخره شدن، از متصدی بانک مسخره کردن تا اعضای نزدیک خانواده، یه جمله تکراری تو مسیر موفقیت همه چون اگه واقعا هموار بود خوب دیگه موفقیت نبود دیگه یه ریتم یکسان بود.

مرسی از نکات خیلی خوبی که گفتین و بعد چی شد؟

علی حاج محمدی: بعدش دیگه هیچی دیگه همین جور توسعه دادیم و خوب تو این مسیر حالا مخصوصا ژاکتمون خیلی هم فشارهای داخلی، هم فشارهای خارجی، هم ازاین ور ایرانی ها دارن اذیت میکنن.

ایرانی ها که میگم یعنی مثلا یه عکس یه پیش نمایش یه محصولیه و یه عکس خانم هست سریع کسایی که رقیب ما هستن میرن گزارش میدن ارشاد، ارشاد به ما نامه میزنه که این عکس رو برندارید فیلترتون میکنیم که ما حالا سریع حذفش میکنیم درستش میکنیم.

ازاون طرف هم ریپورت های خارجی هستش که دوباره باز رقیب های ایرانمون باز به گوگل، تم فارست به اون شبکه هایی که ما به اونا وابسته هستیم میرن گزارش میدن که اینا دارن موازی کاری میکنن، اینا دارن محصولات خارجی رو میگیرن و بدون مجوز فروش مجدد دارن میفروشن و خب طی این مسیر خیلی داریم اذیت میشم.

اخرینش، اخرین اذیتی که شدیم اینکه یکی از رقیبامون توی شهرکرد رفته از ما شکایت کرده و پلیس فتای شهرکرد هم میگه که ما نه نیابت میدیم پرونده تون رو که بیاد تهران که اجرایی بشه ونه هم چیزی، باید حتما بیان شهر کرد رفتیم شهرکرد، بعد پلیس فتا دیگه اسناد ومدارک واینا بردیم گفتیم اقا اصلا این حکمتون به حق نیست و اینا گفته اوکی بله درست میگید.

بعد گفتیم خب پس حله دیگه گفت آره حله، پس ما برگشتیم تهران، دوباره برگشتیم گفت نه حالام که ما بررسی کردیم دیدیم حل نیست.

یعنی بعد اینا رو که میبینم زیاد دلسرد نمیشم چون میبینم یه استارت اپ خیلی بزرگتری به اسم اسنپ قشنگ دارن ده برابر ما پدرشو درمیارن یعنی ازاون ور شهرداری و تاکسیرانی شکایت میکنه ازش تازه با چه scale و از اون ور کرج میگن که غیر مجاز اعلام میشه ازاون اپ استور و گوگل میبندنش یعنی با این همه سختی داره پیش میره دیگه من اینا رو میبینم به خودم دلگرم میشم میگم بابا ما مشکلاتمون خیلی ریزه.

محمدپیام بهرام پور: دقیقا صحبتی که صبح داشتیم ببخشید صحبت رو قطع کردم اینکه هرچقد بزرگتر میشیم مشکلاتمون هم بزرگتر میشه میبینین تکراریه یعنی روند موفقیت یه چیز مشخصه بزرگتر میشیم دشمنای بزرگ، سنگ اندازی رقبا یا بعضیاشونم اخه اصلا رقیب نیستن فقط سنگ اندازن یعنی شغل شریفشون همینه یعنی سنگ میندازن.

علی حاج محمدی: خودشون هم سودی نمیبرن ازاین وسط ولی ازاینکه کسی دیگه کارنکنه لذت میبرن.

محمدپیام بهرام پور: بله بله اون مثال پاندول هم بزنید نمونه تو دلشون که گفتین که تو سختیا یادت نمیاد یادت هست.

علی حاج محمدی: خدمتتون عرض کنم که من یه قضیه قانونی رو پارسال خدمت دوستان تو مدرسه استادی ۲ گفتم خب لازمه که شما هم بدونید و اون هم قانون پاندول بود.

من میگم این وسط یه طرف موفقیته یه طرفم شکسته آدمهایی که تو زندگیشون موفقیت های بزرگی دارن به همون نسبت برمیگرده پاندول ساعت به سمت شکست ها، شکست هاشونم بزرگتر میشه وآدمهایی که موفقیت های خیلی چشمگیری ندارن شکست چشمگیری هم ندارن.

یعنی مثلا حالا پدر مادر من که فرهنگی بودن نه تو بورس هیچوقت سرمایه گذاری کردن نه رفتن یه کیسه طلا خریدن، هیچ کاری نکردن یعنی هیچ ریسکی که حالا به شکست منجر بشه نه به موفقیت و پاندول ساعت زندگیه حالا کسایی که فقط به یه زندگی عادی بسنده میکنن زیاد تکون نمیخوره.

ولی یه کسی که مثلا موفقیت های خیلی چشمگیری داره حالا از اونجایی که برادرم تو کار حسابداری هست و با اقای علی دایی در ارتباط بود میگفتش مثلا درآمد کارخونه وهتل واینا خیلی زیاد داره ولی از این ور مثلا میگه اره پارسال یکی اومد سه میلیارد پول منو خورد، پارسال یکی یه شرکتی ده میلیارد تومن جریمه شد اینجوریه یعنی شکست هاشونم به همون نسبت بزرگه.

پس ازاینکه ما خودمونم ناراحت نمیشیم از اینکه مثلا یه جایی شکست میخوریم یا مثلا یه باگی یه مشکلی پیدا می کنن کاربرا تو سایتمون که میتونن یه عالمه به ما ضرر بزنن ما ازاین قضیه استقبال میکنیم چون نشون میده که کارمون داره بزرگتر میشه نشون میده استقبالمون داره بیشتر میشه وما همون نسبت که به مشکلات بزرگتری میخوریم به همون نسبت هم سعی می کنیم خودمون رو خوب کنیم وترمیم کنیم.

محمدپیام بهرام پور: علی جان من شما رو هربار دیدم حالت خوبه، خوشی، چطوری این حس خوب انرژی خوب رو داری؟ چطور حالتو خووب نگه میداری؟

علی حاج محمدی: ببینید راستش قضیه کلا کسب وکار والبته توی زندگی من خودم خیلی ادمی ام که به هدف فکر میکنم مثلا تارگت بیس میشه ادمهایی که فقط تارگت میزنن یعنی روی درآمد، روی تعداد یوزر، روی رضایت بخشی کارمندا، رضایت بخشی خودم تو زندگی.

روی همه چی تارگت میذارم و به اون میرسم و وقتی تارگت ها رو میزنم خیلی خوشحال میشم واین تارگت ها بعضی هاش بلند مدته که مثلا طی سه سال آینده به چی میرسیم بعضیاشم کوتاه تا اخر هفته به این عدد فروش تا اخر هفته به این تعداد یوزر تا اخر هفته به این تعداد مثلا دانلود برسیم واسه ما رضایت بخشه.

محمدپیام بهرام پور: یعنی هدف میذاری وتمرکزت رو اونه و نمیذاری عامل دیگه حواست رو پرت کنه.

چک میکنی میگی این تو هدفم هست یا نه نه نیست میندازیش دور دیگه.

علی حاج محمدی: دقیقا

محمدپیام بهرام پور: شبیه همون چیزی که تو رسالت گفتیم ولی مثلا خوب این کوتاه مدت عالی جواب میده دیگه هدف میذاریم.

بزرگترین اشتباه اشتباهت چی بوده؟ یا چندتاش بگو؟ بهترین فرصته که ما یاد بگیریم

علی حاج محمدی: اشتباه که خب خیلی داشتیم ولی

محمدپیام بهرام پور: دوتا خوباشو بگو برا ما

علی حاج محمدی: اخه هرچی میگم میگی تکراری گفتی دیگه نمیگم

محمدپیام بهرام پور: من کدومو میگم تکراریه

علی حاج محمدی: کلا هی میگی شکست همه شکست

محمدپیام بهرام پور: نه این خوبه اینی که میگی طبق برنامه است همون که گفتمو بگو

علی حاج محمدی: خدمت شما عرض کنم بزرگترین اشتباهم این بود که کم مشورت کردم با آدمای قابل صلاحیت

محمدپیام بهرام پور: دیدی همون که گفتم

علی حاج محمدی: خدمتتون عرض کنم حتی همین الان درمورد یه مدل جدید سرمایه گذاری با اقای بهرام پور من صحبت میکردم دقیقا بهش گفتم که یعنی هفت سال پیش من رفتم مثلا اینقد پول رفتم طلا خریدم اگه این کارو میکردم الان اینقد پول داشتم.

توی مسیرم حالا مشکلی که داشتم نبودن دور و برم آدمایی که صلاحیت مشاوره داشته باشن حالا شش هفت سال پیش، الان خدا رو شکر، آدمایی که از سطح من بالاتر هستن دوروبرم هستن ومیتونم ازشون مشاوره بگیرم به نظرم بزرگترین اشتباهم این بود که کم مشورت کردم.

محمدپیام بهرام پور: یا با آدمای اوکی مشورت نکردی کدومش پررنگتر بود؟

علی حاج محمدی: خوب ادمایی که مشورت میکردم شش هفت سال پیش، اعضای خونواده ام بودن که شاید دید بیزینسی دید اقتصادی نداشتن و همیشه دوس داشتن تو اون ناحیه امنشون بمونن.

محمدپیام بهرام پور: فقط از سر دلسوزی نصیحت میکردن، مشاوره نبود و دیگه چی اگه بخوای بگی خیلی نکته قشنگی بود این بحث، پس ما یادمون باشه با کی داریم مشورت می کنیم.

علی حاج محمدی: یه ذره ام اگه خوب برگردم سه چهار سال پیش از کارای نکردم دوس دارم بیشتر انجام بدم اینکه مطالعه بیشتر کنم به نظر من مطالعه خیلی کم کردم.

یه جاهایی خیلی تمرکز کردم روی مطالعه ایی تو زمینه موفقیت از بیزینس جا موندم یه جاهای چسبیدم به بیزینس از موفقیت جاموندم به نظر من یه برنامه منسجم واسه مطالعه داشته باشم خیلی خیلی پیشرفتم میتونست بیشتر باشه.

محمدپیام بهرام پور: و شما اینو قبول داری که ادم وقتی یه جایی میرسه سرش خیلی شلوغ میشه حسرت میخوره که اون تایم های قبلا رو میتونستم مطالعه کنم ولی الان نمیتونم یا اگرم بخوام مطالعه کنم دیگه اون عنوان ها رو نمیتونم بخونم درسته.

علی حاج محمدی: دقیقا یه حسرتی هستش که اون تایم های خالی رو چقد راحت از دست دادم ویه حسرت دیگه ام هست وقتی یه کتاب رو میخونم میگم اگه من اینو دوسال زودتر خونده بودم الان مثلا ۵ تا از بهترین اعضای تیممو از دست نم یدادم یا مثلا دقیقا این حس رو بعد از خوندن کتاب گوگل چگونه کار میکند بهم دست داد واقعا حسرت بهم دست که چرا ۵ سال پیش من این کتاب رو نخوندم و یه عالمه پروژه ها رو از دست دادم وشکست خوردم داخلش.

محمدپیام بهرام پور: میشه بهمون چندتا کتاب معرفی کنی؟

علی حاج محمدی: والله در درجه اول که گوگل چگونه کارمی کند؟ یکی دوسال از کسب وکارتون گذشت کتاب شیب، خیلی عجیب جالبه.

محمدپیام بهرام پور: جز کتاب های مطالعاتی تون هست دوره پیش هم دوستان خوندن بله اواخر دوره.

خب پس اولیش گوگل چطوری کار میکند؟ خانم رحمانی – میگن موضوعشم بگین؟

علی حاج محمدی: موضوعش در مورد پشت زمینه گوگله یعنی درمورد سئو وتکنیک های گوگل نیست در مورد پشت زمینه اشه که چطوری ادما رو استخدام میکنن چطوری پروژه لانچ میکنن وچطوری پروژه هاشون شکست میخوره خیلی جالب بود.

یعنی من فکر میکردم گوگل یه شرکته دیگه ابَر موفقه که دیگه همه کاراش موفقه واینقد درمورد پروژه های شکست خورده اش میگه یعنی بعد من میگم اه راست میگه مثلا ای گوگل یه مدت بود الان دیگه نیست.

مثلا اه مسنجر گوگل عوض شده این دیگه نیست بعد مثلا میگه علتش اینه که ما اون فردی که گذاشته بودیم مدیر این محصول اخلاقش اینجوری بود روحیاتش اینجوری بود یا مثلا تیمی که واسه این مسنجر گذاشته بودیم این مشکلاتو داشت و شکست خورد ودیدم چقد پروژه شکست خورده داره خیلی جالب بود.

محمدپیام بهرام پور: بغل دستیتونو نگاه کنین بگین چه عجیب…

علی حاج محمدی: خیلی عجیبه

محمدپیام بهرام پور: بله بعد کتاب شیب رو پیشنهاد کردی ست گودی نوشته.

علی حاج محمدی: ویه کتاب دیگه هم هستش که خیلی عالیه حالا نمیدونم توی سیر مطالعاتی تون هست کتاب ساخت مدل کسب وکار (business model generation)، چی؟

محمدپیام بهرام پور: اینا کسب وکاره همه اش، شیب انتشارات اریانا قلم

علی حاج محمدی: کلا هم انتشارات اریانا قلم خیلی خوبه همه کتاباش خوبه، یعنی خودشونو خیلی با فیلتر کتاب چاپ میکنن

محمدپیام بهرام پور: بله دیگه چی؟ پیزی به ذهنت میرسه

علی حاج محمدی: دیگه همین دیگه فعلا

محمدپیام بهرام پور: همین فعلا، یه کتابی که بخوای بگی نخونیم تو ذهنت هست؟ عجب سوال نامردی

علی حاج محمدی: والا عنوان کتاب دقیقا یادم نیست ولی داشتم صوتیشو گوش میدادم خیلی چرت وپرت بود یعنی مثلا در مورد بادی لنگویچ بود بعد بیشتر اینکه اقا مثلا من خودم علاقه ام اینجوریه بیشتر ازاینکه ظاهر قضیه رو حفظ بکنم خیلی دوس دارم یارو معنادار باشه.

یعنی واسه من خیلی مهم نیستش که یارو دستش اینجوری باشه یا دستش اینجوری باشه اینش برام مهم نیست خود یارو داخلش یه چیزی واسه عرضه داشته یه مفهوم ویه تفکری واسه عرضه داشته باشه.

واسم خیلی بهتره یه کتابی میخوندم اونم مثلا کلا همین بود تو چند جلسه که میرید نمیدونم دستتون رو تا بیست سانت بیارید جلو.

محمدپیام بهرام پور: دقیقا هست بعد مدرس داریم اینا رو درس میده پولم درمیاره، ببین مملکت گل وبلبله اینه دیگه، مثلا میگه اینجوری نکنید اینجوری کنید، بعد همه هم مینویسن اینجوری نکنیم اونجوری کنیم.

بعد شما میخندین بعد میبینی یه عده دارن پول در میارن.

بعد کامل گرا ها همین جوری موندن که یه روزی یه اتفاق خوب بیوفته فرصت رو میدن دست همین ادما یه جمله قشنگه میگه مشکل دنیا اینه که احمق ها خیلی راحت حرفشونو میزنن وادمای باشعور هی تردید دارن که نکنه اشتباه باشه نکنه مشکل داشته باشه.

بنابراین می بینین که احمق ها خیلی راحت جولان میدن دیگه خب اینم ازاین البته یه قسمت های از زبان بدن درسته ها، یه قسمت هایش ولی یه قسمت هاییش تبدیل میشه به این ظاهر سازیه این دیگه اصلا یه چیز درب وداغوون میشه.

بهترین تصمیمی که گرفتی چی بوده؟

علی حاج محمدی: من معمولا هر وقت یه ورودی مالی رو بستم خیلی موفق تر شدم یعنی چی یعنی اینکه مثل هرس کردن مثل یه درخت رو که هرس میکنید.

همیاروردپرس حالا یه برندیه که همه کار ازاون اولش میکرد یعنی اولش برا اینکه پول دربیاره سفارش طراحی سایت میگرفت بعد تبلیغات میکرد توسایتش یعنی مثلا ما خیلی جالب تبلیغات یه شرکتی عین خودمونو میذاشتیم تو سایتمون که ازش پول بگیریم.

مثلا یه عالمه دوره وکارگاه واینا میذاشت بعد خب هروقت من این ورودی های مالی که مثلا یه میلیون تومن ازتبلیغات میومده مثلا چه میدونم ده میلیون از طراحی سایت اومده هروقت بستم دردرجه اول خیلی ترسناک بود و خوب به هرحال فشار مالی هم تحمیل میکرد ولی بعدش اتفاقات خوبی افتاد.

هروقتم روی کسب وکار خودم سرمایه گذاری کردم بعدش دیدم ارزششو داشته یعنی مثلا واسه بهبود سایتم مجبور شدم ده میلیون بدم به یه گرافیستی یه جاهایی رو خوب کنه در درجه اول خیلی بهم فشار اومده که ده میلیون تومن بدم به این واسه اینکه اینکارو بکنه ولی بعدش اینقد فیدبگ خوبی گرفتم دیدم ارزششو داشت.

یعنی سرمایه گذاری روی کسب وکار خودم ویکی ام هرس کردن و متمرکز کردن خودم واسه من همیشه نتیجه مثبت رو داشته.

محمدپیام بهرام پور: سخته اینکه ادم بخواد یه منبع درآمدی رو حذف کنه سخته مثلا جدیترینش یارانه است.

اقای معظمی این حرفو برای اولین بار زد وچقد حرف درستیه میگه اقا یارانه نگیرین اگه دنبال موفقیت مالی هستین چون چشمتون اصلا مهم نیست اون مبلغه مهم نیست ها، خیلیا میگن بگیر کاری نداشته باش نه چشمتون وذهنتون دنبال یه منبع بیرونیه ویه Stop کوچک حداقل داره حالا برا بعضیا خیلی stop هستش وبرا بعضیا خب کمتر.

ولی واقعا همینه ها اینکه آدم یه منبع درآمدی رو حذف کنه یکی از مهم ترین کارهاست میبینین شرکت های بزرگ به جرات وبا قدرت این کار رو انجام میدن.

مثلا یاهو رو همه به عنوان یاهو مسنجر میشناختیم دیگه، حذف کرد یاهوو مسنجر رو یا گوگل کلی از امکاناتشو قطع کرد مثل گوگل ریدر که چیز خیلی خیلی مهم وپرمخاطبی بود یا خیلی قسمت های دیگه.

اینکه بتونیم یه قسمت هایی رو بذاریم کنار چون توانمون محدوده شجاعت زیادی میخواد وبدترین تصمیمت؟

علی حاج محمدی: بدترین تصمیم، یه سری بچه های تیممون بود که کنار گذاشتیمشون وخیلی بد بود.

مثلا یکی از دوستام بود که اصلا توی تیم ما علاقه مند شد به این حوزه و شروع کرد به کار کردن توی حوزه خاصی برنامه نویسی میکرد که ما خودمون تربیت کردیم یکی دوسال مراقبت کردیم داشتیمش تا داشت به نتیجه میرسید اشتباه کردم وگفتم که ما اصلا این حوزه برنامه نویسی رو نه میخوایم نه مخاطب داریم نه چیز دیگه شما برو و الان یکی از برنامه نویس های ارشد دیجی کالاست الان.

محمدپیام بهرام پور: دوستاتو چطور انتخاب میکنی؟

علی حاج محمدی: دوستامو؟

محمدپیام بهرام پور: آقایونو عرض میکنم ها

علی حاج محمدی: بله خدمت شما عرض کنم که خیلی با تفکرشون، ببینم که تفکرشون چطوره، تفکر ودستاورد، ببینم چیکار کردن وکسایی که فقط حرف میزنن حتی اگه حرف های قشنگی میزنن بازم به دلم نمیشینه، یعنی هم تفکرش باید خوب باشه هم دستاورد.

محمدپیام بهرام پور: دستاورد، میشه بگی چرا اونایی که حرف خوب میزنن با اینکه حرفای خوبی میزنن نمیری سراغشون

علی حاج محمدی: چون عملگرا نیستن

محمدپیام بهرام پور: خوب می بینین یه صحبتی هست ادمایی که خیلی خوب حرف میزنن یا خیلی خوب شو میکنن نمایش میدن کاراشونو دوتا اتفاق میوفته:

یکی اینکه شما میبینی این تلاش نمیکنه ولی دستاوردش خیلی بزرگه داره نشون میده اینطور نیستش، حالتون گرفته میشه میگی پس چرا من اینقد دارم جون میکنم نتیجه نمیگیرم.

بسیاری از مدرس ها اینطورین دیگه واقعا محتاج به نون شبشونن ولی یه جوری وانمود میکنن محتاج به نون شب به نسبت خودش ها حالا منظورم ده هزار تومن واقعا نیست ولی قشنگ لنگه و پول قرض میکنه ولی یه جوری وانمود میکنه بعد شما میگی خدایا اینکه اینقد بد کار میکنه پس چرا اینقد اوضاعش خوبه حالتونو بد میکنه خیلی مراقب اطرافیانمون باشیم حتی همکلاسیامون اونایی که همه اش شو دارن مراقب باشبم کمتر حشر ونشر بکنیم چون حالمون گرفته میشه.

اون بنده خداهایی که هی شو میکنن هم میدونین تو مغزشون چه اتفاقی میوفته دوپامین ترشح میشه.

ببین من خالی میبندم میگم علی من اینکارو کردم اینجوری شده، دوپامین ترشح میشه مغز من پاداش میگیره فکر میکنه واقعا اینکارو کردم و بعد اولا حالم خوب میشه به این اتفاق معتاد میشم خیلی خالی میبندم دوم اینکه دیگه پاداش گرفته مغزم تلاش نمیکنم واقعا برسم بهش، بهمین خاطر خیلی خیلی باید مراقب اطرافیانمون باشیم.

آینده رو چطور میبینی؟ توی فضای کسب وکار ایران وچه اتفاقاتی به نظرت میوفته؟

علی حاج محمدی: ببینید آینده خیلی سهم بازار کسب و کارایی که مربوط به اینترنت وای تی بیس هستن خیلی بیشتر میشه ولی اینکه چه تکنولوزی هایی وارد میشه خوب هروز علم داره پیشرفت میکنه و واقعا قابل یش بینی نیستش که دراینده چه اتفاقی میوفته ولی سهم کسب وکارا کوچک واینترنتی خیلی بیشتر میشه و رویکرد هم بهتر میشه.

مثلا قبلا هیچ نظام وصنفی وهیچی بود واسه اینکه از کسب وکارا حمایت بکنه ولی خب الان این همه کسایی هستن که به طور واقعی یا حدقل برای شو افش دارن سنگ کسب وکارا رو به سینه میزنن واین اتفاق خوبیه و به نظر من در اینده کسب وکارای کوچک واینترنتی رسمیت بیشتری پیدا میکنن توی ایران.

محمدپیام بهرام پور: میشه یه خورده بگی کدوم قسمت ازکارای منو قبول نداری؟

من قبل ازاینکه شما بیای راجع به این صحبت کردم که بچه های با درک های مختلف ادما اشنا بشن گفتم قرار نیست اصلا لزوما مدل من مدل درستی باشه این مدل برا من جواب داده حتی ممکنه جاییشم غلط باشه.

مثلا خودت کدوم قسمت کارای منو نمی پسندی یا احساس میکنی میتونست متفاوت تر باشه؟ بهش فکر کردی؟

علی حاج محمدی: خدمتتون عرض کنم که چون ازقبل من شما رو میشناسم خوب یه قسمتیش که خوب شما اول روی دیجیتال مارکتینگ خیلی کار کردی وبعد حس میکنم یه جا دستیشو کشیدین اومدی تو دنیای واقعی والان که برگشتید ولی باز دیجیتال مارکتینگتون خیلی ضعیفتره به نظرمن باید قویتر بشه درسته؟

محمدپیام بهرام پور: دقیقا درست میگن آره، یه مدتی چون واقعا پیشتاز بودیم ما اون موقع شروع کرده بودیم اصلا تو همه چیز خیلی بالا بود اما نگه داشتیم اومدیم یه خورده تو فضای واقعی در صورتیکه خوب رشد تو اون طرفه، ممکنه پول تو این ور باشه فعلا ها اما رشد تو اون طرفه.

یه نکته خیلی درست بود فکر میکنی جایی هست الان مثلا این چیزی که گفتی من کاملا پذیرفتم یعنی اوکیه اما چیزی هستش که مثلا اختلاف نظر داشته باشیم یعنی من اصلا نپذیرم وباهم اختلاف داشته باشیم تو مدل فکری، مدل رفتاری، کاری؛

علی حاج محمدی: نه من خودم، شما چی خودت فکر کردی به این موضوع؟

محمدپیام بهرام پور: نه نه من اخه خیلی شبیه به هم هستیم کلا مدلامون

علی حاج محمدی: اره

محمدپیام بهرام پور: چه تفاهمی، غذا چی دوس داری عزیزم؟

علی حاج محمدی: مدل کسب وکاریمون خب فرق میکنه ولی در مورد اینکه آینده اندازه بیزینسمون چقد میشه؟ پول بزرگه کجاست و ادما چه منفعتی کسب بکنن تقریبا با هم مشترک هستیم.

محمدپیام بهرام پور: علی من یه ویژگی در شما دیدم در هیچ کسی به اندازه شما ندیدم حالا این دوتا دلیل میتونه داشته باشه اینکه هرچیزی یاد میگیری جیرینگ دراختیار هرکسی قرار میدی.

یعنی نه اینکه مثلا اول فکر میکردم مثلا ارتباط ما خیلی خوبه میگی بعد دیدم نه مثلا یکی از در بیاد یه سوال بپرسه همونو میگی مگر یه بیزینس کدی باشه مخصوص خودت اونم دوبار بپرسیم میگی.

مثلا با خوشحالی میاد میگه اقا من این لوگو رو طراحی کردم لوگو مو دادم استاد فلانی طراحی کرده بعد قیمتش اینقده اینجوری اینم شماره اش بیا.

این ویژگی به نظرت به بیزینست اسیب نمیرسونه؟ که همه چیزیو میگی یه زنگ میزنم علی چطوری؟ اقا اینو خبر داری؟ الان یه دقیقه اون بک استیج، اینو دیدی؟ همه اش داری دستاوردها چیزایی که خیلی زحمت کشیدی رو داری اینقد راحت دراختیار بقیه میذاری.

علی حاج محمدی: اه ببینید حالا جدای ازاین قضیه، کسایی که یه رازیو میفهمن یه نکته ای رو میفهمن که باهاش پول در میارن به نظر من خیلی سریع باید نشر کنن ودراختیار همه بذارن چرا؟

چون بعضی از کسب وکارها تنها نکته شون اینه که یه دونه لینک دارن که ازاون لینکه میرن یه کاری انجام میدن خب وتنها مزیتشون اینه ولی وقتی اون لینکه رو همه بفهمنن یارو حس پوچ بودن بهش دست میده انگار هیچی دیکه نداره.

ولی خب من خودم خیلی دوس دارم همه چیو در اختیار همه بذارم که خودم برم قدم بعدی یعنی این چیزایی که بدست اوردم مال بقیه خودن برم یه سری چیزای جدید کشف کنم.

محمدپیام بهرام پور: به جان خودم خودت نفهمیدی چی گفتی؟ خیلی خوب بود، نگاه کنید تفکرسیستمی بود قشنگ ها، افق دید رو نگاه کنید.

مثلا من یه راه کسب درآمد پیدا می کنم مثال میزنیم بریم شرکت های قدیمی مثلا سی سال پیش یا بیست سال پیش یه شرکت افتخارش شماره تلفن هایی بود که داشت می گفت من شماره تلفن فلان پخشو دارم شماره تلفن فلان مشتریا رو دارم زنگ میزنم درآمد کسب میکنم بعد یه مدت که اینترنت اومد تمام اون شرکت ها ورشکست شدن.

چون مزیت رقابتیشون از بین رفت حالا اگه اطلاعاتی داشته باشیم که بخاطر اطلاعات جلوتر از بقیه باشیم حتما اون اتفاق بعد ازیه مدتی میره دست همه وپخش میشه.

بنابراین خب اونوقت یه حس بد و به قول شما پوچی میخوریم دیگه خیلی بحث قشنگ وکاربردی یعنی افق زمانی به جای اینکه یکسال ویکماه واینا باشه یهو میره تبدیل میشه به یه چیز ده سال بیست سال، بنابراینن جاداره بگیم نوش جونت موفقیت هایی که داری، بفرمایید بهشون خوب میخوای صحبت پایانی چیزی بگی که یه خورده سوال بپرسیم دوستان سوالاشونو بپرسن؟

علی حاج محمدی: والا صحبت پایانی یه قانونیه میخوام بهتون بگم واین قانونو یه بار تو یه سمیناری فکر کنم ۶ ماه پیش گفتم ولی این قانونو همیشه تو ذهنتون داشته باشین.

اسم این قانون هستش ادس خووب این قانون چی میگه: میگه کسب وکارتون باید سه تا پایه داشته باشه اول استراتژیه یعنی شما باید در مورد همه چی استراژی داشته باشین.

یعنی در مورد انتخاب رشته کاری فیلد کاری که میخواید داشته باشید درمورد نوع کاری که میخواید توی اون رشته داشته باشید یعنی مثلا صرف اینکه من انتخاب کنم رشته ام وردپرسه کافی نیست، چی میخواین بکنین میخواین اموزش وردپرس بدین یا برنامه نویسی ورد پرس انجام بدی یا چی؟

باید انتخاب کنین، پس استراتژی خیلی خیلی مهمه، استراتژی اینکه یه رقیبی اومد یه بلایی سرکسب وکارت اورد باید چیکار کنی؟

استراتژی اینکه رقیبت یه محصول عین تو درست کرد قیمتو اورد پایین چیکار باید بکنی؟

استراتژی اینکه دیجی کالا اومد عین کار تورو کرد تو باید چیکار کنی؟

پس اول استراتژیه خیلی خیلی مهمه، بعد استراتژیو انتخاب کردین با توجه به نوع استراتژی دانش اون کارو به دست بیارید، یعنی تا وقتی دانش یه کاریو فوق العاده یعنی به صورت ۶ دانگ روی اون مبحث نداشته باشین واقعا مزیتی نسبت به همه کسایی که تو همون حوزه هستن ودارن دست وپا میزنن ندارین پس خیلی مهمه که دانششو هرجور که شده به دست بیارید.

اگه لازمه فقط تجربه کنین برید تجربه کنین اگه با خوندن کتاب دیدن ویدیو، شرکت در دوره ای باعث میشه به اون دانش برسید حتما اون کارو بکنین.

سومی هم ساختار سازمانیه وقطعا وقتی کسب وکارتون رو شروع می کنید لازم نیستش که یه تیم ده نفره، بیست نفره وحتی اصلا سه نفره داشته باشین کافیه خودتون شروع بکنین وبه حدی برسه که ۲۴ ساعتتون پر بشه یعنی واقعا هیچ وقت پرتی نداشته باشین و همه اش دارید کار می کنید اونوقت یه نفرو میارید کناردستتون وقسمتی از کارها رو به اون محول می کنین و کم کم ساختار سازمانیتون شکل می گیره.

یعنی نفر اول یه سری کارها رو انجام میده، نفر دوم یه سری وهمینجوری تقسیم واینجوری نیستش که شما یه عالمه کارمند دارید یا منشی دارید که کلا بیکاره همیجور نشسته ویه تلفنم کنار دستشه اینجوری نباشه پس ساختار سازمانیتونو بهش فکر کنین حالا در سال های به نظرمن دوم یا جلوتر.

پس قانون ادس شامل چی شد؟ الف: استراتژی د: دانش س: ساختار سازمانی

محمدپیام بهرام پور: تشکر، خب توی بحث ساختار خیلی از بچه های مخصوصا استادی مثلا ماه ششم یا هفتم هنوز دوره تموم نشده، هنوز سایتشون راه نیوفتاده، هنوز فروشگاه اوکی نیست میگن من میخوام یه نیرو بگیرم، نیرو منظورشون مثلا یه کارمندیه، نظرت چیه؟

علی حاج محمدی: اصلا اشتباه محضه چون که حالا منظورم ازاونکه ۲۴ ساعتتون پر بشه اینکه هم ۲۴ ساعتتون پر بشه هم واقعا پول دربیارید وواقعا مفید باشه.

گرفتن یه هم تیمی من در درجه اول میگم گرفتن یه هم تیمی حتی اگه اون هم تیمی خواهر ادم باشه حتی اون هم تیمی یه اشنایی باشه که حتی درخواست پول هم نکنه اشتباهه چون یه فردی کنارتون باشه که کلا بیکار باشه شمار رو به بیراهه میکشونه یعنی ذهنتونو ازاون تمرکز خارج میکنه.

شما باید تیمتون اینجوری باشه که همه در راستای تمرکز شما کار کنن نه اینکه یه نفر با یه تمرکز وتفکر دیگه بیاد تازه رو شما هم تاثیر بذاره اینو باید اینقد روی موضوع متمرکز بشید تایمتون پر بشه بتونید کسب درآمد کنید و یه نفر دیگه رو بیارید در راستای تمرکز وهدفتون کمکتون بکنه وپیش ببردتون.

محمدپیام بهرام پور: بعد علی جان شما دوره پیش هم گفتی حیفم میاد نگیم اینو گفتی که الان خودمونو با الان بیزینس ها مقایسه نکنیم اونم یه خورده برامون توضیح بده؟

علی حاج محمدی: آره یه مشکلی که هستش حالا ما تو دوره خودمونم این مشکلو داریم که بچه ها سایتشونو مثلا یه هفته است راه انداختن میگن که اووه این سایتی که مثلا ما زدیم اصلا شبیه دیجی کالا نیست، این سایتی که مازدیم شبیه سایت فلان نیست.

این یه اشتباهی که میکنن اینه که الان خودشون رو با الان دیجی کالای ده ساله مقایسه میکنن که این کلا اشتباهه در مورد سایت اشتباهه در مورد آدما هم اشتباهه یعنی من دوس دارم مثل استیو جابز بشم ولی الان خودمو با اخر عمر یا دستاورد استیو جابز یا شرکت اپل مقایسه کنم خب این اصلا اشتباهه وباعث رشدم که نمیشه تازه باعث میشه که خیلی افسرده بشم ناراحت بشم.

بهترین حالتش اینه که برم کتاب زندگینامه استیو جابز رو بخونم ببینم تو اون سن هم سن من بوده چیکارا میکرده و چه تفکری داشته چطوری پیش میبرده کارش رو.

پس یه نکته ای که هستش حالا اگه یه کاری میخواید راه اندازی کنید عین خود اقای بهرام پور، بهتره که سایت الان وکسب وکار وتخصص الانتون رو باالان اقای بهرام پور مقایسه نکنید بذارید یه ذره تلاش کنید یا اصطلاحا میگن که هزینه رشدتونو بدید یه ذره رشد کنید تجربه بدست بیارید وبعدا برسید.

حتی تو بهترین حالت میگن که کسایی که الگوی ادم باشن بعد یع مدت رقیب ادم میشن بذارید برسید وحتی رقابت کنین

محمدپیام بهرام پور: خیلی این جمله قشنگه وفکر کنم اینو ما خوب درک کردیم دوتایی و باید این امادگی رو داشته باشین که وقتی یکی رو الگو درنظر میگیرین بعد ازیه مدت تبدیل میشه به رقیب شما درصورتی که شما خوب پیش برین چون تمام دستاوردهای اونو که به دست میارید هیچی خودتونم اضافه میکنید.

پس میشید دستاوردهای اون به اضافه خودتون، بنابراین باید این آمادگی رو آدم داشته باشه بسیاری از مدرس ها طاقت اینو ندارن ببینن شاگرداشون جلوتر میرن از خودشون خیلی براشون سخته یعنی بدن درد میگیرن له له میشن خوب این اینو باید خودمون دقت بکنیم تو خودمون که آقا اگه ظرفیتشو ندارم دائم به روز باشم.

اگرنه اصلا نیتم این نیست اصلا بحث رقابت و این داستانا نیستش که خب خداروشکر برم دیگه یعنی واسه خودمون استراتژی رو داشته باشیم واین استراتژی مختص کار فکر میکنم فقط نباشه استراتژی زندگی، استراتژی تربیت فرزند همه اینا هستش، درسته، بسیار عالی، یه جمله انگیزشی که دوس داری میگی؟

اصلا دوس داری اهل این قرطی بازی ها هستی؟

علی حاج محمدی: جمله انگیزشی، حالا جمله خاصی مد نظرم نیست، کلا جله زیاد میخونم ولی چیزی معمولا حفظ نمیشم ولی کلا چیزی که خیلی منو انگیزه میده، اهان یه جمله یادم اومد ولی حالا بذارین بعدا بهتون میگم.

یه چیزی که خیلی منو انگیزه میده اینکه جلوی من تویه موضوعی گرفته بشه هرجور شده میخوام اون کارو انجام بدم یعنی کسایی که بهم پالس منفی میدن یا کسایی که همیشه ناتوانی رو به روی من میارن که مثلا تو که نمیتونی این کارو بکنی یا تو که بیزینستو نمیتونی جهانی بکنی یعنی تمام تفکرم میره که یه روزی اینکارو انجام بدم واگه خیلی فرسه اصلا در اولین فرصت اینکارو انجام بدم.

محمدپیام بهرام پور: یعنی انرژی های منفی رو میگیری اونا رو تبدیل میکنی به قدرت مبارزه شکل میدی و میری سراغش؟

علی حاج محمدی: دقیقا این اذیت هایی که توی ژاکت داریم میشیم بخاطر همینه ژاکت هم بخاطر اینکه یه سیستمه هرکسی هرجور که میتونه میخواد این سیستمو یه جاشو زخمی بکنه ولی هرچقد زخمی تر بشه باعث میشه هی ما استانداردهامونو ببریم بالاتر، هی نظارتمونو ببریم بالاتر وبهتر بشه.

محمدپیام بهرام پور: علی جان این ژاکت رو به من گفتی یه آفری داشت اعلام عمومی نمیخوای بکنی؟ بچه ها بدونن یه سایت چقد میتونه بی ارزه؟ اگه چیزه نه ها نمیخوام باعث زحمتت بشم.

علی حاج محمدی: نه فقط کاملا سکرت بمونه.

محمدپیام بهرام پور: نه فقط فیلمش تو سایته اوکیه حله، نه خب واقعا اگه اینطوری باشه من نمیخوام شرمنده ات بشم نمیخوام تحت فشار بذارم یه حدودی بگو یا اگه نمیخوای هم بگذریم، یه لحظه فقط فکر کنید سایت ایشون چقد می ارزه تو ذهنتون ها؟

علی حاج محمدی: البته حدس هم بزنن جالب میشه

محمدپیام بهرام پور: بگین اره ذهنتونم بیارین بیرون صد میلیون

علی حاج محمدی: نه ژاکت

محمدپیام بهرام پور: ده میلیارد، یک میلیارد، دویست میلیون، سه هزار میلیارد، هشتصد میلیون، پنجاه میلیون، برو بالا همین بسه دیگه ها

علی حاج محمدی: یه چیزی من بهتون بگم این قضیه رو اول کلاسام من تعریف میکنم کتاب اثر مرکب رو خوندین من اثر مرکب رو کامل لمس کردم سایت ژاکت رو حالا دامنه اش یه چیز دیگه بود ولی همین سایت ژاکت رو ما در حول وحوش دوسال پیش یکی از وبسایت های خیلی معروف ایران که رتبه زیر صد داره خیلی هاتونم میشناسین گفتش که میخوام بخرم ازت.

نشستم بهش فکر کردم گفتم که چقد بهش قیمت بدم اون زمان درآمدش زیاد نبود ولی خب خود اونم میدونست که آینده خیلی درخشانی داره و منم میدونستم ولی خب گفتم که ارزش داره بفروشم من قیمتی که مد نظرم بود پانصد میلیون بود.

محمدپیام بهرام پور: دو سال پیش تازه

علی حاج محمدی: دو سال پیش وگفتم که حاضرم بفروشم حالا اون فردی که میخواست ازمن بخره قیمیت که مد نظرش بود هفتاد میلیون بود تازه گفتش به شرطی که تمام سندهای بانکی وفروشتو بیاری و من ببینم اون چیزایی که گفتی راسته.

خب به هرحال پیش رفتیم و امسال فکر کنم حول وحوش یه ماه پیش از یه دونه سازمان دولتی که روی استارت آپ ها میخواد سرمایه گذاری کنه ویه ژستی مثل ژست راکد که زود فوود واسنپ واینا رو داره بگیره وتوی حوزه های مختلف استارتاپ های مختلف میخواد سرمایه گذاری کنه عددی که به ما پیشنهاد داد…

محمدپیام بهرام پور: یه لحظه بمونید، یعنی چه عددی میتونه باشه

علی حاج محمدی: عددی که به ما پیشنهاد که خب البته ما قبول نکردیم عدد سی میلیارد تومن بود

محمدپیام بهرام پور: بزن به افتخارشون، آفرین، پس الان من بودم اینجوری میزدم تو سر خودم بابا، ادراکمون نسبت به قیمت سایت تغییر کرد چون اگه دقت کنید عددها رو چند میلیون وچند ده میلیون وچند صد میلیون دیگه ماکزیمم رسید به چهار پنج میلیارد بعد دیگه عددهای همین جوری بود مثلا سه هزار میلیارد واینا که فضای شوخی بود.

یعنی واقعا بعد وقتی من این سوالو میپرسم قطعا یه عدد بالاییه دیگه همه اون خونه پره رو گفتن که این عدده حالا این اتفاق هنوز نیوفتاده یعنی شاید تو ذهنش عدد بالاتری هست شاید پایینتر، کاری نداریما ولی اصلا وقتی صحبت چنین جیزی میشه شما بگو یک دهم این قیمت یک وبسایت میتونه این کارو انجام بده دوسال روش کار کردی دیگه.

علی حاج محمدی: نه سه سال

محمدپیام بهرام پور: یعنی اگر خوب کار کنی میتونه اتفاقای این چنینی هم رخ بده وشما کلید سایت رو تحویلشون میدی و این پولم میذاری جیبت.

علی حاج محمدی: یعنی ما خودمون تو مذاکره ای که با اینا داشتیم، مذاکره که کلا سنگین بود ومن اصلاتو مذاکرات دولتی شرکت نمیکنم معمولا سعی میکنم کناره گیری کنم ولی ما مد نظرمون این بود که پنجاه درصد یا ۴۹ درصد رو بدین و پنجاه ویک درصد دست خودمون باشه وخودمون توسعه بدیم این سیستمو چون واقعا میدونیم این سیستم قراره به چی برسه.

اونا گفتن که نه ما اصلا میخوایم شما برید کنار ما خودمون تیم IT بیاریم واینکارو توسعه بده واصلا بهش فکر نکردم یه لحظه من خودم شوکه شدم یعنی چی خب من اینو بدم دچار بی ارزشی میشم، هیچ کاری ندارم بکنم ولی گفتم که خب حالا پیشنهادتون چقدره؟

بعد دیگه اینا رفتن جلسه وهی جلسه بازی تا اینکه به ما عدد رو پیشنهاد دادن که خب قبول نکردیم چون چیزی که من مد نظرمه سال دیگه یعنی تابستون ۹۷ من خودم پیش بینی کردم که به عدد سه میلیارد تومن ماهیانه برسیم توی ژاکت ولی حالا نمیدونم واقعا صد درصد بشه یا نه.

محمدپیام بهرام پور: باریکلا، این راجع به فروشه، دوستان بین فروش وسود تو مارکت پلیس ها فرق وجود داره یعنی یه درصدی از این رو میگیرن که البته اون درصد هم قابل توجه وتامله سعی میکنن این عددها رو بگن که واقعیت بیاد ها.

مثلا یه مثال قشنگی آقای حاج محمدی زدن بعضی از مدرس ها، عکس میگیرن از حساب بانکیشون بعد مثلا عددها رو اعلام میکنن که اینقد ماداریم برخی از افراد نه فقط مدرس ها که خوب این با یه روشه خیلی ساده نه فتوشاپ، با یه روش خیلی ساده اونایی که بلدن inspect element میتونن عدد رو عوض کنن ادرس هم درست اون بالا، همه چی هم درست اههه اینقد فلان واینا و این فضاها هستش ما میخوایم واقع گرایانه وواقع بینانه نگاه کنیم نه الکی انگیزه بدیم نه فلان.

خودت فکر میکردی که مثلا ۶ سال پیش چنین جایی باشی؟

افتخار اینو داشته باشی که بیایی تو دوره استادی؟ نه اینکه بیزینست تو این موقعیت باشه؟

علی حاج محمدی: خدمتتون عرض کنم که شش سال پیش که انقدر فضا بد بود که من جرات اینو نداشتم که من به خونواده ام توضیح بدم میخوام چیکارکنم.

محمدپیام بهرام پور: نه خودت واسه خودت.

علی حاج محمدی: ولی تو ذهن خودمم نه راسیتش من فقط واسم تارگتم این بود که مثلا اگه به کارمندا یه میلیون تومن حقوق میدن من مثلا یک ونیم میلیون پول دربیارم اصلا واسم مهم نبود وخیلی بیشتر دوس داشتم که به آدما یه خدماتی بدم که هم به دردشون بخوره هم باهاش برن یه کارایی بکنن که الان خب خدا رو شکر این اتفاق افتاد.

محمدپیام بهرام پور: و دوستانت دوستان دوران دانشکاه یا دبیرستان اصلا میگنجه تو ذهنشون که شما…

علی حاج محمدی: نه اصلا صحبت نمیکنیم باهم

محمدپیام بهرام پور: نزدیک هم نمیشن

علی حاج محمدی: چون بگم بیشتر وجهه ام خراب میشه وحالا درمورد عدد که هیچوقت صحبت نمیکنم ولی در مورد مدل کسب کار وچه تعداد کارمند واینا اصلا صحبت نمیکنم چونکه بیشتر فکر میکنن من خالی بندم.

محمدپیام بهرام پور: باورشون نمیشه ها میگن بابا اون مسخره ای که تو مدرسه بود واینا چون دقیقا صحبت خودم دیروز بود، به من میگفتن نه حالا شاید تو مسخره نبودی، میگفتن مگه میشه، میخندی حتما بودی.

نه خوب صحبت خودم بود دیروز یکی از همکلاسیام اینجا بود گفتم پرسیدم باورت میشد که الان اینجا باشم باتوجه که رفتاری که دیدی اصلا نمیگنجید.

یعنی آدم وقتی تغییر میکنه مدلش مدل اطرافیانش که تغییر نمیکنن اونا همون شکلی ان دیگه نمیگنجه تو ذهنشون وباز این داستانیه که همه افراد موفق دارن خواستم بگم که تکراریه، تشویقشون بکنین مرسی، علی جان خیلی ممنونم ازت وقت داری چندتا سوال جواب بدی یا عجله داری؟

علی حاج محمدی: بله

محمدپیام بهرام پور: میتونی، مرسی ازاینکه این وقت رو میدین جمله انگیزشی هم یه دونه رو بگو

علی حاج محمدی: آهان جمله انگیزشی، برای دوبرابر کردن درآمدمون یادگیریمونو دوبرابر کنیم.

محمدپیام بهرام پور: خیلی جمله خوبی بود مرسی، میتونم بپرسم چقد رو یادگیریت سرمایه گذاری میکنی؟

علی حاج محمدی: از لحاظ زمانی واقعا روزی یک ساعت یعنی تایمیه که اصلا هیچ کاری نمیکنم و فقط مطالعه میکنم ولی حالا مثلا دیروز درگیر یه سمیناری بودم از ظهرش که اومدم درگیر همون ماجرایی که بهتون گفتم شدم وتا قبل اینکه بیام همه اش داشتم تو این زمینه مطالعه میکردم و فیلم اموزشی میدیدم ولی از لحاظ رقمی کلا هیچ مشکلی با رقمش ندارم چون که من به این نتیجه رسیدم که رو کسب وکارمون سرمایه بذاریم برد میکنیم حالا رو خودمون که به کنار هرچقد رو خودمون سرمایه گذاری کنیم ارزش یعنی مثلامن کارگاههای یه روزه ای رفتم یه میلیون تومن.

محمدپیام بهرام پور: ببین برا اصفهانیه خیلی ها یه میلیون تومن یه روز اینجوری نگاه بکنید.

علی حاج محمدی: خیلی ولی رفتم حالا یه پرفسوری بوده که زیادم به من چیزی اضافه نکرده مثلا دو سه تا نکته گفته که انقلابی روم تاثیر گذاشته.

محمدپیام بهرام پور: همون دو سه تا نکته واقعا هم کلیدیه یکی دوتا ازاون نکته ها رومیگی؟

علی حاج محمدی: خیلی دیدی بود یعنی حالا کلاس های پرفسور نژادی که اگه خواستید شرکت بکنید، کارگاههای یه روزه میذاره خیلی بهم دید میداد چون پروفسور نژادی کلا دیدش تو یه دنیای دیگه بود بین کارخونه های صنعتی واینا اصلا کلا مثال هاشم اونجوری بود ولی روی دید من اثر میذاشت حالا نکته اش دقیقا یادم نمیاد.

محمدپیام بهرام پور: نه اتفاقا من کاملا این حس رو درک میکنم یعنی آدم میره تو یه سمینار میگه من خیلی اوکی ام فوق العاده بود و ذهنش اون لحظه رشد میکنه اتفاق مشخصی نمی افته یه مسیرهای عصبی جدید، یه بسته کلمات جدید ایجاد میشه ومن کاملا این حس رو درک میکنم.

بارها برا خود منم پیش اومده یعنی میگن کلاس چطور بود میگم عالی بود میگن خوب چی گفتن توش میگم نمیدونم چیز خاصی نگفتن توش ولی من اون نتیجه رو گرفتم و به دست آوردم اون چیزی که میخواستمو، خوب کیا سوال دارن از آقای حاج محمدی میکروفن کجاست؟ یه میکروفن اینجا داریم بقیه کجاست؟

یه دونه هم اونجا هست دست به دست کنین بیاین جلو نفر بعدی کی سوال داره؟

اها ببخشید علی جان! مرسی! بله

علی حاج محمدی: سوالای آسون فقط

محمدپیام بهرام پور: بله بله بفرمایید

شرکت کننده: سلام خسته نباشید سوالم این هست که شما رشته تحصیلی تون چیه واستارت اولیه رو چطور زدید؟

محمدپیام بهرام پور: رشته تحصیلی رو استارتشو چطور زدن؟

شرکت کننده: نه دوتا سواله، رشته تحصیلی چی هستش و اون استارت اولیه رو چطور زدن؟

محمدپیام بهرام پور: چی خوندی؟ چی نخوندی درحقیقت؟

علی حاج محمدی: متالوژی صنعتی یعنی مهندسی مواد گرایش متالوژی صنعتی دانشگاه اصفهان میخوندم که چهارسال اینقد دست وپاشکسته خوندم که معادل بهم فوق دیپلم دادن به جای لیسانس وبعدشم که اوکی شد یعنی بعد اینکه کسب وکارم رو روال افتاد الان رشته IT تجارت الکترونیک میخونم

کارشناسی الان فکر کنم ترم اخرم.

محمدپیام بهرام پور: به شما نمیگن که مدرک مرتبط نداری؟

علی حاج محمدی: یه ذره بخاطر مجوز ها مجوز شورای صنفی رایانه و.

محمدپیام بهرام پور: نه نه اونا، مردم مشتریاتون تا حالا شده

علی حاج محمدی: چرا بعضیا اصلا کلا منصرف میشن از کار کردن با ما بخاطر اینکه مدرک معتبر نداریم یا اینکه یه دکتری یا استاد دانشگاه پشت شرکت نیست البته بهشونم حق میدم خب تفکرشون اینه ولی خب اره فیدبک خیلی داریم که چرا مدرک مرتبط ندارید.

محمدپیام بهرام پور: ولی اصلا مشکلی شده برات یا داری کارتو میکنی؟ خوب اینم سوال تکراری که هرجلسه داریم وجوابش بله آهان استارت چطوری میزنین شما، فکر کنم دکمه ایه.

علی حاج محمدی: اره باید پا رو بذاری روی کلاج، خدمتتون عرض کنم استارتش که خب استارت فریلنسری بود.

محمدپیام بهرام پور: ببخشید دارن میترکن ماشینت چیه؟ درسته یا نه؟

علی حاج محمدی: ماشین توسانه.

خدمتتون عرض کنم که استارتش اینجوری بود که من توی خونه پروژه میگرفتم و انجام میدادم بعد مجموع پولایی که تونستم جمع کنم که البته خیلیاشم خرج شد رو دیگه خرج دفترو اینا کردم یعنی اول نه دفتر داشتم نه کارمند نه چیزی فقط توی خونه پروژه طراحی سایت میگرفتم حالا هرکسی با هرتخصصی که هست میتونه کار توی خونه داشته باشه یعنی اینکه کارمند جایی نباشه پروژه بگیره توخونه انجام بده ساختارشو تو خونه درست کنه بره ارائه بده به کارفرما.

محمدپیام بهرام پور: بله بعد شما میکروفن رو بدین اون ور تا ایشون بگن

شرکت کننده: با سلام خدمت شما استاد عزیز یه سوال داشتم که شما گفتین گرافیک سایتتون رو دادین به یه نفر دیگه انجام بده، تااونجا که من اطلاع دارم شما خیلی گرافیست ماهری هستین به چه نتیجه ای رسیدین که احساس کردین باید این کارو بدین به یه نفر دیگه؟ جرا خودتون انجام ندادین؟

عذر خواهی میکنم یه موضوع هم که آقای بهرام پور گفتن دوتا رفتار از شما دیدن یکیشو توضیح دادن که هرچیزی که یاد میگیرین سریع در اختیار دیگران میذارین دومی اگه اشتباه نکنم نگفتن.

محمدپیام بهرام پور: نه اها گفتم اینو تو بقیه ندیدم به دو دلیلم میتونم ندیده باشم یا خسیسن یا بیسوادن به روز نیستن، در هردو صورت خاک برسرشون، چرا چون هیچ حرفی ندارن میگیم چه خبر میگه سلامتی، اینطوری بعد میگه چه خبر یه ذره اطلاعات بهشون میدی همچین برمیدارن نکته مینویسن ولی هیچ اطلاعاتی نمیدن دوحالت داره دیگه یا اون ادم به روز نیست یا داره بخل ورزی میکنه، درست گفتم جمله ام درست بود؟

علی حاج محمدی: بله

محمدپیام بهرام پور: به این صورته بعد سوال ایشونم که البته باز مراقب باشین تواین سوال الان خودتونو با الان ایشون مقایسه نکنید خب حالا سوال…

علی حاج محمدی: حالا یه نکته رو دقت کنین خدمتتون عرض کنم اینقد که من روی بیزینس وموفقیت توی کسب وکار، کار کردم واقعا دیگه وقت نشد که روی گرافیک کار کنم خب و الان کسایی هستن تو گرافیک که صد برابر از من بهترن، من خودمو تو زمینه گرافیک حس میکنم سلیقه خوبی دارم تو زمینه پیاده سازی.

خب حالا تکنیک های فتوشاپ هم اون زمانها قبل بیزینس خیلی کار کرده بودم ولی خوب الان کسایی هستن که قویترن ومیتونستمم حالا خودم بشینم یه دوماه باهاش سروکله بزنم به دست بیارم ولی هم دیر میشد قطعا سردوماه هم نمیتونستم پروژه رو به بچه های خودمون تحویل بدم همم که دیگه به هرحال ارزششو داشت یکی که کل عمرشو گذاشته روی گرافیک بیاد یه کار خوبو انجام بده.

محمدپیام بهرام پور: برون سپاری کلا شما خیلی تو کارته…

علی حاج محمدی: برون سپاری خیلی راحته

محمدپیام بهرام پور: بله بله

شرکت کننده: سلام عرض میکنم خدمت شما تشکر میکنم وقتتونو در اختیار ما قرار دادین.

من یه سوال میپرسم اگه جناب بهرام پور صلاح میدونن توضیحات بیشتررو بدین درمورد دوره وبمستران هم حضوری و هم غیر حضوری یه توضیحی بدین و آیا غیر حضوری مثل حضوری جواب میده ونتیجه کار پایان دوره چه چیزی عاید شرکت کننده ها میشه؟ ممنونم

علی حاج محمدی: چشم، اوکی بگیم؟

محمدپیام بهرام پور: آره اقا بگو، اصلا کلا تمام کسانی که میان اینجا ما به همه دوستان گفتیم حالا من با علی تعارف ندارم به همه میگیم دوستان بدون چشم داشتی میان حداقل کار من این هستش که خدماتشونو اینجا معرفی کنم اونایی که مناسبشون هست انتخاب کنن.

اما هرچی معرفی میشه به این معنی نیستش که همه باید بگیرن اونی که احساس میکنه نیاز داره صد در صد اقدام کنه سرمایه گذاری کنه رو خودش حالا اینو کنار اساتید دیگه نخواهم گفت اینقد راحت ولی اینجا خیلی راحتم بله حتما آقا دم شما گرم

علی حاج محمدی: خدمت شما عرض کنم که

محمدپیام بهرام پور: نصف نصف ها؟

علی حاج محمدی: بله خدمتتون عرض کنم که وبمستران هوشمند یه دوره ی جامعه که بهتون یاد میده چطوری از لحاظ فنی سایتتون رو پیاده بکنین با کمک وردپرس و ووکامرس، فروشگاههای اینترنتی چطوری بهش اضافه کنین چجوری سیستم ممبر شیپ و vip بسازین.

بعدا چجوری مخاطب جذب کنین یعنی اینکه من خودم دغدغه ام اینه که بدون پول بتونم مخاطب جذب کنم واز طریق محتوای خوب بتونم جذب کنم که این مخاطب ها خیلی هدفمند ودقیقا هموناییه که میخواین هم وازطریق گوگل یاد میدیم چطوری جذب کنین و ورودی بگیرین.

هر روز این ورودی افزایش پیدا بکنه در مرحله آخر هم چطوری بازدید کننده های عادی رهگذر تبدیل به خریدارتون بشه کل این دوره به صورت حضوری سه ماه ونیم هست وهرفصل تقریبا برگزار میشه ودوره غیر حضوری هم هیچ فرقی با دوره حضوری نمیکنه یعنی جلسه به جلسه واسه شما ارسال میشه تکالیف رو انجام میدین تکالیف رو از طریق ربات همراه بچه های حضوری ثبت میکنین.

محمدپیام بهرام پور: ربات تلگرام؟

علی حاج محمدی: بله

محمدپیام بهرام پور: چه خوب

علی حاج محمدی: تکالیف رو ثبت میکنین بچه های پشتیبان ما هم نظارت میکنن یه سامانه هم دارن که حضوری وغیر حضوری ها همه سوالات رو اونجا میپرسن.

در مورد خروجی خوب، خروجی مشخصه یه سایت و یه فروشگاه درآمد زا هستش و ما اومدیم مجموع سایت های خروجی رو به صورت یه ویترین توی ادرس city.hamyarwp.com قرار دادیم که نشون دادیم بچه هایی که توی وبمستران هوشمند هستن به چه خروجی هایی رسیدن و به چه نتایجی رسیدن.

City با سی اشتباه گفتم من.

شرکت کننده: استاد تشکر میکنم. از تجربیات خودتون یه سوالی داشتم آیا در طول این مراحل موفقیتتون coach داشتید اگر داشتید میتونین اسمشو بگین؟

علی حاج محمدی: چی داشتین؟

محمدپیام بهرام پور: مربی مشاور

علی حاج محمدی: اول اینکه ما موفق نشدیم اما بهرحال این دستاوردی که هستش coach نداشتم و شایدم اگر بود خیلی بهتر میشد ولی coach نداشتم ولی خب تو این مسیر کلاس ها واساتید والبته دوستان خوبی داشتم که ازشون کمک گرفتم ومشورت گرفتم.

محمدپیام بهرام پور: شما بزرگوارین خیلی مچکرم خواهش میکنم، بله! بله بله

شرکت کننده: یه سوال داشتم میخواستم بدونم، دوستان پرسیدن استارت اولیه کاریتون چطور بود ولی میخوام بببینم استارت استارت اپیتون چطور بودیعنی همیار وردپرس نقطه شروعش یا ان وی پی اولیه اش چی بود؟ اولین درآمدتون ازکجا بود واینکه به کجا قراره برسین؟ مرسی

علی حاج محمدی: خواهش میکنم خدمت شما عرض شود که همیار وردپرس استارت اپ آموزشی بود وهست.

شروع میکردیم به آموزش دادن ودرکنارش درآمد زاییمون به این صورت بود که میگفتن که شما که آموزش میدید بیایید واسه ما اجرا هم بکنید که سفارش طراحی سایت هم میگیرفتیم وسه ما بعد از فعالیتمون چون گوگل والکسا بهمون رتبه خوبی داد تونستیم تبلیغات بگیریم.

اولین درآمدمون مستقیم از طریق همیار ورردپرس تبلیغات بود فکر کنم ماهی سی تومن یا بیست وپنج تومن… بله خواهش میکنم.

شرکت کننده: تبلیغات چی؟

علی حاج محمدی: تبلیغات بنری

محمدپیام بهرام پور: ماهی سی میلیون

علی حاج محمدی: سی هزار تومن

محمدپیام بهرام پور: آهان اولیشو داری میگی از سی هزار میشه ریتمشو بهمون بگی چجوری شد؟

علی حاج محمدی: دیگه همین جوری رشد کرد.

محمدپیام بهرام پور: چشم ببخشید، خسته شده استاد دیگه اذیتش نکنین، سوال آخرو بپرسین بله بله بفرمایین

شرکت کننده: خیلی ممنونم از شما، چون شما متخصص هستید توی حوزه وبسایت و قسمت های مختلف مرتبط باهاش در مورد بازار ux و ui میخواستم یه دیدی به ما بدید؟ که به چه صورته؟

علی حاج محمدی: یعنی شما میخواین توی این حوزه کسب درآمد کنین؟

شرکت کننده: بله اما نه برای خدمات دهی به متخصصین یعنی تربیت متخصص، خدمات دهی به غیرمتخصص ها و وبسایت های دیگه، خیلی ممنون

علی حاج محمدی: متوجه شدم، خواهش میکنم

محمدپیام بهرام پور: یه توضیح بده که ux و ui چیه چون دوستان نمیدونن

علی حاج محمدی: آهان ux یعنی user experience یعنی تجربه کاربری، تجربه کاربری توی وبسایت ها تقریبا مشخصه یعنی اینکه ما همیشه وارد یه وبسایت فارسی میشیم لوگو کجا دنبالشیم؟ بالا سمت راست، منوی اصلی کجاست معمولا؟ زیر لوگو معمولا یا آدرس و شماره تلفنشون کجاست؟ پایینه سایته، اینا ux حالا ux خیلی دقیق تر میشه ودر مورد تمام المان ها با شما صحبت میکنه.

میگه این فرم دوتا فیلد رو بکنید یه فیلد یعنی نام و نام خانوادگی رو بکنید نام ونام خانوادگی تو یه فیلد واین یک درصد ux سایتتون رو بهتر میکنه، ومجموع این یک درصد ها مثلا میگه سرچتون رو به جای اینکه دکمه بذارید یه فیلد بزرگ بذارید دو درصد ux رو بهتر میکنه.

ازاون بالا ی سایت شروع کنیم یه درصد یه درصد اومدن تا پایین این کلا یه سایت خوب با یه سایت بد چهل درصد ux شون باهم فرق داره چون چهل تا المان فرق کرده این درمورد ux.

مرحله بعد UI (user interface) که میگه چه شکلی باشن خوب الان من انتخاب کردم که منوم پایین لوگوم باشه چطوری باشه مثل سایت های دولتی نازک باشه که مثل تست اعصاب موس رو باید ببری روش تا بیاد یا اینکه قشنگ بزرگ باشه راحت موس رو ببری روش زیرمنوی خوبی باز شه وچه رنگی باشه وموس که میره روش سفید نشه متنشم سفید باشه دیگه هیچی نبینی.

یعنی ازاین سوتی های ui هستش که میشه، ui بهتون میگه چه رنگی باشه چه سایزی باشه چه فونتی باشه اینا مشخص میکنه ui هستش، ui و ux یه شغل خیلی پردرآمده که علمش تو ایران خیلی کمه.

یعنی مثلا کلا تو سایت های برتر تو استارت آپ های برتر دیجی کالا واسنپ وتپسی واینا سه چهار نفرن که بین اینا همه اش میچرخن یه بار میرن دیجی کالا یه خورده خوب میکنن، یه خورده میان بالا سر اسنپ، اینجوریه یعنی تعدادش خیلی کمه.

ولی اگه خوب باشه ما الان جدیدترین پروژه ای که سپردیم به یه گروهی تا UX,UI ژاکتمونو خوب کنن سی میلیون تومن ازما گرفتن سر یه پروژه ای که حالا اسما به ما گفتن که سه ماه طول میکشه ولی واقعا نمیدونم چقد طول میکشه وشایدم کمتر باشه.

ولی هم تیم سازیش یه خورده دردسر داره وهم علمش ولی اگه یاد بگیری وخیلی تجربه کنید یعنی مرتب سایت ببینید مرتب اپلیکیشن ها رو ببینید درمورد ریز جزییات کارشون تحقیق بکنین خیلی کار پردرآمدیه ونیازش شدیدا توی ایران حس میشه.

محمدپیام بهرام پور: مرسی علی جان دستت درد نکنه خیلی زحمت کشیدی همیشه انگیزه بخش والهام بخش بودی هم برای من هم برای بچه ها وخوب خیلی چیزای خوبی یاد گرفتیم یه دونه سلفی بگیریم باهم؟

علی حاج محمدی: بله

محمدپیام بهرام پور: بذار ببینیم نشسته میشه زحمتت ندم نه باید پاشیم، چرا هستیم خووب!

دست شما درد نکنه تشویقشون کنین

علی حاج محمدی: خواهش میکنم، مرسی خوشحال شدم

محمدپیام بهرام پور: مرسی علی جان خیلی خیلی زحمت کشیدی ازت ممنونیم مرسی ممنون.

مچکرم ازتون مرسی

خب امیدوارم ادراک های جدیدی به دستاورده باشین کلمات جدیدی اضافه شده باشه بهمون والان ازتون خواهش میکنم بلند شید بریم ده دقیقه باقی مانده رو کتاب رو استارت بزنیم ادامه بدیم، ده دقیقه الان بریم سراغ کتاب که بعد بیایم ساعت استراحت صحبو ادامه بدیم.

مرسی مرسی

دانلود متن فیلم

احتمالاً به این موضوعات هم علاقه مند خواهید بود نوشته‌های دیگر از این نویسنده

چرا نظرتان را نمی‌نویسید؟

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود

از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید

تا حالا 14 نفر نظرشان را نوشته اند

  1. ابراهیم اقایی می گوید

    با سلام
    من خیلی از این مصاحبه لذت بردم . بخصوص اون تیکه ای که راجع به شکست ها گفتند و از شکستهای گوگل صحبت شد.
    قانونی داریم به نام قانون کوه یخ.
    میگن کوه یخ ۱۰ درصدش بالای ابه و ۹۰ درصدش زیر اب.

    افراد موفق هم همین طور هستند. ما فقط موفقیت هاشون رو میبینیم و اون ۹۰ درصد زحمت ها و شکست هاشون رو نمی بینیم.

    ممنون از سایت خوبتون.

  2. ابراهیم اقایی می گوید

    به نظرم مدرسه موفقیت اسم زیباتری هست نسبت به مدرسه استادی.

    البته این نظر شخصی منه!

    ممنون.

  3. خانه ان ال پی می گوید

    ممنون استاد بهرامپور از دعوت اساتید خوبتون.
    خیلی انرژی گرفتیم از این مصاحبه.

  4. مریم می گوید

    سلام
    نکات ارزشمندی مطرح شد. یکی از نکات مهم این است که برای بدست آوردن چیزهای جدید باید چیزهای قدیمی را رها کنی.

    1. زهرا صادقی می گوید

      دوست عزیز و گرامی سلام
      از اینکه همراه ما هستید و با دقت مطالب را دنبال می کنید بسیار خوشحالیم.
      پیروز و بیشتر از یک نفر باشید.

  5. سارا می گوید

    از مطالب کاربردی سایتتون واقعا ممنونم،کمک خیلی زیادی تو زندگی من کردید و تونستم به موفقیت های زیادی برسم.

  6. کمالی می گوید

    از این گفت و گو لذت بردم. بسیار عالی و انگیزشی بود
    ممنون آقای بهرام پور عزیز و آقای حاجی محمدی

  7. مینا می گوید

    خیلی خوبید خیلی،ممنون از آقای بهرام پور و همه همکاران خوب و خوش برخوردشون که بمب انرژی هستن

  8. raha kamali می گوید

    سلام
    ممنون که به صورت رایگان چنین صحبت ارزشمندی رو در اختیار ما قرار دادید.
    عالی بود

  9. سهیل می گوید

    سلام
    ممنون از آقای بهرام پور و آقای حاجی محمدی
    صحبت انگیزشی فوق العاده ای بود.
    مثال پاندول موفقیت توی گفت و گوی قبلی و قانون ادس توی این گفت و گو بی نظیر بود

  10. مسعود می گوید

    واقعا عالی بود.ممنون از شما بابت این مصاحبه

  11. aghil shamayeli می گوید

    بهتون تبریک میگم ،همین که تلاش میکنید با آموزش ها و تجربه های ارزشمندتون بقیه افراد هم زندگی بهتری داشته باشن خیلی ارزشمند است.

  12. مرجان علیمرادی می گوید

    من هم میخواهم بیشتر از یکنفر باشم:)

ثبت نام در دوره رایگان
سخنرانی و فن بیان
می‌دانم باورتان نمی شود که چنین دوره‌ای رایگان است. اما امتحانش رایگان است!
فرصت بی نظیر دانلود ۲ ساعت مطلب آموزش کاملاً رایگان را از دست ندهید!
گزارش مشکل سایت
گزارش اشکالات سایت جدید
از اینکه به بهتر شدن سایت کمک می کنید از شما سپاس گزاریم
Thank You. We will contact you as soon as possible.
JOIN US TODAY
Amazing deals and exclusive rewards inside