چیزهایی که در مدرسه و دانشگاه یاد نگرفتیم

همیشه چیزهایی وجود دارد که در مدرسه و دانشگاه یاد نگرفتیم و به نظرم می‌رسد که گاهی اوقات این یاد نگرفته‌ها از بسیاری از چیزهایی که یاد گرفته‌ایم مهم‌تر است.

سیستم آموزشی برای این به وجود آمده که ما را برای ورود به جامعه آماده کند اما به نظر می‌رسد به جای این که واقعاً برای ورود آماده باشیم، بیشتر برای عدم ورود آماده شدیم!

امیدوارم این فیلم به دانشجویان عزیز کمک کند تا در مسیر موفقیت قرار بگیرند.

برای دانلود کافیست اینجا کلیک کنید 

متن فیلم چیزهایی که در مدرسه و دانشگاه یاد نگرفتیم:

. به نام خدا سلام

خیلی خوشحال هستم که در خدمت شما هستم و امیدوارم در این فیلم آموزشی مطالب کاربردی را با شما به اشتراک بگذارم.

من محمد پیام بهرام پور هستم و قصد دارم در این فیلم آموزشی مهارت هایی که هر دانشجو موفقی باید در کار و زندگی خودش بداند را با شما به اشتراک بگذارم.

ازتون یک خواهش دارم، اگر این فیلم را فیلم مفیدی دیدید حداقل اون را با یک نفر دیگر که ترجیحاً دانشجو باشه به اشتراک بگذارید.

چرا این فیلم را دارم ضبط می کنم؟

به خاطر اینکه سیستم آموزشی ما قرار بود که ما را برای زندگی کردن آماده بکند یعنی ما شانزده سال درس خواندیم، شانزده سال عدد خیلی بزرگی هست! شانزده سال وقت ما در اختیار سیستم آموزشی بود و قرار بود برای زندگی کردن آماده بشویم اما به نظر می آید این سیستم آموزشی اصلا موفق نبود و شاید یک جوری بشود گفت که حتی زندگی خیلی از ما را خراب کرد به خاطر آموزش های نادرست یا آموزش های مهمی که فراموش شدند و آموزش های غیر مهمی که جای اون را گرفتند.

خب آموزش و پرورش قرار بود کاری بکند که ما جزو اون هشتاد میلیارد نفر نباشیم.

شاید بپرسید کدام هشتاد میلیارد نفر؟

جمعیت دنیا کلا هفت میلیارد نفر است! شاید براتون جالب باشد اگر بدانید، هشتاد میلیارد نفر همین الان زیر خاک هستند و انسان هایی که از ابتدای خلقت به دنیا آمدند و مردند هشتاد میلیارد نفر هستند پس به یک چیزی اگر فکر کنیم متوجه می شویم که به نظر می آید خیلی از انسان ها فقط یک مدت کوتاهی می آیند زندگی می کنند و بعد می میرند، و هیچ اتفاق دیگری رخ نمی دهد و هیچ کدام از آنها هیچ اثری از خود به جا نمی گذارند به جز تعداد خیلی خیلی کمی، قرار بود که ما جزو اون هشتاد میلیارد نفر نباشیم، بیشتر از یک نفر باشیم از خودمان یک اثری را به جای بگذاریم وقتی می خواهیم این دنیا را ترک کنیم.

خب متاسفانه این اتفاق ها محقق نشد چه در سیستم آموزش و پرورش و چه در سیستم آموزش عالی اما ما یک چیزهای اشتباه یاد گرفتیم مثل اینکه نیازی به فکر کردن نیست فقط کافی است حافظه خوبی داشته باشیم.

ما کتاب های درسی را می خواندیم و همون ها را باید عینا روی کاغذ پیاده می کردیم پس فقط کافی بود حافظه خود را تقویت کنیم نه فکر خودمان را

دوم اینکه یاد گرفتیم کتاب ها به هیچ دردی نمی خورند در زندگی، فقط کافی هست کتابها را حفظ کنی تمام! دیگه کتاب ها هیچ وقت هیچ کاربردی ندارند.

تمام افعالی که یاد گرفتیم، اینکه یاد گرفتیم رودخانه می سی سی پی کجاست؟! اینکه یاد گرفتیم دلتا به چه جایی گفته می شود؟! اینکه یاد گرفتیم توان چی هست؟! مشتق چی هست؟! همه اینهایی که یاد گرفتیم گویا به درد نمی خورد و کلا اصلا کتاب ها به درد نمی خورد.

دیگر چه چیزهایی را یاد گرفتیم؟

اینکه مطالب کتاب ها را فقط باید حفظ کرد نه اینکه آنها را به کار بست! چون که ما هیچ وقت مطالبی که یاد گرفتیم را به کار نبستیم به جز دوران ابتدایی که خواندن و نوشتن را یاد گرفتیم دیگه معمولاً از مطالب اون استفاده نکردیم مگر برای برخی از مشاغل خاص، و اینکه یاد گرفتیم نمره مون باید فقط از همه بالاتر باشه، این تنها چیزی هست که اهمیت دارد.

و یک چیز دیگر نیز یاد گرفتیم که گویا نمی شود تقلب کرد و شاید برخی بتوانند تقلب کنند اما شاید براتون جالب باشه که بدانید در دنییا واقعی تقلب یک چیز خیلی متداول هست و وقتی ما به هیج عنوان با دنیا واقعی ارتباط نداریم یعنی این همه سال تحصیل کردیم و در یک دنیای جدا از دنیای واقعی رشد کردیم قاعدتا نمی توانیم خیلی خوب رشد بکنیم.

خب این سیستم آموزشی باعث شد که خیلی از ما رویاهامون را فراموش کنیم و فراموش کنیم که اصلا برای چی به این دنیا آمدیم و خیلی از ما به یک زندگی یکنواخت خسته کننده عادت کردیم، یعنی عادت کردیم که صبح پاشیم، برویم مدرسه، درس بخوانیم یا نخوانیم بعد برگردیم خانه تکالیف را انجام دهیم یا انجام ندهیم و بعد دوباره فردا هم به همین صورت…

یک زندگی روتین که بعد از اینکه مدرسه تمام شد نوبت می رسه به دانشگاه که یک خرده فعالیت ها و آزادی ها گویا در دانشگاه بیشتر می شود و بعد از اون وارد محیط کار می شویم باز هم همینطور می خوابیم، صبح بیدار می شویم، می رویم سرکار، می آییم خانه، استراحت یا تفریحات روتین یا استراحت های کوتاه و دوباره می خوابیم و دوباره همین اتفاق قرار هست رخ بدهد…

 خیلی هامون باور کردیم که دنیا همین هست و رویاهای بزرگ خودمون را فراموش کردیم.

 شاید بگویید که من اصلا کی هستم که دارم راجب به این موضوعات صحبت می کنم؟

من محمد پیام بهرام پور هستم و اگر بخواهم به یک چیزی افتخار بکنم اون هم این هست که سعی کردم هیچ وقت نگذارم سیستم آموزشی، جامعه و رسانه ها برای من تصمیم بگیرند و سعی کردم مسیری که درست به نظر برسه را انتخاب کنم.

همیشه انتخاب کردم که به جای دیدن تلویزیون کتاب بخوانم و خداراشکر در زندگی اجتماعی خودم در زندگی شخصی خودم، توی زندگی اقتصادی خودم از نظر خیلی ها موفق بودم و دوست دارم این حس خوب را با شما به اشتراک بگذارم تا شما هم بتوانید این حس خوب را تجربه بکنید.

بگذارید راجع به این موضوع صحبت بکنیم که بین زندگی واقعی و کنکور چه فرق هایی وجود داره؟!

خب ما این همه درس خوندیم تا یاد بگیریم چه طوری در کنکور تست بزنیم.

خب برای این آماده شدیم اما معمولاً فراموش می کنیم زندگی یه فرق های بزرگی با کنکور داره، مثلا چه فرق هایی؟

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  دانلود رایگان فیلم آموزشی نمودار جلب توجه

یک اینکه نمره منفی هر تست یک سوم نیست، ما می دانیم در کنکور به ازای هر سه تست غلط یک تست درست از بین می رود اما خیلی وقت ها در زندگی یک تست غلط کل آزمون را از بین می برد.

 مورد بعدی اینکه شما در کنکور زمانی که جواب یک سوال را نمی دانید باید خالی بگذارید و نمره منفی ای ندارد اما در دنیای واقعی اینطور نیست!

تست بدون پاسخ هم نمره منفی خواهد داشت.

مورد بعدی این هست که به چهار گزینه محدود نیستیم.

خیلی عجیبه که در کنکور فقط باید یک گزینه را انتخاب بکنیم اما در دنیای واقعی گاهی اوقات تعداد پاسخ های ما خیلی بیشتر از چهار گزینه هست، شاید چهارصد گزینه باشد گاهی اوقات چند پاسخ صحیح هستند و گاهی اوقات اصلا پاسخ صحیحی وجود ندارد.

تفاوت بعدی این هست که گزینه ها راخودتان باید بسازید.

کسی در دنیا گزینه ای را آماده جلوی شما قرار نمی دهد که شما فقط انتخابش کنید، بلکه خودتون باید بروید و گزینه ها را هم حتی بسازید.

و مورد بعدی این هستش که گاهی اوقات باید با خودکار جواب دهید.

 به این معنی که دیگر نمی توانید اون را پاک کنید و گزینه های دیگر را انتخاب کنید، پس باید در اون انتخاب ها خیلی دقت کنید.

مورد بعدی اینه که گاهی درستی یک گزینه بستگی به پاسخ قبل و بعد شما دارد.

یعنی اینکه یک گزینه به خودی خودش خوب یا بد نیست بستگی به این داره که قبلا چه کارکردید و بعدا چه کار می خواهید بکنید؟!

توی دنیای واقعی این طوری هست. پاسخ درستی وجود نداره. بسته به عملکرد گذشته و آینده ما خیلی از تصمیم ها گرفته می شود.

مورد بعدی این هست که امتحان هایی که در دنیای واقعی گرفته می شه لزوماً از سرفصل هایی نیستش که خواندیم.

بنابراین می تواند ما را شگفت زده کند وگاهی اوقات حتی فکرش هم نکنیم.

و آخرین نکته اینکه همیشه زمان امتحان را نمی دانیم در دنیای واقعی و ممکنه هر لحظه مواجهه شویم و یک امتحان را پیش روی خودمون ببینیم و مجبور بشویم که در آن شرکت بکنیم.

پس می بینید که فرق های خیلی زیادی بین اون چیزی هایی که در سیستم آموزشی یاد گرفتیم و اون چیزی که در دنیا واقعی وجود داره شاهد هستیم و ما باید یاد بگیریم که در دام سیستم آموزشی نیفتیم.

خب این سیستم آموزشی، خانواده، جامعه، رسانه، همه و همه یک سری افکار غلطی را به ما تلقین کردند و یک سری آشغال هایی ریختند در مغز ما و اکثر ما هم باور کردیم و اونها را پذیرفتیم و می خواهم چند مورد از این ها را بررسی بکنیم.

اولین مورد این هست که فقط با درس خواندن موفق خواهیم شد.

این جمله ای هست که مطمئنم همه شما بارها و بارها این را شنیدید درست را بخوان موفق شی یک چیزی بشی. درست را بخوان تا به یک جایی برسی. همیشه به ما گفتند که با درس خواندن موفق خواهیم شد اما واقعیت این هست که با درس خواندن، هیچ چیزی نخواهیم شد، فقط با درس خواندن هیچ چیزی نخواهیم شد. من هیچ وقت نگفتم که با درس خواندن هیچ چیزی نمی شویم. ولی اگر فقط و فقط با درس خواندن بخواهیم به هیچ جایگاهی نمی رسیمچون خیلی چیزهای مهمی را در سیستم آموزشی به ما یاد ندادند که اگر بخواهیم به جایگاه بالایی برسیم خودمون باید اونها را یاد بگیریم.

یکی دیگر از فکرهای غلطی که در ذهن ما تلقین کردند این هست که ما خاص نیستیم.

 خاص می شه بتمن خاص می شه سوپرمن خاص می شه رستم، خاص موجوداتی هستند که یک استعداد عجیب و غریب و ذاتی و عجیب و غریبی دارند و ما که معمولی هستیم من پدر و مادرم معمولی هست، کشورم هم که یک کشور معمولی رو به ضعیف هست، جامعه هم که یک جامعه خاصی نیست، هیچ اتفاق خاصی نیفتاده ولی این یک دروغ بزرگه. مطمئنم یک روزی همه ما پیش خدا شرمنده می شویم که خودمون را دست کم گرفتیم به عنوان مخلوق خدا و همیشه توقع داریم که یک استعداد خاصی باشه و ما فراموش کردیم که تلاش مهمتر از استعداد هست ولی اکثر ماها تلاش نمی کنیم و همه چیزها را می اندازیم گردن استعداد.

تفکراشتباه بعدی این هست که ایران برای موفقیت کشور بدی هست.

 این یکی از بزرگترین دروغ هایی هست که به شما گفتند. ایران برای آدم های موفق یک بهشت هست و برای آدم های بدبخت یک جهنم هست. بله اگر شما یک آدم تنبل تن پرور و یک آدم خیلی معمولی باشید مسلما ایران یک جای خوبی نیست و اگر بنایتان بر این باشد یک موفق باشید فوق العاده عالی می توانید در کشور بدرخشید چرا؟ ممکنه زیاد با این صحبت من موافق نباشید. دلیل من این است شما در کشوری که اکثر انسان ها تنبل هستند اکثر اتسان ها مسیر درست را انتخاب نمی کنند فقط کافی هست کمی تلاش بکنید تا به بزرگترین موفقیت ها برسید اما در کشورهای دیگر این طور نیست رقبای خیلی قدری وجود دارند که حتی فرصت قد علم کردن به شما را نمی دهند. بنابراین ایران یک فرصت خیلی عالی برای خیلی ها هست موقعیت فعلی ایران را می گویم. این تصمیم با شماست که از فرصت فعلی استفاده کنید یا از این بهانه می توانید استفاده کنید که بابا در ایران که نمی شود کاری کرد.

 اشتباه بعدی این هست که فکر می کنیم بدون سابقه کاری کار پیدا نمی شه.

من به هر تعداد دانشجویی دیدم که دنبال کار هست ده برابر آن مدیرانی را دیدم که به دنبال کارمندان خوبی هستند. واقعیت این هست که ما هیچ مهارتی نداریم هیچ ویژگی خوبی نداریم بعد می گوییم کار نیست. اما من مدیران بسیار زیادی را دیدم که حاضرند حقوق های بسیار بالایی را بپردازند تا یک کارمند معمولی یا خوب داشته باشند اما واقعا این شخصیت ها پیدا نمی شود، کارمندی که بدیهیات کار را بداند کم پیدا می شود. مطمئن باشد

واقعا توانمندی های خوبی داشته باشید، هر مدیر حرفه ای حاضر هست که شما را استخدام بکند.

و اگر کسی واقعا در این شرایط بگوید که کار وجود ندارد مسلما من اون فرد را فردی می دانم که بسیار تنبل هست یا بسیار ناآگاه هست و خیلی دوست دارم که بهش بگویم که حتما و حتما کار برای شما وجود دارد احتمالا شما کار خوبی را انجام ندادی یا جاهای خوبی مراجعه نکردی برای کار.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  نگرش افراد کاریزماتیک چگونه است؟ مثبت نگری

فکر غلط بعدی این هست که خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.

کی گفته؟

نمی دانم با کدام آموزه دینی ما حتی هم خوانی دارد؟

هیچ چیزی معمولا جماعت معمولا آدم هایی هستند که هیچ ارزشی ندارند و چقدر ما در قرآن داریم اکثرهم لا یعقلون چقدر درجامعه نگاه می کنیم که مردم تصمیمات اشتباهی را می گیرند پس چه دلیلی دارد که ما دنباله روی جماعت شویم به این تصویر نگاه کنید شما دوست دارید کدام باشید؟

شما دوست دارید جماعت باشید یا کسی که رسوا شده در اون جمع؟!

امیدوارم همه ما رسوا شویم. خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو اینها افکارهای غلطی هستند که داخل ذهنمون داشتیم حالا بهتر هست مهارتهایی را هم بدانیم، مهارتهایی که کمک می کند موفق باشیم. من اینجا فقط سرفصل ها را می گویم و مسلما از شما می خواهم که به صورت مفصل در رابطه با این موضوعات تحقیق و بررسی انجام دهید و دانش کافی را بدست بیاورید.

 اولین مهارتی که باید بدانید این هست که باید هدف گذاری بکنید.

هدف گذاری به این معنی که دوست دارید به کجا برسید.

من بارها این کار را انجام دادم در مدارس، در دانشگاه ها، در سمینارهای مختلف، از دانشجویان و شرکت کننده ها پرسیدم که دوست دارید ده سال بعد کجا باشید یا هدفتان از زندگی چی هست؟

اکثرا می گفتند که میخواهیم موفق بشویم، می خواهیم پولدار بشویم، می خواهیم خوشبخت شویم بعد وقتی می گویم پولدار یعنی چی؟ میگویند یعنی پول داشته باشیم دیگه.

می گم یعنی چه قدر داشته باشیم؟

تازه اون لحظه هست که دارند فکر می کنند، در حقیقت ما یک دید محو و نامشخصی داریم معمولا برای هدف های خودمون.

 ازتون خواهش می کنم یک کاغذ و خودکار بردارید و بنویسید پنج سال آینده دقیقا زندگی شما میخواهد چه طور باشد درآمدتون چقدر است، پس اندازتون چقدر هست، چه خانه ای دارید، چه ماشینی دارید، ارتباطاتتون چه طور است، چه مهارتهایی را کسب کردید، در جامعه چه اثری را گذاشتید.

خیلی دقیق با جزئیات بنویسید چه زمانی؟ تا کی؟ به چه صورتی؟ به چه مقداری؟ حتما باید اینها را به صورت دقیق بدانید و از کلی گویی مثل اینکه دوست دارم پولدار بشوم یا دوست دارم خوشبخت بشوم واقعا باید اینجا پرهیز بکنیم. پس ازتون خواهش می کنم به عنوان اولین مهارت، هدف گذاری را یاد بگیرید چون انسانی که هدف نداشته باشد احتمالاً به هیچ جایی هم نخواهد رسید.

مورد بعدی مهارتهای فکر کردن هست.

این که بدانید چطور فکر بکنیم؟ چطور به دنیا نگاه بکنیم؟ تفکر انتقادی چی هست؟ همه اینها بسیار بسیار مهم هستند. اینکه چطور خلاقانه فکر بکنیم؟ منابع بسیار زیادی و کاربردی وجود داره نه مثل کتاب های درسی بی استفاده و بی مصرف، کتاب هایی که با خواندن آنها می توانیم یاد بگیریم که چطور به یک مسئله نگاه کنیم.

مثلا پیشنهاد می کنم کتاب شش کلاه تفکر از ادوارد دبونو را مطالعه کنید تا ببینید وقتی می خواهید یک تصمیمی بگیرید چطور می توانید با دید های مختلف به اون موضوع نگاه بکنید.

پس ازتون خواهش می کنم حتماً راجع به مهارت های فکر کردن مطالب خوبی را یاد بگیرید.

بعدی مهارت های مالی و هوش مالی هست.

خیلی از ماها پول به اندازه کافی داریم اما معمولاً نمی توانیم اون پول را درست هزینه بکنیم. در جای درست، در مکان درست، اینکه برخی ورشکسته می شوند و می گویند که بابا توی این مملکت نمی شود کار کرد، باز هم به نظر من این یک بهانه هست. هوش مالی و مهارت های مالی بسیار مهم هستند. اینکه بدانیم با پولمون چکار کنیم؟ چه فعالیتهایی را انجام دهیم؟ چه کارهایی اشتباه هست؟ چه کارهایی درست است؟ بسیار بسیار مهمه.

من اگر خیلی کوتاه بخواهم یک نکته را بگویم به این موضوع اشاره می کنم که انسان های موفق از پولشون سعی می کنند که در یک کار دیگری سرمایه گذاری بکنند و از سود آن کار دوم برای هزینه ای زندگی استفاده بکنند. اما انسانهای ناموفق از پول اصلی شان می آیند موبایل، ماشین، لپ تاپ و این جور چیزها را می خرند. یعنی می آیند با پول خودشون هزینه می خرند، چیزهایی که هزینه زا هستند را می خرند. شما وقتی یک موبایل می خری هزینه دارد، دارایی شما نیست و دو سال بعد اون هیچ ارزشی هم نخواهد داشت. اما انسان هایی که ذهن ثروتمند دارند پولشان را می آیند می گذارند در یک کار دیگر از اون کار سودی به دست می آورند با سود اون ماشین می خرند با سود اون موبایل می خرند با سود اون چیزهای ارزشمند می خرند.

پس این یکی از مهارتهای هوش مالی بود که امیدوارم شما به صورت مفصل پیگیر این موضوع شوید.

شاید بد نباشه از کتاب پدر پولدار پدر فقیر که کتاب بسیار بسیار خوبی هست استفاده بکنید.

رابرت کیوساکی این کتاب را نوشته و در تمام کتاب فروشی ها موجود است.

 مورد بعدی اصول کسب وکار و بازاریابی هست.

این که بدانیم کسب و کار چی هست؟ چه نکاتی را باید در کسب و کار رعایت بکنیم؟ همه اینها بسیار بسیار مهم هستند. اگر بخواهید یک کسب و کاری را راه بیاندازید باید اصولش را بشناسید، باید بازار را بشناسید، باید بدانید چکار بکنید و چکار نکنید و من حتما توصیه می کنم حتی اگر می خواهید وارد حیطه کسب و کار هم نشوید یک مدتی باید تجربه فعالیتی مثل بازار یابی را داشته باشید چون دید شما را بسیار بسیار وسیع می کند به شرطی که درست و اصولی این کار را انجام بدهیم نه پیش پا افتاده و ضعیف.

مهارت بعدی که باید بیاموزیم مسلما ارتباط موثر است.

اینکه یاد بگیریم چطور ارتباط موثر بگیریم؟ چطور انتقاد بکنیم؟ چطور انتقاد بشنویم و به آن پاسخ دهیم؟ چطور از دیگران تعریف بکنیم؟ چطور دیگران را دوست بداریم؟ چطور خودتون را دوست بدارید؟ همه اینها مهارت ها ارتباط موثر هستند.

من خیلی زیاد داشتم دانشجویان می خواهند یک درخواستی را از استاد خودشون داشته باشند این را به بدترین شکل ممکن مطرح میکنند. مسلما پاسخشون پاسخ خوشایندی نخواهد بود. حتما مهارتهای ارتباط موثر را یاد بگیرید.

من خودم یک پکیج آموزشی دارم می توانید از اون استفاده کنید یا هر کتاب دیگری که دوست داشتید و مفید دانستید.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  همدلی چیست؟ تفاوت همدلی و همدردی

مهارت های پیشرفته ارتباط موثر

مورد بعدی مهارت های ارائه هست.

 اینکه یاد بگیرید توانمندی های خود را بروز بدهید و در جمع ابراز بکنید. دانشگاه بهترین فرصت هست برای تمرین کردن، هر فرصتی که براتون پیش می آید سعی کنید ارائه بدهید تا ترس صحبت کردن در جمع از شما گرفته بشود تا بتوانید توانمندی هاتون را به خوبی ارائه کنید. در دنیای واقعی کسانی که بهتر کار می کنند رشد نمی کنند کسانی که مهارتهایشون را بهتر ارائه می کنند رشد می کنند.

این را باید بپذیرید و برای این موضوع حتما باید در خودتون سرمایه گذاری کنید تا بتوانید ارائه های خیلی خوبی داشته باشید.

 مهارت بعدی که ای کاش در مدرسه یاد می گرفتیم حل مسئله هست.

 اینکه یک مسئله ای برامون پیش آمده، یک مشکلی برامون پیش آمده، حالا چکار بکنیم؟ چطوری حلش کنیم؟ ما معمولا مسائل را چکارش می کنیم؟!

حلش نمی کنیم یا ازشون فرار می کنیم یا صورت مسئله را پاک می کنیم یا به بدترین نحو یا اولین ایده ای که بهمون برسد باهاش برخورد می کنیم. در صورتی که حل مسئله اصولی دارد کافی است در اینترنت جستجو کنید: “حل مسئله” ببینید چقدر مسائل کاربردی در این حیطه مفید وجود داره.

به صورت کلی ازتون خواهش می کنم راه اصولی هر چیزی را یاد بگیریم. نگاه نکنید که جامعه دارد به کدام سمت می رود شما هم به آن سمت بروید ببینید راه اصولی هر چیزی چی هست؟!

مثلا اگر می خواهید برای یک شرکتی رزومه ارسال بکنید و سوابق خود را مطرح بکنید این را لطفا بدانید که ساخت رزومه اصول داره و در اینترنت جستجو بکنید: “نحوه نگارش رزومه” مثلا تا بتوانید به یک سری مسائل کاربردی برسید و یک رزومه اصولی بفرستید نه اینکه هر چیزی که به ذهنتون آمد ارسال بکنید. یا مثلا اولین بار در یک محیط کار وارد بشوید، اصول حضور در محیط کار را باید یاد گرفت.

اینکه چطور برخورد باید بکنیم با همکاران؟ چه اشتباهاتی را نباید مرتکب بشویم؟ چه کارهایی درسته؟ چه کارهایی غلطه؟ اینها را باید یاد بگیریم. اینها را باید در مدرسه و دانشگاه یاد می دادند که حالا یاد ندادند، خودمون باید یاد بگیریم اگر بخواهیم موفق بشویم.

مورد بعدی مصاحبه های استخدامی هستند.

خب یکی از کارهایی که من به صورت هفتگی انجام می دهم این هست که مصاحبه می کنم کسایی را که دوست دارند به مجموعه ما اضافه بشوند. ما جاهای مختلف آگهی می دهیم و افراد مختلف می آیند جالبه از اکثرشون می پرسم ما چکار می کنیم در این مجموعه؟ و اکثرشون نمی دانند یعنی به خودشون زحمت ندادند به وب سایت من مراجعه بکنند. یک بار به سر در این مجموعه نگاه بکنند که کارش چی هست و بعدا بیایند در اون جلسه حضور پیدا بکنند!

خب چه دلیلی داره که من چنین آدم بی تفاوت و تنبلی را استخدام بکنم؟!

پس مسلما به این موضوع دقت بکنید مصاحبه استخدامی هم اصولی داره.

حتما کتاب مصاحبه های استخدامی به زبان آدمیزاد را می توانید مطالعه بکنید. کافیست در اینترنت جستجو بکنید این کتاب را پیدا می کنید. حتما توصیه می کنم این کتاب عالی را بخوانید اگر می خواهید برای مصاحبه های استخدامی جایی بروید.

مورد بعدی که بسیار ضروری هست ازدواج و زندگی مشترک هست.

ما هیج چیزی راجب این موضوع یاد نگرفتیم. واقعا اینکه چطور باید ارتباط برقرار کنیم با همسرمون؟ من زندگی خیلی از زوج ها را می بینم واقعا خنده ام می گیرد که اینها زندگی می کنند یا جنگ دارند با همدیگر یا یک محلی هست خانه شان برای تخلیه عقده های روانی فقط به خاطر اینکه اصول ارتباط موثر، اصول زندگی مشترک را نمی دانند و این وظیفه شماست تفاوت های خودتون با دیگران را بدانید، تفاوتهای همسرتون با دیگران را بدانید. تفاوت های مرد و زن را بدانید تا بتوانید ارتباطات بسیار عالی ای داشته باشید. یک سری مهارت های عمومی هم خوب است کسب کنید می توانید یاد بگیرد.

مثل اینکه جستجو کنید در اینترنت خیلی چیزها من حین صحبتم اشاره کردم همین ها را یاد بگیریم که چطور جستجو کنیم در اینترنت؟

گوگل چه امکاناتی داره که ما ازش بی خبر هستیم.

مورد بعدی زبان انگلیسی.

همه این را می گویند که باید یاد بگیریم اما من واقعا ندیدم کسی درست و حسابی زبان انگلیسی بلد باشه و تعداد کسانی که واقعاً تسلط دارند به انگلیسی واقعا کم هست.

تایپ ده انگشتی که مهارت دیگری هست که باید به نظرم هر انسانی در دنیای فعلی داشته باشه

و می تواند واقعا موثر باشد.

 و روش های مطالعه اصولی.

اینکه چه طوری یک کتاب را بخوانیم اصولی دارد. درست هست ما در سیستم آموزشیمون یاد نگرفتیم اما این اصول داره. تند خوانی اصول داره، متد داره، روش داره که می توانید با مراجعه به سایت های مختلف آن را یاد بگیرید. تند خوانی به معنی اینکه نه اینکه فقط تند بخوانیم با درک بالا مطالب را سریع مطالعه کنیم و به صورت کلی این را باید پاسخ بدهیم که گاو بنفش شما چی هست؟

گاو بنفش یک اصطلاحی است که در دنیای بازاریابی استفاده می شود. می گویند زمانی که همه جا گاو های معمولی وجود داره گاوی به چشم می آید که رنگ بنفش دارد و زمانی که این همه داوطلب کار وجود داره، این همه دانشجو وجود داره، این همه فارغ التحصیل در دانشگاه و جود داره که همه یک رشته را خوانده اند فرق شما با بقیه چیه؟گاو بنفش شما چی هست که شما را از بقیه متمایز می کند؟

ازتون خواهش می کنم که بیشتر از یک نفر باشید و مهارت های گفته شده را خیلی خوب را یاد بگیرید و لطفا اگر این صحبت را مفید دیدید حتی اگر باعث شد یک تلنگر کوچک به شما بخورد ازتون خواهش می کنم که این را حداقل با یک نفر دیگر به اشتراک بگذارید و اگر دوست داشتید خوشحال می شوم در دوره آموزش سخنرانی و فن بیان وب سایت من شرکت کنید. کافیست به آدرس bahrampoor.com مراجعه بکنید تا از مطالب رایگان آموزشی آن استفاده بکنید.

از توجه تان بی نهایت سپاسگزارم.

پیروز و موفق و بیشتر از یک نفر باشید.

خدانگهدار

برای دانلود فایل پی دی اف متن فیلم کافیست اینجا کلیک کنید

احتمالاً به این موضوعات هم علاقه مند خواهید بود نوشته‌های دیگر از این نویسنده

چرا نظرتان را نمی‌نویسید؟

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود

از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید

تا حالا 107 نفر نظرشان را نوشته اند

  1. پیام سلیمیان می گوید

    باسلام خدمت استاد عزیز
    ممنون از مطالب جالب و مفیدتون.

  2. خشایارعبدالهی می گوید

    باسلام ممکنه متن این فیلم را بگذارید

    1. حدیث رحمانی می گوید

      دوست عزیز سلام
      متن فیلم در سایت قرار گرفت.
      با تشکر از توجه شما

  3. صوفیا علیخانی می گوید

    سلام عرض میکنم و سپاسگذارم بابت مطالب مفید آموزشی .
    اما همانگونه که در این مبحث اشاره نمودید ما در سیستم آموزشی ضعف بزرگ داریم به همین جهت خیلی خوشحال میشوم که در رابطه با بچه ها آموزشهایی را ارائه نمایید که مثلا برای دخترم دیبا کاربرد داشته باشد . بنظر من از همین سن باید شروع به آموزشهای درست روی بچه ها داشت و چه بهتر که این آموزشها بصورت اصولی و طی کلاسهای مفید و در جمع باشد تا بچه های ما در به قدرت و قابلیت و توانمندی لازم برسند.
    منتظر پیشنهاداتان هستم

  4. ناهید می گوید

    بسیارعالی….مطالب مفیدو کاربردی

  5. غلامرضا می گوید

    جیزهائی که هاروارد به ما یاد نمیدهد

  6. محمدرضا سعادتی می گوید

    فکر کنم باید به منبع که کتاب “جیزهائی که هاروارد به ما یاد نمیدهد” بهتر اشاره می کردید 🙂

    1. محمد پیام بهرام‌پور می گوید

      دوست عزیزم
      این کتاب بیشتر در تجارت و مدیریت هست
      (البته من آن را نخواندم و دیروز آن را هدیه گرفته‌ام و فقط تورق کردم)
      اما اگر کتاب خوبی است حتماً بعد از خواندن در قسمت معرفی کتاب معرفی خواهم کرد
      موفق باشید.

      1. مهدی رشیدپور می گوید

        با سلام وخسته نباشید آقای بهرام پور عزیز.
        حرف های شما بسیار مثبت و تاثیر گذار بود.
        انتقادتون واقعا بجا بود.
        حرف دل همه ی ما بود.
        شما واقعا برای بنده شخصیت بزرگواری هستید و همیشه در دل من جای خواهید داشت.
        طبق همان نوشته های شما در کتاب انسان ۲۰۲۰ :
        انسانی دارای عزت نفس قوی است که در شرایط سخت هم تلاشش را بکند که کارش را به نحو احسن انجام دهد و دایما در حال انتقاد کردن نباشد.
        انسانی که بیش از حد انتقاد بکند نشانه ای این است که عزت نفس ضعیفی دارد.
        بنده هم با وجود ضعف های آموزش و پرورش کشور سعی کرده ام درسم را به خوبی بخوانم و تمام کنم.

        اما آیا خود مسئولان آموزش و پرورش کشور ضعف های آموزشی ما را نمیدانند؟
        همانطور که خودتان همیشه اشاره کرده اید:
        مهارت های ارتباطی جایگاه ویژه ای در زندگی انسان ها دارند.
        پس چرا مهارت های ارتباطی -آداب اجتماعی و حضور در اجتماع-تندخوانی و غیره که نقش کلیدی در زندگی مردم پیاده میکنند را به راحتی از کنارشان میگذرند و در مدارس و دانشگاه ها تدریس نمیکنند ؟
        این واقعا یک مسئله ی مهمی است در کشور ما که هیچ اقدام جدی برای اصلاح صورت نمیگیرد.

  7. محمد می گوید

    با عرض سلام و خسته نباشید
    برخلاف فایل های رایگان قبلی فکر می کنم مطالب کمتر کاربردی بودند و صرفا یک مقایسه صورت گرفته بود.
    درضمن این طرز تفکر که آدمهایی که موفق نیستند انسانهای تن پرور و راحت طلب هستند درست نیست. خیلی از عوامل می توانند در موفقیت و شکست افراد موثر باشند که فقط یکی از آنها داشتن هدف و تلاش اصولی و برنامه ریزی شده می باشد و عوامل زیادی وجود دارند که در اختیار فرد نیستند و می توانند موفقیت فرد را چندین سال جلو یاعقب ببرند. و معمولا افرادی که چنین شرایطی را تجربه نکرده اند آن را باور ندارند.

    1. مهدی می گوید

      اگه قرار بود با کار زیاد و سنگین کسی موفق بشه کارگران ساختمان مولتی میلیونر بودن به نظر من همه علتهایی عدم موفقیت به خود آدم برمیگرده
      فقط کافیه یکم فکر کنین همین
      رابرت کیوساکی میگه : فکر کردن سخت ترین کار دنیاست که متاسفانه افراد کمی فکر میکنن

      1. محمد می گوید

        ممنون از پاسختون
        ولی منظور من از تلاش اصولی و برنامه ریزی شده کار فیزیکی نیست. مشکل اینجاست که افرادی که نسبتا موفق هستند ذهنیت بدی نسبت به افرادی که از موفقیت کمتری برخوردار هستند دارند. و فکر می کنند. افراد دیگر فکر نمی کنند، کتاب نمی خوانند، برای موفقیت تلاش نمی کنند و همه چیز به خودشان بر می گردد. همان کارگر ساختمان هم مطئن باشید که با استفاده از امکانات، اطلاعات، و انتخابهایی که در اختیار دارد به فکر پیشرفت و موفقیت خودش است. کتاب پدر پولدار، پدر فقیر رابرت کیوساکی را هم مطلعه کرده ام و اتفاقا متوجه شدم در بیشتر موارد ناخودآگاه نکات آن را بکار برده ام ولی همه عوامل پولدار شدن در یک کتاب کوچک خلاصه نمی شود شرایط برای همه یکسان نیست، و عوامل و اتفاقاتی که در زندگی افراد تاثیر دارند متفاوت است. مثلا طرز فکر و فرهنگ خانواده ای که در آن زندگی می کنی نمی تواند با اراده شما تغییر کند و مطمئنا در برنامه های شما می تواند تداخل ایجاد کند و بسیاری از اتفاقاتی که اصلا قابل پیش بینی نیستند و می توانند موفقیت شما را تحت تاثیر قرار دهند. پس نمی توانیم بگوییم هر کس موفق نیست اهل فکر کردن و برنامه ریزی نیست. اگر کتاب اثر مرکب را مطالعه کرده باشید متوجه می شوید که در چنین شرایطی که به دلایلی مشابه آنچه ذکر شد موفقیت شخصی به تاخیر بیافتد، موفقیت آینده شخص نیز تحت تاثیر قرار می کیرد. مثلا شخص انگیزه خود را از دست می دهد و کمتر تلاش می کند، اگر شخص بخواهد کار جدیدی شروع کند باید سرماه ای هرچند کم تهیه کند که در چنین شرایطی نه خودش میتواند تامین کند و نه دیگران به او اطمینان می کنند تا سرمایه گذاری کنند، اگر برای کار در کارخانه مراجعه کند سقف سنی را رد کرده است و علاوه بر آن برچسب بی عرضه بودن و بی فکر بودن و بی اراده بودن و تلاش نکردن و تن پرور بودن و راحت طلب بودن و غره نیز به او می خورد و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و … برای افراد موفق هم به همین ترتیب. اگر توضیح بدهم طولانی می شود. پس می توانیم با توجه به نتیجه ای که افراد به دست می آورند در مورد شخصیت آنها قضاوت کنیم. امیدوارم توانسته باشم منظورم را به طور واضح بیان کرده باشم.

        1. محمد می گوید

          جمله آخر نمی توانیم اشتبه تایپ شده است منظورم این بود که : نمی توانیم با توجه به نتیجه ای که افراد بدست می آورند در مورد شخصیت آنها قضاوت کنیم.

          1. مهدی می گوید

            متاسفانه میتوانیم قضاوت کنیم
            مهم نیست کجا و در کدوم خانواده و در چه فرهنگی به دنیا بیاییم مهم اینه چطور زندگی کنیم اگه به اشرف مخلوقات بودن خودمون ایمان داشته باشیم و واقعا درک کنیم اشرف مخلوقات هستیم به عدالت خدا شک نکنیم میفهمیم که خدا به بنده هاش ظلم نمیکنه شرایط تعیین کننده موفقیت نیست

          2. محمد می گوید

            درسته خدا به بنذه هاش ظلم نمی کنه. به عدالت خدا هم شک نداریم. اما آیا دنیا ضرفیت اجرای عدالت مطلق را دارد؟ اگر در دنیا عدالت به طور کامل اجرا می شود پس لزوم وجود قیامت و پاداش و کیفر انسانها چیست. یک مثال می زنم. مثلا شخصی شما را هل می دهد و شما به زمین می خورید. در این صورت شخص دیگری خطا کرده ولی شما مجازات شده اید. آیا عدالت برقرار شده است؟ مثالهای زیادی می توان زد. احتمالا شما می گویید که من نباید کاری کنم که طرف مقابل مرا هل بدهد. فرض کنید فرد مقابل مست یا دیوانه بوده و شما نیز اطلاع نداشته اید. اصلا از پشت سر شما را هل می دهد، این که شما به زمین میخورید ربطی به عدالت خداوند ندارد. در جهان آخرت همه این موارد تسویه خواهد شد و عدالت اجرا می شود ولی در این دنیا لزوما نمی توانیم انتظار داشته باشیم عدالت اجرا شود.حالا یه سوال! شما که زمین خودید من می توانم بگویم شما بی عرضه بودید که زمین خوردید؟

          3. مهدی می گوید

            حضرت محمد ص تو چه فرهنگی بین چه مردمانی و در چه شرایطی به دنیا اومدن؟ یا مثلا حضرت یوسف ع تو شرایطی بودن؟

          4. محمد می گوید

            موافقم! پیامبران هم در شرایط متفاوتی زندگی می کردند. حضرت نوح و حضرت ایوب سختی های زیادی کشیدند، و حضرت سلیمان فرمانروا بود وجاه و جلال داشت. اما آیا می توانیم بگوییم که الایاذبالله حضرت ایوب اهل تفکر نبود و در مدت زیادی از زندگی اش که در سختی بود تلاشی برای تغییر آن نکرد؟

          5. مهدی می گوید

            زندگی نامه بیل گیتس یا استیو جابز یا حتی بزرگان سیاسی دنیا یا حتی حضرت امام خمینی ره کدومشون تسلیم شرایط نا مطلوب زندگی شدن؟
            باید بسیاری از پارادایمهای غلط خودمون رو تصحیح کنیم و به حقیقت خودمون برگردیم اینکه خلیفه الله تسلیم بشه و جز خودش همه زمین و زمان رو مقصر بدونه با عقل من جور در نمیاد
            پیشنهاد میکنم سی دی های جناب آقای دکتر آزمندیان رو تهیه کنین و از تجربیات ایشون استفاده کنین
            دکتر آزمندیان بنیان گذار تکنولوژی فکر ایران هستن براتون آرزوی موفقیت دارم یا علی

          6. محمد می گوید

            من با تسلیم شدن در برابر شرایط موافق نیستم و چنین چیزی را نیز بیان نکردم! اتفاقا به این تفکر اشتباه که در بعضی افراد وجود دارد انتقاد کردم و گفتم که چرا باید در مورد افراد ناموفق این طور فکر شود که آنها تسلیم شرایط هستند و تلاش نمی کنند. حتی در مورد کارگر ساختمان هم گفتم که متناسب با امکانات خودش در پی پیشرفت است و کسی نباید به چشم فردی بی فکر و بی تدبیر به او نگاه کند. همه زمین و زمان را هم مقصر نمی دانم ولی با اینکه همه زمین و زمان مرا مقصر بدانند مخالفم. دکتر آزمندیان را سی دی تکنولوژی فکرش را گرفتم (سال ۸۶ از دوستم هدیه گرفتم) ولی یه مقدارش را گوش کردم زیاد خوشم نیامد. در مورد ضمیر ناخودآگاه و خودهیپنوتیزم و موضوعات مشابه سی دی دکتر آزمندیان مطالعاتی داشته ام. میتواند کمک کننده باشد. قبلا که سرحال تر بودم و بیشتر به این چیزا علافه داشتم در این زمینه ها مطالعه می کردم اما حلا به دلایلی شور و حال قبل را ندارم و کمتر مطالعه می کنم.

          7. Alex می گوید

            Most help articles on the web are inaccurate or inerteocnh. Not this!

    2. محمد می گوید

      کنار صفحه دیگه جا ندارد، من امتحان کردم. برای پاسخ به این دیدگاه، می توانید اینجا پاسخ بدهید.

      1. مهدی می گوید

        ممنون ولی بحث ما نتیجه ای نخواهد داشت چون شما و من ویزن های متفاوتی داریم براتون آرزوی خوشبختی و کامروایی دارم در پناه حق یا علی

  8. علیرضا می گوید

    بهرام پور! تو کار دیگه‌ای جز انتقاد کردن از سیستم آموزشی بلد نیستی؟

    1. سعید تارم می گوید

      سلام!
      اگر کسی مثل من، فقط همین یک کار رو (انتقاد از سیستم آموزشی) بلد بود، شاید وضعیت به مراتب مطلوب تری رو شاهد بودیم!

      1. سعید تارم می گوید

        باید اضافه کنم که مثل من ایهام داره:
        برداشت مفهوم درست رو به انتخاب مخاطب واگذار می‌کنم!

    2. حسام می گوید

      با سلام دوست عزیز
      مظالب بسیار مفیدی در سایت هست که به راحتی می توانید از آنها استفاده کنید.
      برای بهبود امور نیاز به انتقاد هست.
      موفق باشید

      1. Jodie می گوید

        Good to see real expertise on display. Your cottirbunion is most welcome.

    3. مهدی می گوید

      اولا استاد بهرام پور
      ثانیا تو نه شما
      ثالثا انتقاد با راهکار که استاد بهرامپور خیلی درست رعایت کردن خیلیم سازنده و مفیده

      1. محمد می گوید

        سلام
        اولا خیلی از اساتید دانشگاه که معمولا به آنها کلمه استاد اطلاق می شود نیز با درجه دانشیار باز نشسته می شوند و به درجه استادی نمی رسند. البته مظور شما داشتن مهارت است که من متوجه شدم، ولی بکار بردن چنین القابی اختیاری است و نیاز به موضع گیری ندارد.
        ثانیا آقای بهرام پور (استاد) یک نفر هستند و بکار بردن ضمیر تو برای ایشان اشکالی ندارد، اگر چه برای رعایت احترام از ضمیر جمع استفاده می شود . لی استفاده از ضمیر مفرد بی احترامی محسوب نمی شود و نیازی به موضع گیری ندارد.
        ثالثا من هم با نظر آقای طارم موافق هستم. خیلی از افراد صرفا با طرح انتقاد جلب توجه می کنند.
        انتقاد لازم است اما به شرطی که سطحی نباشد و با اطلاعات کامل از موضوع مور نظر مطرح گردد و صرفا با قیاس مع الفارق مسائل را زیر سوال نبریم ( البته من با کل انتقادات آقای بهرام پور مخالف نیستم و می دانم که سیستم آموزشی کشور مطمئنا دارای ایراداتی هست اما بخش زیادی از مقایسات نیست) و ثانیا راه حلی بهتر برای آن ارائه کنیم. چون مشکلات وجود دارند و احتمالا کسانی که در متن کار هستند مشکلات را می دانند و برای حل آن مشکل دارند
        رابعا شما که شما که طرفدار انتقاد هستید نباید از انتقاد به آقای بهرامپور ناراحت شوید.

        1. مهدی می گوید

          با همه نظرات شما موافقم آقای بهرام پور هم نقد کردن هم راه حل دادن

          تخصص صرف داشتن به درد نمیخوره باید مهارتهای ارتباط موثر و فن بیان و خیلی از فنون رو که تو سیتم آموزشی کشورمون از اون خالیه حتما حتما آموزش داده بشه وگرنه مجبوریم تخصصمون رو تو گنجه قایم کنیم

    4. محمد پیام بهرام‌پور می گوید

      دوستان عزیزم
      الان به جای این که به این فکر کنیم که چطوری میشه دنیا رو بهتر کرد داریم بحث می‌کنیم که اول اسم من استاد بیاد یا نه! من «تو» خطاب بشم یا «شما»
      جای همین بحث‌ها می‌تونستید به یکی بگید دوستت دارم! تا دنیا یه جای بهتر بشه
      من از واژه استاد متنفرم و این که من تو هستم یا شما هیچ فرقی نمی‌کنه. خودم می‌دونم که چه کسی هستم و جایگاهم چیست و نیازی نیست نگران کسی مثل آقای علیرضا باشم…
      ولش کنید این بحث‌های سطحی رو!
      کارهای بزرگتری وجود داره که باید انجام داد. همیشه یادمون باشه که مولوی گفته:
      گر شوم مشغول اشکال و جواب
      تشنگان را کی توانم داد آب؟

      1. مهدی می گوید

        جناب ۀقای بهرام پور عزیز
        خیلی ممنون، چشم
        و دوستتون دارم

      2. شایلی می گوید

        سلام
        بسیار سپاسگذارم از مطالب فوق العاده مفید این قسمت….من تو زندگیم بیشتر از کتابهای درسی ام کتابهای مفید دیگه خوندم و واقعا از زندگیمم تا الان راضی هستم …اهداف بزرگی تو زندگیم دارم که مطمئن هستم بهشون می رسم…و امیدوارم بتونم از هر طریقی که میشه استفاده کنم تا با کمک شما به آدمهای بیشتری یاد بدیم که بیشتر از یک نفر باشن…یه سوال..اجازه دارم فیلم های شما رو تو کانال تلگرام موسسه ام بزارم؟؟؟؟راستی به جای بحث کردنهای سطحی وقتمون رو برای رشد شخصیتی خودمون بزاریم دنیامون قشنگ تر میشه …

        1. حدیث رحمانی می گوید

          دوست عزیز و گرامی سلام
          ممنونیم از توجه شما و اینکه قصد دارید مطالب را با دیگران نیز به اشتراک بگذارید.
          بله دوست عزیز
          موفق باشید.

  9. سمیه می گوید

    من هم دانلود کردم البته هنوز گوش ندادم. خیلی ممنونم از شما

  10. انصافی می گوید

    خیلی کاربردی و عالی بود
    متشکرم

  11. برهانی می گوید

    اگر من در دوران دانشجوییم (۱۵ سال پیش)‌با مطالبی که شما می گفتید آشنا می شدم چه می شد؟
    خوش به سعادت جوانان امروزی کشورمان

  12. محمد طالعی می گوید

    من عاشق اون قسمت مقایسه کنکور و سیستم آموزشی هستیم

    1. afshin می گوید

      دقیقا
      اون قسمت فوق العاده بود
      مخصوصا اینکه مجبوریم بعضی از تست ها رو با خودکار پر کنیم

  13. سعید تارم می گوید

    سلام!
    سپاس گزارم!
    پیروز و پایدار باشید!

  14. رضا شايگان می گوید

    بسيار عالي و مفيد بود، تشكر از شما و سايت بسيار خوب و آموزنده شما…

  15. ز می گوید

    سلام خدمت استاد خوبم راستش من هنوز این فیلم را ندیدم ولی خواستم
    د رجواب یکی از مخاطبانتان بگویم من واقعا طی تجربه شخصیم به این نتیجه رسیدم در دوره دبیرستان ما امتحاناتمان تشریحی بود ولی امتحان انتخابی برای دانشگاه تستی .آن موقع که ما امتحان دادیم من سر جلسه کنکور با سوال تستی آشنا شدم شرایط زندگی متفاوت است نظام آموزشی عادلانه یعنی اینکه اگه من والدینم سواد و پول کافی نداشتند در مدرسه وقتی این خواسته از مای دانش آموز دارند این توان را در ما ایجاد کند من در زندگی آدم خیلی تنبلی نبودم اما متاسفانه به اندازه تلاشی که کردم نتوانستم نتیجه که می خواستم بگیرم و الان منی که تمام زندگیم را صرف مدرسه کردم کی جوابگویم است لطفا فقط زندگی را از دریچه دید خودمان نبینیم و قبل از قضاوت همه امور را بسنجیم انتقاد خوب هست ولی سازنده و منطقی .

    1. محمد می گوید

      سلام، نمی دانم منظور شمااز مخاطب من بودم یانه. اما لازم دیدم در مورد دیدگاه قبلی ام توضیحاتی بدهم.
      اول از همه اینکه من مطالب که بیان کردید را درک می کنم چون خودم موارد مشابهی را تجربه کرده ام که در ادامه بیان خواهم کرد. اما قبل از آن توضیحاتی در مورد دیدگاه قبلی ام:
      فکر کنید کنکور مشابه زندگی واقعی برگزار می شد، بعضی از سوالات چند جواب داشتند، بعضی گزینه ها را خودمان می ساختیم، بعضی جواب ها کل نتیجه را خراب می کرد و بعضی سوالها را با خودکار جواب می دادیم.آیا امکانپذیر بود؟ یه سوال دیگه : آیا واقعا مردم زندگی را مثل کنکور می بینند و تفاوت آن را درک نمی کنند؟
      درست است که این مقایسات برای شروع سخنرانی می تواند به نظر بعضی افراد جذاب باشد، اما چه کاربردی دارد؟
      بعضی جا ها هم نکات ریزی وجود داشت، مثل اینکه
      تقلب در دنیا خیلی متداول است!!!! (همه جای دنیا با تقلب به شدت برخورد می شود و نمی شود گفت متداول است. موارد تقلب که در زندگی با آن مواجه می شویم واقعا بسیار محدود است.)
      به هر حال فایل های قبلی قدرتمندتر بودند.
      اما در مورد سیستم آموزشی نه تنها انتقادات مطرح شده را قبول دارم بلکه معتقدم انتقادات زیادی هست که هر کس با توجه به مواردی که با آنها مواجه شده و مواردی که تشخیص میدهد می تواند به آن اضافه کند.
      تجربه شخصی خودم برای کنکور کارشناسی ارشد این بود که سالی که من برای کنکور کارشناسی ارشد آماده شده بودم سوالات کنکور شخصی سازی شد، به این صورت که سوالاتی که در اختیار هر داوطلب قرار می گرفت با فرد کناری متفاوت بود. در آن سال و سال بعد، مثل حالا برای هر فرد پرسشنامه مخصوص با عکس و مشخصات فرد چاپ نمی شد و برای اینکه پاسخنامه با کلید درست مورد ارزیابی قرار گیرد باید کد گروه روی دفترچه سوالات را در پاسخنامه وارد میکردیم. اطلاع رسانی هم به درستی صورت نگرفته بود و سر جلسه هم اعلام نشد. دو سال متوالی کنکور دادم و با تعجب به کارنامه خودم نگاه می کردم. درصد ها تقریبا نصف چیزی بود خودم براورد کرده بودم. بعدا تازه متوجه شدم که باید کد روی دفترچه را در پاسخ نامه وارد می کردم و این کار را انجام نداده بودم. تنها کاری که توانستم انجام دهم اعتراض بود که نتیجه ای نداشت و نوشتن نامه انتقاد و پیشنهاد به سازمان سنجش کشور که در آن مشکل را مطرح کردم و پیشنهاد دادم که مشخصات فرد علاوه بر پاسخنامه روی پرسشنامه هم چاپ شود و نیازی به وارد کردن گروه سوالات توسط داوطلب نباشد. که در سالهای بعد این کار انجام شد.( البته نمی خواهم ادعا کنم که به خاطر پیشنهاد من بوده است) ولی به هر حال برای من فایده ای نداشت و در یک دانشگاه کوچک قبول شدم.
      مسلما در دوران مدرسه نیز انتقادات زیادی به سیستم آموزشی وارد است ولی بیشتر مربوط به عوامل و تیروهای آموزش و پرورش است.
      معلم ورزشهایی که فقط توپ را به حیاط پرت می کردند و بقیه ساعت را در دفتر می نشستند. اصلا معلوم نبود برای چه حقوق می گرفتند.
      معلم زبان هایی که فقط از روی درس می خواندند و معنی لغت ها را می گفتند.
      برخورد بد ناظم ها با دانش آموزان؛ یادم است وقی می گفتند اسم معلمت چیه و ما اسم معلم را بدون گفتن کلمه آقا قبل از آن می گفتیم در بهترین حالت به ما می گفتند بی شعور! در صورتی که در دوران کودکی بچه ها مثلا مرا ممدی صدا می کردند و من هم ناراحت نمی شدم. چون دوست صمیمی من بود و قصد بی احترامی نداشت و ناظم نمی دانست چطور این آداب را به بچه ها آموزش دهد.
      یا معلمهایی که به قول یکی از دوستان هیستیریک بودند و بچه ها را با چوب تنبیه می کردند.
      یکی از مشکلات اساسی که تا بحال وجود داشته است موروثی بودن استخدام در آموزش و پرورش است. معمولا فرزندان فرهنگیان امتیازاتی برای استخدام در
      آموزش و پرورش دارند و همین امر سبب می شود که افرادی که واقعا علاقه به این کار دارند و برای این کار می توانند از خود مایه بگذارند کمتر امکان استخدام در آموزش و پرورش را پیدا کنند و یک عده خاص خود را مالک آن بدانند.

      1. Sonny می گوید

        It’s good to get a fresh way of loknoig at it.

    2. محمد می گوید

      البته لازم است به این نکته اشاره کنم که مواردی که در مورد نیروهای آموزش و پرورش نوشتم موارد خاص بود و قصد توهین به نیروهای آموزش و پرورش نداشتم. موارد خوب هم در بین آنها زیاد است ولی چون بحث انتقاد بود این هارا نوشتم.

  16. الناز می گوید

    مطالب مثل همیشه عالی …
    با سپاس از شما

  17. شایلی می گوید

    سلام هنوز فیلم رو ندیدم ولی فکر میکنم شهامت انتقاد کردن همچین بدم نیست بالاخره یه جایی یه تغییراتی اتفاق می افته

    1. Lele می گوید

      It’s always a relief when someone with obvious expirtese answers. Thanks!

  18. حسام می گوید

    با سلام
    لطفا متن فیلم چیزهایی که در مدرسه و دانشگاه یاد نگرفتیم را نیز قرار دهید.
    با تشکر فراوان از سایت خوبتان

    1. حدیث رحمانی می گوید

      دوست عزیز سلام
      متن فیلم در سایت قرار گرفت.
      با تشکر از توجه شما

  19. یاشار می گوید

    سلام
    متن؟

  20. علی نیکوصحبت می گوید

    سلام بسیار عالی دو جا از صحبت های ارزشمندتون برام خیلی زیبا تر بود یکی اونجایی که گفتید یه روزی نشه پیش خدا شرمنده بشیم چیزیه که واقعا همیشه بهش فکر میکنم، میبینم خدا به من چشم ، گوش، زبان، دهان، پا، دست و هزاران نعمت دیگه داده بیشترمن از نداشته هام صحبت میکنم اما چیزی که مهمه داشته هامه ولی من کم میبینم، خیلیا هستن که نعمت چشم نعمت دست نعمت پا رو ندارن اگه یه لحظه خودمونو جای اونا بذاریم می تونیم اینو تصور کنیم که اونا زمانی که پی به این مسئله میبرن که مثلا نمی تونن ببینن یا نمی تونن راه برن به خدا میگن وای که خدا چه خوب میشد من اگه یه لحظه میدیدم،یا اگه من می تونستم راه برم چه کارا که نمی کردم، دنیا رو فتح میکردم
    اما حیف که ادمیزاد غافله و خودمم غافلم گاهی اینا رو یادم میره
    دومیش تعبیر بسیار زیباتون از اشتباه تفکر، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو هست که اشاره داشتید به ایه شریفه اکثرهم لایعقلون..
    ممنون استاد ارجمند جناب آقای بهرام پور که شیوه ی زندگی اشرف مخلوقات بودن رو به ما می آموزید

  21. بی مثال می گوید

    با عرض سلام و خسته نباشید
    خدمات مفید و ارزنده شما که جهت خدمت به هموطنان عزیز است برای من هم خیلی مفید بود اجرکم عنداله

  22. afshin می گوید

    استاد نمیدونم با چه زبونی از شما تشکر کنم
    فوق العاده بود این فایل
    دقیقا ۳۶۰ درجه طرز تفکر و اولویت های زندگیم! رو تغییر داد
    واقعا ممنون
    حتما دنبال یاد گیری تمام مهارت ها به سرعت میرم

  23. مهدی می گوید

    سلام
    فایل واقعا عالی بود
    من الان دانشجویم و دیدم به دنیا بازتر شد

  24. ساره می گوید

    سپاس استاد عزیز
    عالی بود
    متاسفانه سیستم اموزشی بسیار ضعیف هست…
    امیدوارم با حضور شما و افرادی که قصد دارند بیش از یک نفر باشند به تدریج اصلاحاتی صورت بگیره و روند اموزش هم بهبود پیدا کنه

  25. روشنگر می گوید

    سلام و تشكر
    بهترين انتقادها ، انتقادي است كه با راهكار همراه باشه و اين عاليه. من واقعا دليل نارضايتي بعضي از كامنتها رو نمي‌فهمم.
    اين حرفها الانم خيلي خيلي برام مفيده
    ولي كاش قبل از دانشگاه توي سن ۲۰ سالگي كسي اينارو برامون مي‌گفت.
    ممنون

    1. مهدی می گوید

      سلام
      با نظرتون کاملا موافقم ولی در مورد جمله آخرتون باید عرض کنم برای آموختن هیچ وقت دیر نیست
      گذشته زاباله ای بیش نیست و تاریخ زباله دان زندگیست باید از گذشته درس گرفت همین

  26. محمد می گوید

    سلام. به نظرم که یک فیلم خیلی خیلی مفید و کاربردی بود و آفرین به این تیزهوشیتون برای این که یک فیلم کاربردی و یک تبلیغ جامع از سایتتون و محصولاتتون بود.

  27. پرويز تاجيك می گوید

    انسانهای عادی ، مانندِ دریایی پهناور اما کم عمق هستند. آنقدر کم عمق که آب از
    غوزکِ پا بالاتر نمی رود. اما انسانِ خردمند و گرانمایه ، همانندِ چاهی کوچک و ژرف است.
    آنچنان ژرف که انتهای آن ، حتی بر خودِ او نیز معلوم نیست.
    آرامش من
    واقعا سپاسگزارم

  28. پرويز تاجيك می گوید

    برای کسی که تشنۀ یادگیری است ، کودکان و حیوانات بهترین آموزگارانند «

    آرامش من
    واقعا سپاسگزارم

  29. محمد می گوید

    سلام
    با حرف هاتون کاملا موافقم و چند ماهی هست دارم با این اصول زندگی می کنم شاید باورتون نشه که ظرف چند ماه با وجود مشکلاتی که دارم اما قدرت زیادی رو تو زندگیم احساس میکنم و موفقیت های خوبی رو تو زمینه کاریم کسب کردم وخوشحالم که در سن ۲۴ سالگی با شما آشنا شدم.
    موفق باشید.

  30. afshin می گوید

    سلام استاد
    یه سوال
    من الان ۱۷ سالمه و امسال میخوام کنکور بدم:)
    ۱۲ ساله که دارم درس میخوانم و ۱۰ سالش رو شاگرد اول هم بودم یعنی خیلی وقت گذاشتم برای درس خوندن
    استاد من رشتم کامپیوتر هست و قصدم از قبولی فقط دانشگاه تهرانه
    به نظر شما دانشگاه تهران هم از نظر سطح کیفیت تدریس در سطح پایینیه
    یعنی به نظر شما بهتره که همه وقتم رو بزارم تهران قبول شم یا اینکه وقت کمتری برای مطالعه دروس کنکور وقت بیشتری رو برای یادگیری مهارت بزارم و دانشگاه شهر خودم رو بیارم؟
    ممنون میشم اگه خودتون جواب بدید

    1. حدیث رحمانی می گوید

      دوست عزیز سلام
      پیشنهاد می کنیم از کسانی که در این دانشگاه تحصیل می کنند یا تحصیل کرده اند اطلاعات کسب کنید و مطمئناً راهنمایی کاملی خواهند داشت.
      موفق و پیروز باشید.

  31. علیرضا رنجبر می گوید

    با سلام
    مطاالب خیلی مفید و خوب بودند.
    بنظرم اگر جملات اصلی فقط بیان شوند و شاخه و برگ داده نشه بهتره،چون مقداری طولانی هستند هم در خوندن و هم گوش دادن.
    ممنون

  32. علی می گوید

    ممنون استاد مطالب به حق و قشنگی اشاره کردید. با اجازتون چندتا مطلبم من بهش اضافه میکنم.

    _ توی دانشگاه به ما یاد نمیدن زندگی کردن رو یاد بگیریم به ما یاد نمیدن که زندگی کردن سخته. به ما یاد نمیدن که قرار نیست ما همیشه به آرزوهامون برسیم. به ما یاد نمیدن که زندگی ایده آل و رویایی که توی سمینارها و کتابها تبلیغش میکنن نداریم….

    _ توی دانشگاه به ما یاد نمیدن که کارآفرین شدن سخته ، بسیار سخته…اصلا کسب و کار سخته که بعدش نیایم با اعتماد به نفس بیش ازحد یه کاری رو راه بندازیم و بعدش شکست بخوریم و سرخوردگیش برامون بمونه…..

    _ تو دانشگاه به ما یاد نمیدن که کسب و کار این نیست که بری چهارتا دوره آموزشی فروش و مدیریت وام بی ای بگذرونی و بعدش ادعات بشه که من بزینس بلدم….یادت نمیدن که اول باید بیای تو بازار و ببینی الفبای بازار چیه بعدش اگه خواستی برو دوره ببین.

    _ تو دانشگاه به ما یاد نمیدن که اول رو شخصیتمون کار کنیم شاید داشتن یه شخصیت سالم بیشتر به ما کمک میکنه تا مهارتهای ثروت آفرینی و پول و…..به یاد نمیدن که تازمانیکه تو خودکم بینی یا تایید طلبی وشخصیتت مشکل داره هرچی که مهارت ارتباط موثر و …یادت بدن باز فایده نداره مگر اینکه یه فکری به حال شخصیتت کنی…..

    _تو دانشگاه به ما یاد نمیدن که زندگی و زندگی کردن رو نمیشه با خوندن کتابهای آنتونی رابینز و برایان تریسی و جک کنفیلد یاد گرفت….به ما یاد نمیدن که درسته که گلاسر میگه تئوری انتخاب اما توی زندگی واقعی انتخابهای ما خیلی وفتها بین بد و بدتره……..

    _ یکی باید به ما یاد بده خیلی گول این آدمهای موفق مولتی میلیاردری که روی جلد مجله ها عکسشون رو زده نخوریم هیچ وقت کسی نمیاد بگه اینا برای موفقیتشون چه چیزهایی سنگینی از زندگیشون رو هزینه کردن که الان ما بهشون نگاه میکنیم و حسرتشون رو میخوریم……

    _ به ما یاد نمیدن که درسته که میگن مثبت اندیشی و مثبت اندیش باشیم اما تو واقعیت هرچقدر هم بخواد ادعامون بشه یه جاهایی مجبوریم این ماسک مثبت بودن رو بگذاریم کنار………

    – به ما اصل قیمت رو یاد نمیدن که بدونیم یه جاهایی هم باید خیلی از چیزهای ارزشمند زندگیمون رو فدای موفقیتهای شخصیمون کنیم…..

    _ به ما یاد نمیدن که زندگی متعادل نداریم و اگر دنبال این هستی که به یه جایی برسی دیگه لطفا قید زندگی متعادل رو بزن……

    _ به ما یاد نمیدن که دنیا بالا و پایینش دقیق و حساب شده داره میره جلو و خیلی قوانین عجیب و غریب این کائنات!!!!!!! که این روزا خیلی هم تبلیغش میکنن توش دخیل نیست.

    _ به ما دانش اقتصاد یاد نمیدن که بدونیم بابت تحریمها چه ضرری کردیم و بابت هر دلار کاهش قیمت نفت چه ضربه ایی به اقتصاد کشور ما که پایش نفته میخوره…..واسه همین هم است که چون خیلی از اقتصاد سررشته ای نداریم با خوندن چهارتا کتاب از برایان تریسی و …….چشم و گوشمون رو روی اخبار میبندیم و دیگه از نرخ تورم و رکود اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم خیلی سردر نمیاریم

    یکی باید به ما زندگی کردن رو یاد بده……

    دوست دار شما استاد عزیزم.

  33. جنامی می گوید

    ممنون ومتشکر خیلی خوب بود .می تونم از مطالبتان با ذکر منبع (نام شما)استفاده کنم و کمی کسترشون بدم ؟

    1. حدیث رحمانی می گوید

      دوست گرامی سلام
      ممنونیم که برای انجام این کار با ما هماهنگی کردید.
      چنانچه منبع را ذکر بفرمایید مشکلی وجود ندارد.

  34. محمدرضا مرادی می گوید

    استاد بهرام پور عزیز بسیار خوب این موضوع رو بیان کردید که بعضی چیزها باعث فراموش کردن رویاهایمان می شود…
    به امید روزی که عصاره ی “کاربرد” از همه ی آموزش های مدرسه و دانشگاه چکیده شود و کام همه ی مردم را تا ابد شیرین کند.

  35. محمدحسینی می گوید

    با سلام. بسیار مطلب خوب و اموزندهای است. ممنون

  36. امین می گوید

    سلام استاد بهرام پور خیلی فیلم خوبی بود ولی نگفتید واسه یاد گیری اینگلیسی چیکار کنیم ؟
    خیلی ممنون

    1. حدیث رحمانی می گوید

      دوست عزیز سلام
      ممنونیم از توجه شما
      در این زمینه منابع زیادی وجود دارد که می توانید از آن ها بهره ببرید.
      موفق باشید.

  37. لیلون عرفانی می گوید

    فوق العاده بود یعنی خیلی خیلی عالی بود ..
    ممنونم جناب استاد بهرام پور
    من معمولا واسه چیزای خوبی که بهم میرسه سپاسگزاری می کنم والان سپاسگزار خدای خوبم هستم و سپاسگزار شما بابت سخنرانی بی نظیری که واسه من تازگی داشت و خیلی به فکر وادارم کرد.

  38. بهزاد می گوید

    ممنون،خیلی رو مطالب و ارائه کار شده بود،ساعت۲نیمه شب جمعه هست و من همین الان بعد اینکه از سرکار خسته اومدم و سری به سایت پر محتواتون زدم منو خیلی به فکر فرو برد،ممنون واقعا” مثل همیشه عالی،خستگی از تنم رفت،بتونیم با هم(جوانهای ایرانی) ایرانی بسازیم که بقیه حسرت زندگی کردن در داخل خاکش رو بخورند…

  39. محمدخوشگو می گوید

    سلام وعرض ادب خدمت استادبهرام پورعزیز،این فیلم آموزشی تون بسیارآموزنده بود.میشه گفت شاهکاربود.بخاطراینکه شماواقعیت های محیط آموزشی رابیان کردید.امیدوارم مسئولان آموزش کشورمان روی این موارد بررسی وتحقیق داشته باشند.تادرآینده مابتوانیم شاهدمحیط های آموزشی مناسب درمقاطع پایه وهمچنین درسطوح عالی باشیم.ومحوریت براساس هدف گذاری باشد.

  40. adham می گوید

    درود بر شما جناب بهرم پور
    احسن میگم به تلاش شما در همه زمینه ها.فیلم بسیارآموزنده بود.ازتون سپاسگزارم.
    شادباشیدوسلامت

    1. Mina می گوید

      That’s a wehouthluglt-o-t answer to a challenging question

  41. مصطفی زمانی می گوید

    کار بسیار خوبی بود، از این جهت که مواردی که شاید هر دانش آموز یا دانشجویی تجربه کرده باشه، یکجا، دسته بندی شده و به ترتیب بیان میشوند. نکته مهم دیگه اینه که مثل خیلی ها فقط به بیان مشکلات بسنده نکردید، پا رو یک گام فراتر گذاشته و راه حل هم ارائه دادید.
    ممنون از این که خیلی بیشتر از یک نفر هستید!

  42. آرزو می گوید

    سلام، خدمت شما استاد محترم

    ممنون از مطرح کردن مطالب اساسی و واقع بین و متفاوت بودنتون. مثل همیشه عالی بود، کلی لذت بردم.

  43. محسن می گوید

    سلاااااام استاااااد
    دقیقن درست میگید
    چند ماهی هست تو کار فوق العاده خوووووووب نتوورک مارکتینگم
    و تو این چند وقته بیشتر از یک نفر شدم و بیشتر هم میشه
    کتاب رابرت کیوساکی رو هم خوندم(پدر پولدار-پدر فقیر)
    کتاب هم معرفی کنید

  44. محمدعلی می گوید

    دوستت دارم ممدجون عزیزمی

  45. علیرضا می گوید

    خیلی عالی بود
    من متوجه نیست دوستانی که میگن انتقاد می‌کنی چی میگن؟
    شما منبع معرفی می کنید. راهکار می‌دید. کتاب پیشنهاد می کنید و بقیه رو مطلع می کنید. این میشه انتقاد؟
    به نظر من شما انتقاد نکردید بلکه آگاه کردید و پیشنهاد دادید.
    موفق باشید.

  46. جواد می گوید

    بالام واحترام خدمت استاد گرانقدر و عزيز..

    اين سخنرتني شما ممطمنا” از بهترين و مفيدترين شخنراني بود كه ارائه شده و بنده مشاهده كرده ام.

  47. مهدي می گوید

    با سلام و خسته نباشيد
    مطالب سايت بسيار عالي و جذاب و براي بنده تازگي داشت
    اميدوارم مطالب كاربردي و آموزشيتون تداوم داشته باشه
    خدا وند يار و نگه دارتان باد

  48. علامیر می گوید

    باسلام و احترام فراوان
    فیلم اموزشی چیزهایی که واقعا در مدرسه باید یاد میگرفتیم یاد نگرفتیم واقعا با استاد موافقم مطالب اصی که مخصوص درست زندگی کردن است را یاد نگرفتیم خب اگه واقعا چیزی یادنگرفتیم اون همه فیزیک و شیمی و ریاضی و انواع کارگاه در هنرستان و دبیرستان و اون همه کتاب در دانشگاه رشته مهندسی خوندیم واقعا کاربرد نداشت خب اگه نداشت که الان این همه دستگاه و ماشین الات و ساختمان نمیتوانستیم بسازیم.
    خب از یه جهت استاد گرامی واقعا درست میگویید شیوه صحیح زندگی و تعامل و ارتباط را مدرسه یاد نداد. الان هم که مدارس هوشمند شده اند ایا با این هوشمند بودن مدارس روابط ارتباطی دانش اموزان هم هوشمندانه ارتباط برقرار می کنند؟

  49. maryam0058 می گوید

    باسلام
    با تشکر از ویدیوی جالب استاد بهرامپور خواستم تجربه خودم را از آموزش غلط کشورمان براتون تعریف کنم اما قبل از اون در جواب اون دوستمان که گفته بود آموزش و پرورش موروثی است باید عرض کنم که من و همسرم هردو فرهنگی هستیم ولی پسرمون دانشگاه فرهنگیان قبول نشد با اینکه رتبه بدی هم نداشت. خود من بعد از۲۰ سال تدریس در زبان انگلیسی متوسطه امسال به دوره ابتدایی منتقل شدم و دلیلش هم فقط مدیریت غلط بعضی از مسئولین بوده است. حالا خودتون قضاوت کنید چطوری من میخوام امسال به بچه ها ی سوم ابتدایی درس بدم در صورتی که هیچ گونه اموزشی ندیده ام. از شما خواهش میکنم اگر خواهر با برادر کوچکتر دارید حتما در مورد آموزگارش تحقیق کنید. از وقتی به دوره ابتدایی منتقل شدم متوجه شدم که تمام مشکلات دانش آموزان از این دوره نشات میگیرد.باور کنید در دبستان به همه چیز اهمیت می دهند به جز درس دادن. چون اگر غیر ازین بود یک خانم لیسانس ادبیات فارسی در مقطع دبیرستان را به مدرسه پسرانه ششم ابتدایی نمی فرستادند

  50. بهار می گوید

    سخنرانی هاتون فوق العاده است

  51. ماندانا می گوید

    سلام
    ممنون از مطالب جذاب ،آموزنده و کاربردی تون پایدار باشید.

  52. علیرضامهربانی می گوید

    اولا این مبحث هم مانند گذشته جذاب…آموزنده و تاثیرگذار بود …و دوم خارج از این مبحث و جواب میخوام …..اینکه با وجود اینکه در تلگرام اعضای زیادی هست و بیشتر فعالیت های امروزه مردم در این برنامه هست ..العارغم این ها شما فعالیت خیلی محدود و ضعیفی دارید ….از شما خواهشمندم …حتما حتما در این حوضه فعالیت کامل رو داشته باشید با تشکر

  53. سام می گوید

    با سلام و عرض ادب
    ممنون بود و تاثیر گذار خواهد بود
    دوستتون دارم
    موفق باشید

  54. مجید می گوید

    استاد عزیزم، سلام
    در ویدویی شما اشاره کردید که طی جلسات مشاوره متوجه شدید که مراجعین شما بلا استثنا حرفشون اینه که: رویایی داریم اما !… . ولی مشکلی که من دارم متفاوت هست. من به خاطر نمیارم که اصلا تابحال آرزو و رویایی داشته باشم که بهش بخوام برسم، حتی از دوران کودکی!! حالا نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس و ترس و محدودیتهای خود ساخته خودم به کنار. حالا خواهش میکنم کمک کنید که از این سردرگمی دربیام. راهنماییم کنید که چطور میتونم هدف یا چیزی رو که بهش علاقمندم رو پیدا کنم.
    وقت به خیر

    1. حدیث رحمانی می گوید

      دوست عزیز و گرامی سلام
      پیشنهاد می کنم مطلب زیر را مطالعه بفرمایید:
      در زندگی چه می خواهید؟
      امیدواریم که به زودی هدف گذاری کرده و به موفقیت های بزرگی دست یابید.

  55. شهاب بشیری می گوید

    سلام
    دوبار این فایل رو مشاهده کردم بسیار بسیار عالی و کاربردی بود. تشکر از شما

  56. ف-م می گوید

    بسیار عالی ،تشکر فراوان

  57. مهدی رشیدپور می گوید

    با سلام وخسته نباشید آقای بهرام پور عزیز.
    حرف های شما بسیار مثبت و تاثیر گذار بود.
    انتقادتون واقعا بجا بود.
    حرف دل همه ی ما بود.
    شما واقعا برای بنده شخصیت بزرگواری هستید و همیشه در دل من جای خواهید داشت.
    طبق همان نوشته های شما در کتاب انسان ۲۰۲۰ :
    انسانی دارای عزت نفس قوی است که در شرایط سخت هم تلاشش را بکند که کارش را به نحو احسن انجام دهد و دایما در حال انتقاد کردن نباشد.
    انسانی که بیش از حد انتقاد بکند نشانه ای این است که عزت نفس ضعیفی دارد.
    بنده هم با وجود ضعف های آموزش و پرورش کشور سعی کرده ام درسم را به خوبی بخوانم و تمام کنم.

    اما آیا خود مسئولان آموزش و پرورش کشور ضعف های آموزشی ما را نمیدانند؟
    همانطور که خودتان همیشه اشاره کرده اید:
    مهارت های ارتباطی جایگاه ویژه ای در زندگی انسان ها دارند.
    پس چرا مهارت های ارتباطی -آداب اجتماعی و حضور در اجتماع-تندخوانی و غیره که نقش کلیدی در زندگی مردم پیاده میکنند را به راحتی از کنارشان میگذرند و در مدارس و دانشگاه ها تدریس نمیکنند ؟
    این واقعا یک مسئله ی مهمی است در کشور ما که هیچ اقدام جدی برای اصلاح صورت نمیگیرد.

  58. رویا بینا می گوید

    با عرض سلام و خدا قوت به شما استاد بهرام پور عزیز
    بسیار ممنون از مطالب فوق العاده تأثیر گذاری که در اختیار ما قرار می دهید.
    سپاس بیکران

  59. لیلی مرزبان می گوید

    با سلام به استاد بهرامپور و گروه مثبت ۱
    مطلب امروز فوق العاده بود اونقدر که انرژی منو بالا برد و الان اینقدر هیجان دارم که نمی دونم کدوم مهارت رو باید اول یاد بگیرم تا شما منو به آن مدیری که دنبال کارمند خوب می گرده معرفی کنید تا در حین کار هم بتونم مدرسه استادی رو پایان ببرم و کسب و کار خودم را به درآمد بالا برسونم
    همش دارم به این فکر می کنم که من چه گاو بنفشی دارم که بقیه ندارند ؟

  60. رها رهنما می گوید

    شما خوب حرف میزنید البته فقط در حد حرف

  61. ناشناس می گوید

    سلام استاد مرسی از مطلب مفید ک ارایه کردین
    کار به این ندارم ک دانشگاه چی یاد میده چی نمیده
    خداییش منکه ارزو داشتم برم دانشگاه چون تا ۵ دبستان بیشتر نخوندم
    از همون موقع رفتم سرکار الانم وضعم از همه بدتره از کارم بدم میاد سخته و تمام وقتمم میگیره فرصتی برای کتاب خوندن و یاد گزفتن مهارت هایی مثل زبان انگلیسی و تایپ ده انگشتی و.. ندارم نمیدونم چیکار کنم کار دیگه ای هم بلد نیستم هر روز زندگی برام مساویه با مرگ تورو خدا یه کمک ب من بکنید راهنماییم کنید تا یه شغل بهتری برای خودم پیدا کنم خدا خیرتون بده

    1. حدیث رحمانی می گوید

      دوست عزیز سلام
      از اینکه اولین قدم برای پیشرفت را برداشته اید، به شما تبریک می گوییم.
      پذیرش هر مسئله ایی، مساوی با پیدا کردن راه حل آن است. در مورد اینکه چه شغلی را انتخاب کنید، باید اطلاعات کامل تری داشته باشیم و عملا امکان پذیر نیست.
      حداقل کاری که می توان انجام داد این است که لیست علائق خود را بنویسید و سپس کاری که از همه بیشتر امکان رسیدن به آن برایتان مقدور است را می توانید انتخاب نمایید.
      انتخاب یک شغل دوم که مورد علاقه تان است در کنار شغل فعلی می تواند اولین قدم در این راه باشد.
      موفق و بیشتر از یک نفر باشید.

  62. رضا قلیزاده می گوید

    سلام
    یک سوال داشتم:
    منظورتون رو متوجه نشدم از اینکه می فرمایید تقلب در مدرسه نمیشه کرد ولی در دنیای واقعی میشه تقلب کرد؟! می تونید بیشتر توضیح بدید؟

    خیلی ممنونم

    1. محمد پیام بهرام پور می گوید

      مثلا خیلی ها از ما تقلید می کنند و عین سایت ما رو راه می اندازن و عین سمینار های ما رو میذارن اما معلمی نیست جلوشونو بگیره…😊😊

      1. رضا قلیزاده می گوید

        سپاسگزارم از پاسخگوییتان. دقیقا حق با شماست. مثلا یک پروژه ای را استاد برای دانشجویان کلاس تعریف می کند و آنها حق ندارند از کارهای همدیگر کپی برداری کنند. این عمل در واقع الگوبرداری است که در دنیای واقعی یک کار متداول است. ولی مثلا در بحث کتاب یا مقاله ما نمی توانیم از کار دیگران کپی کنیم و به نام خودمان ارائه دهیم پس می شود گفت که این هم جزو دنیای واقعی نیست؟

      2. رضا قلیزاده می گوید

        به عبارتی می شود گفت از شکل و شیوه‌ی ارائه می توان الگو گرفت ولی از خود محتوا نمی شود. مثلا کسانی که از سایت شما الگوبرداری می کنند می توانند از شکل و شیوه و سبک کاریتان الگو بگیرند ولی نمی توانند دقیقا محتوای شما در سایت خود ارائه دهند.

    2. حدیث رحمانی می گوید

      دوست عزیز سلام
      در مدرسه یاد گرفتیم که نمی شود تقلب کرد و شاید برخی بتوانند تقلب کنند اما واضح است که در دنیا واقعی تقلب یک چیز خیلی متداول هست.
      پس وقتی ما به هیج عنوان با دنیا واقعی ارتباط نداریم یعنی این همه سال تحصیل کردیم و در یک دنیای جدا از دنیای واقعی رشد کردیم قاعدتا نمی توانیم خیلی خوب رشد بکنیم

      1. رضا قلیزاده می گوید

        سپاسگزارم از پاسخگوییتان. به نکته جالبی اشاره فرمودید که اگر ما بر اساس دنیای واقعی حرکت نکنیم و با توجه به قوانین آن عمل نکنیم درست مانند حرکت در خلاف جهت آب است و در نتیجه رشد نخواهیم کرد و نکته حائز اهمیت دیگر آن است که قوانینی که ما انسانها در محیط اجتماعی خود بر حسب شرایط ایجاد کرده‌ایم گاه بر خلاف قوانین دنیای واقعی است و این امر جلوی رشد ما را می گیرد.