من – آموزش و پرورش و همان بحث همیشگی

دیروز پیامی از یکی از اعضای سایت برای ما ارسال شد که بارها توسط دیگران نیز از من پرسیده شده بود اما بنا به دلایلی از آن پاسخ دادن به آن خودداری می‌کردم اما حالا لازم می‌دانم که نکاتی را به صورت عمومی خدمت شما ارائه کنم.

متن نوشته به شرح زیر است:

سلام خدمت شما استاد گرامی من یکی از اعضای سایت شما هستم

ولی متاسفانه یک سری درگیری های ذهنی جدیدا پیدا کردم. در برنامه کلید گفتید که دوست دارید سیستم اموزش و پرورش کشور عوض بشه یا بهتر بگیم یکی از منتقدان سیستم اموزش و پرورش کشور هستید من به عنوان یک دانش اموز دوست دارم سخنرانی کردن و چگونه انتقاد کردن را یاد بگیرم

شما استاد گرامی هیچ تسهیلاتی ویژه ی دانش اموزان قرار ندادید

دوما هیچ کاری در جهت روشن کردن افکار مردم نسبت به اموزش تقریبا انجام ندادید ( به غیر از کلیپ چیزهای که در مدرسه یاد نگرفتیم)

شما هیچ گام دیگری در جهت روشن کردن من دانش اموز انجام ندادید من به شما پیشنهاد می کنم به جای شعار دادن کمی عمل هم بکنید در سمینار مدرسه استادی گفتید که دیگر تقریبا پول برایتان اهمیت ندارد و دنبال کار درست انجام دادنید کو؟ کو کار درست؟ من به شما پشنهاد می کنم پک کامل یک محصول شامل تمام چیزهای که یک محصل باید یاد بگیرد رو تولید کنید مرسی که وقت گذاشتید و این مطالب رو مورد مطالعه قرار دادید ببخشید اگه یک خرده تند حرف زدم

آقای سیدی عزیز سلام

از شما متشکرم که این پیغام را برای ما ارسال کردید و چقدر خوشحالم که دانش آموزانی مثل شما هستند که علاوه بر یادگیری دروسشان به فکر یادگیری مهارت‌های ضروری زندگی هم هستند.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  رادیو سخنرانی 31: چطور مطمئن باشیم؟

اول باید بگویم که خیلی خوشحالم که تقریباً همه همراهان مجموعه بیشتر از یک نفر، از رابطه من و سیستم آموزشی کشور می‌دانند و می‌دانند که این رابطه چقدر خراب است و من هم چقدر با این سیستم آموزشی معیوب مشکل دارم…

اگر اجازه بدهید سوال شما را در چند بخش تقسیم بندی کنم:

  1. چرا برای دانش آموزان هیچ کاری انجام ندادم؟
  2. چرا شما احساس می‌کنید که شعار می‌دهم؟
  3. چند پیشنهاد برای شما دوست عزیز

چرا برای دانش آموزان هیچ کاری انجام نداده‌ام؟

آقای سیدی عزیز!

من حدود ۷ سال است که به شدت درگیر موضوع آموزش و پرورش هستم و فعالیت‌هایی انجام داده‌ام. این که صرفاً یک پکیج آموزشی طراحی بشود و در اختیار دانش آموزان قرار بگیرد به نظرم هیچ فایده مشخصی ندارد.

مخصوصاً که اگر والدین گرامی در راستای کلاس‌های زبان و موسیقی و … اجباری که برای فرزندانشان در نظر گرفته‌اند، فن بیان و ارتباطات رو هم به پکیج اجباری خودشون برای فرزنداشون اضافه کنند!

اما شاید براتون جالب باشه اگه بدونید که چند سالی هست که من سعی می کنم با روش‌های مختلف در مدارس مختلف حضور داشته باشم و اطلاعاتی کسب کنم تا راهکاری پیدا کنم و ببینم که بهترین و مفید‌ترین کاری که از من ساخته‌است چیست؟

البته خودم می‌دانم که به شدت درگیر کمال گرایی (دقیق‌تر آن کامل گرایی) هستم و به عنوان شروع سعی می کنم از این هفته یا هفته بعدی حداقل معرفی منابع ضروری در این حیطه را آغاز کنم.

 

چرا شما احساس می‌کنید که شعار می‌دهم؟

در جایی از نوشته‌تان فرمودید:

من به شما پیشنهاد می کنم به جای شعار دادن کمی عمل هم بکنید در سمینار مدرسه استادی گفتید که دیگر تقریبا پول برایتان اهمیت ندارد و دنبال کار درست انجام دادنید کو؟ کو کار درست؟

دوست عزیز و گرامی!

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  تحلیل سخنرانی: مدارس خلاقیت را می‌کُشد

از شما متشکرم که اینقدر دغدغه دارد و بازهم متشکرم که اینقدر خوب پیگیر گفته‌هایم هستید.

چیزی که دیده نمی‌شه دلیل نیست که وجود نداشته باشه! مثلاً ممکنه من از متن شما خوشحال یا ناراحت بشم! اما دیده نشه! آیا به این معنی هست که وجود نداره؟

پس شاید بد نباشه این موضوع را با لحن سوالی نگاه کنیم:

که وقتی در سمینار گفتم در پی انجام کار درست هستم، چه اقداماتی کرده‌ام؟

در پاسخ به این سوال خودم (!) باید بگویم که حداقل اقداماتی که انجام شده این موارد هست

  1. آنالیز دقیق و نیاز سنجی دانش آموزان
  2. آغاز دوره‌های تربیت مدرس حرفه‌ای دانش آموزان (ویژه مدرسان مجموعه که اعلام عمومی نشده)
  3. شروع ارتباط با مدارس و انجام برخی گفت و گوها و رایزنی‌ها
  4. همکاری با تعداد قابل توجهی از مدرسان برای
    1. کسب و کارهای دانش آموزی
    2. مهارت‌های یادگیری دانش آموزان
    3. مهارت‌های ارتباطی دانش آموزان
    4. آغاز نگارش کتاب تنها راز موفقیت برای دانش آموزان
    5. و….

اما هیچ کدام از اینها برای شما قابل مشاهده نیست و البته شاید اشتباه از من بوده که آنها را اعلام نکرده‌ام!

خب پس من از شما عذرخواهی می‌کنم و قول می‌دهم که در ادامه بیشتر شما عزیزان را در جریان کار قرار بدهم.

 

چند پیشنهاد برای شما دوست عزیز

آقای سیدی عزیز

بازهم از شما متشکرم و در ادامه به شما و تمام دانش آموزان عزیز (و البته بزرگسالان گرامی) که این نوشته‌ را می‌خوانند چند پیشنهاد داشتم که برای شروع خالی از لطف نیست.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  چگونه به شخصیت دیگران پی ببریم ؟

و در انتها امیدوارم من را ببخشید که با درست در جریان قرار ندادن شما بزرگوار، باعث رنجش خاطرتان شدم.

به عنوان اولین گام، یک دسته بندی جدید در مقالات سایت ایجاد کردم با نام آموزش و پرورش

آموزش و پرورش

 

یک خواهش

لطفاً در قسمت نظرات، دیدگاه خود را در مورد سیستم آموزشی کشور بنویسید و بفرمایید که به نظر شما باید چه کاری انجام داد؟

احتمالاً به این موضوعات هم علاقه مند خواهید بود نوشته‌های دیگر از این نویسنده

چرا نظرتان را نمی‌نویسید؟

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود

از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید

تا حالا 36 نفر نظرشان را نوشته اند

  1. سیدمحمد حسنی‌زاده می گوید

    اینکه سیستم آموزشی ما مشکل داره برای همه واضحه، اینکه مسئولیت اصلی برای اصلاح این سیستم بر عهده متولیان آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور است، هم واضحه، ولی اینکه “وظیفه خود ما این وسط چیه؟” قابل بحثه.
    برای من که دلم برای کشورم و فرصت هایی که هر روز می بینم از دست می‌ورند، می‌سوزد، دست روی دست گذاشتن معنایی ندارد، به همین دلیل سعی می کنم در توان خودم در جهت اصلاح روند کنونی کار کنم.
    از یک طرف، یادگرفتن چیزهایی است که در سیستم آموزش سنتی نیاموخته ام (مثل استفاده از آموزش های آزاد اساتیدی چون آقای بهرام‌پور) لازم است.
    از طرف دیگر، یاددادن چیزهایی که من می‌دانم و خوب است دیگران هم بدانند، چه در سایتم، چه در شبکه‌های اجتماعی، چه در سمینارها و کارگاه‌ها و …
    اینجاست که معنای حدیث پیامبر(ص) که فرمودند زکات علم، نشر آن است معنی پیدا می‌کند.
    ما می‌توانیم حلقه‌های زنجیر آموزش کشور را در حد توانمان تکمیل کنیم، می‌توانیم از به هدررفتن انرژی و انگیزه و توانمان جلوگیری کنیم، می‌توانیم به نتایج مطلوب‌تری دست پیدا کنیم، اگر بخواهیم.

  2. ابوالفضل قراخانلو می گوید

    سلام دوست عزیز
    با توجه که مطالبی که نوشته اید, لازم دیدم به عنوان مدرس و مربی ان.ال.پی نکاتی را یادآور بشم. اما قبل از آن لازم است در مورد استاد بهرام پور مطالبی را عرض کنم. من ابوالفضل قراخانلو افتخار حضور در کلاس های آموزشی استاد بهرام پور را داشتم و به روشنی به دغدغه های ایشان در مورد مقوله آموزش پی برده ام. در مملکت ما انسان های جوان خودساخته ای مانند آقای بهرام پور کم هستند. دوست عزیز اگر یک مدرس فقط شعار بدهد و به گفته های خود عمل کند باید فاتحه آن مدرس را خواند. اگر آقای بهرام پور فقط شعار می دادند و عمل گرا نبودند با توجه به اینکه چندین سال است به کار آموزش های کاربردی مشغول هستند, باید تا الآن هیچ شخصی را در کلاس ها و دوره های آموزشی ایشان پیدا نمی کردید. ایشان تنها استادی هستند که به صورت عملی و گسترده به تربیت مدرس مشغول هستند. کسی که به اساتید آموزش می دهد و آن هم اساتید متعهد و عمل گرا, به معنی این است که در حال اثرگذاری ویروسی در سیستم آموزشی است. نه تنها شخص استاد بلکه بیشتر درس آموزان ایشان به نوعی تأثیر بسیاری در نوع آموزش می گذارند و اگر اسم این کار را عمل گرایی نگذاریم پس چه بنامیم؟
    به نظر شما دوست گرامی چه شخص دیگری جرأت بیان گفته های خود و عمل کردن به آنها را آن هم به این روشنی و وضوح در این سیستم بسته آموزشی دارد.
    به نظر شما آیا گوش شنوایی پیدا می شود که گفته های ایشان را بشنود و به آنها عمل کند؟ یافت می نشود گشته ایم ما.
    ابوالفضل قراخانلو مدرس و مربی برنامه ریزی عصبی زبانی و مدیریت ذهن

  3. جعفر معدنی می گوید

    سلام جعفر معدنی هستم محقق و مدرس شیوه های نوین یادگیری زبان انگلیسی
    به نظر من ، باید این نظام آموزشی اصلاح بشه . اشتباه بودن این نظام آموزشی فقط باعث ثروتمندتر شدن آموزش گاههای خصوصی می شود. در زمینه یادگیری زبان انگلیسی و به خصوص یادگیری مفهوم لغات انگلیسی که بیشتر کسانی که دیپلم می گیرند با آن مشکلل دارند ، روشی را ابداع کرده ام به نام ICS تصویر سازی زنجیره ای که با کمک این روش افراد می توانند برای همیشه مفهوم لغات را به حافظه بلندمدتشان انتقال دهند . به چند مدرسه هم پیشنهاد داده ام و منتظر جوابشان هستم . البته مدارس در مقابل تغییر بسیار مقاوم هستند. البته من امیدم را از دست نمی دهم و با تلاش بسیار این گام هر چند کوچک را در یادگیری زبان انگلیسی بر خواهم داشت . امیدوارم هر کسی در حد توان خودش مانند جناب آقای بهرام پور گرامی در مسیر بهتر شدن نظام آموزشی تلاش کند.

  4. نائف رسپنا می گوید

    اين سيستم آموزشي درست كردنش سالها طول ميكشه و كار يك شب و دو شب نيست ولي حرفهاي اين دانش آموز عزيز هم بجاي خود درسته، از اونجايي كه من آقاي بهرامپور و ميشناسم ميدونم كه ايشون به مدارس براي سخنراني ميرن و پولي نميگيرن و بايد كار بشه خيلي زياد نه فقط استاد بهرامپور بلكه همه بايد تلاششون و بكنن تا سيستم آموزشي درست بشه از خود من گرفته تا دانش آموزان و اساتيد محترم، و اين كار هم اتفاق نميفته مگه اينكه همه دنبال آموختن باشيم هرروز سعي كنيم بهتر از روز قبل باشيم يا به قول آقاي بهرامپور بيشتر از يك نفر

  5. مهرناز سلطانی می گوید

    سیستم آموزشی کشور دقیقا حکم جوان معتادی رو داره که اتفاقا جزو بستگان نزدیکمون هم هست و نمیشه به حال خودش رهاش کرد چون هم روز به روز اوضاعش بدتر میشه و بقیه رو هم گرفتار می کنه (مثل تربیت نسل مدرک گرای بدون مهارت و دانش کافی ) و بقیه هم که دور از خانواده و فرد معتاد هستند برایشان اهمیتی ندارد (عموما فرزندانشان در خارج از کشور تحصیل می کنند و برایشان مهم نیست ) پس خودمان باید در هر جایگاه و حرفه ای که هستیم به آموزش مهارت های لازم برای دانش آموزی که در آینده نزدیک وارد دانشگاه و محل کار و جامعه شده بپردازیم.‌ من با توجه به تخصص خودم در حوزه مالی و بورس ، وقتی میبینم که حتی یک واحد درسی آموزش سرمایه گذاری و پس انداز نه به دانش اموز و نه حتی به دانشجویان تدریس نمیشود و افراد هیچ اطلاعاتی از چگونگی ارتقا مهارت های ضروری زندگی شان که آینده انها به ان وابسته است ندارند واقعا افسوس می خورم. در حالیکه در کشور های پیشرفته از کودکی آموزش های پس انداز و سرمایه گذاری به کودکان داده می شود تا توان مدیریت خود و زندگی شان را داشته باشند. به همین خاطر در وبسایت خودم علاوه بر اموزش سرمایه گذاری و بورس به علاقه مندان ،بخش اموزشی شامل متون و فیلم های مختلف سرمایه گذاری برای کودکان و نوجوانان و اشنایی انها با پس انداز و سرمایه گذاری و بورس در قسمت فیلم های آموزشی سایت قرار دادم و در آینده نزدیک برنامه ویژه ای برایشان دارم. امیدوارم هر شخصی در هر جایگاهی که هست به این مهم بپردازد.
    آدرس سایت برای مطالعه و کسب آموزش : bourse-elearning.ir
    مهرناز سلطانی . مدرس و تحلیل گر حوزه بورس اوراق بهادار

  6. محمدرضا مرادى می گوید

    در یکی از سال‌ها دانش‌آموزی داشتم که نمرات ریاضی‌اش در بهترین حالت -۶- می‌شد و به این خاطر هم‌کلاسی‌هایش او را «شیشی» خطاب می‌کردند و البته او نیز از این عنوان بدش نمی‌آمد!

    روزی که می‌خواستم برگه‌های امتحان ریاضی دانش‌آموزان را تصحیح کنم، از آن دانش‌آموز خواستم تا نام افرادی را که صحبت می‌کنند، در برگه‌ای بنویسد تا (مثلاً) تنبیه شان کنم!

    مدتی گذشت و وقتی به آن دانش‌آموز نگاه کردم، دیدم او خودش اسم نمی‌نویسد و این کار را به ۲ دانش‌آموز دیگر که نمرات درسى شان ١٩ يا ٢٠ می‌شُد سپرده است! وقتی دلیل این کار را از او پرسیدم، گفت:

    «یکی از این دو نفر، بچه‌ها را نگاه می‌کند تا متوجه شود چه کسانی در حال صحبت کردن هستند،
    و دیگری اسم‌ها را در برگه می‌نویسد…!»

    به او گفتم: «من از تو خواستم اسم بنویسی! چرا این دو نفر را انتخاب کردی؟»

    آن دانش‌آموز پاسخ داد:

    «نفر اول را -که نگاه می‌کند چه کسی در حال صحبت کردن است- به این دلیل انتخاب کردم که قدّ بلندی دارد؛
    و نفر دوم را نیز -که برای نوشتن اسم‌ها در برگه انتخاب کردم- دليلش خطّ خوشش مى باشد…»

    من کمی مکث کردم و آرام به آن دانش‌آموز که به‌ندرت نمره‌اش از -۶- بالاتر می‌رفت گفتم:

    «تو یک کارآفرین هستی و من به تو می‌گویم: تنبل!»

    در آن هنگام «شیشی» لبخند تلخی زد و به کار خود ادامه داد…

    اين تازه گوشه اى از قتل هاى خاموشى است كه در اين سيستم آموزشى منفعل هر روز مشاهده مى كنيم و خيلى راحت از كنار آن مى گذريم…

    با تشكر فراوان از استاد بهرام پور عزيز و بزرگوار و با آرزوى احياى سيستم آموزشى كشور عزيزمان ايران به دست تك تك افرادى كه در تلاشند تا دنيا جاى بهترى براى زندگى كردن شود.

    محمدرضا مرادى
    آموزگار و مدير وبسايت آموزشى مكتب يار

  7. مهرناز سلطانی می گوید

    سیستم آموزشی کشور دقیقا حکم جوان معتادی رو داره که اتفاقا جزو بستگان نزدیکمون هم هست و نمیشه به حال خودش رهاش کرد چون هم روز به روز اوضاعش بدتر میشه و بقیه رو هم گرفتار می کنه (مثل تربیت نسل مدرک گرای بدون مهارت و دانش کافی ) و بقیه هم که دور از خانواده و فرد معتاد هستند برایشان اهمیتی ندارد (عموما فرزندانشان در خارج از کشور تحصیل می کنند و برایشان مهم نیست ) پس خودمان باید در هر جایگاه و حرفه ای که هستیم به آموزش مهارت های لازم برای دانش آموزی که در آینده نزدیک وارد دانشگاه و محل کار و جامعه شده بپردازیم.‌ من با توجه به تخصص خودم در حوزه مالی و بورس ، وقتی میبینم که حتی یک واحد درسی آموزش سرمایه گذاری و پس انداز نه به دانش اموز و نه حتی به دانشجویان تدریس نمیشود و افراد هیچ اطلاعاتی از چگونگی ارتقا مهارت های ضروری زندگی شان که آینده انها به ان وابسته است ندارند واقعا افسوس می خورم. در حالیکه در کشور های پیشرفته از کودکی آموزش های پس انداز و سرمایه گذاری به کودکان داده می شود تا توان مدیریت خود و زندگی شان را داشته باشند. به همین خاطر در وبسایت خودم علاوه بر اموزش سرمایه گذاری و بورس به علاقه مندان ،بخش اموزشی شامل متون و فیلم های مختلف سرمایه گذاری برای کودکان و نوجوانان و اشنایی انها با پس انداز و سرمایه گذاری و بورس در قسمت فیلم های آموزشی سایت قرار دادم و در آینده نزدیک برنامه ویژه ای برایشان دارم. امیدوارم هر شخصی در هر جایگاهی که هست به این مهم بپردازد.

  8. مهدی سلطانی می گوید

    با سلام
    هر سیستمی با هر کیفیتی هرچند عالی بازهم جا برای ارتقا و تقویت دارد. در مورد سیستم آموزش‌وپرورش کشورمان نیز با توجه به اینکه قبلاً که خودم دانش‌آموز بودم و الان که دانش آموزان را می‌بینم ضعف‌های اساسی در این مورد وجود دارد .
    ۱- یکی از موارد مهم نبود معلمان و دبیران حرفه‌ای در این زمینه است.
    قبلاً کمتر اما در زمان کنونی مشاهده می‌شود که معلمان ما نه از سر علاقه که صرفاً به خاطر پیدا کردن کار!!! بدون داشتن علاقه به این شغل! روی می‌آورند و بعضاً به بهانه پایین بودن حقوق از انجام‌وظیفه خود به شکلی متعهد سر باز می‌زنند و درست یا غلط به فکر کارهای دوم و سوم هستند. زمانی که بهترین مطالب و سرفصل‌های آموزشی را کسی بخواهد با این طرز برخورد و تفکر ارائه بدهد مطمئناً نتیجه رضایت‌بخش نخواهد بود. پس بهتر است که در این زمینه اقدام خوبی صورت گیرد. فیلترها برای استخدام معلمان و سیستم سنجش آن‌ها تقویت شود و نیز زمینه برای رفع مشکلات و دغدغه‌های مالی آن‌ها نیز مساعد گردد.
    ۲- سرفصل‌های آموزشی نامتناسب با نیاز واقعی دانش آموزان
    در نظام آموزشی ما سرفصل‌های آموزشی بعضاً به‌صورت خسته‌کننده، تکراری در ۱۲ سال تکرار می‌شود و به‌جای دادن آگاهی‌های تازه و بروز و متناسب با نیاز افراد بیشتر تناسب با نیازی است که سیستم فکر می‌کند نیاز دانش آموزان است که خود تناقضی بسیار بزرگ است که سبب دل‌زدگی دانش آموزان و عدم علاقه آن‌ها، عدم یادگیری مهارت‌های ضروری برای دانش آموزان و…. می‌شود
    به‌عنوان‌مثال دوستی از سیستم آموزش‌وپرورش یکی از کشورهای غربی می‌گفت که در آن، دانش آموزان واحدهایی مانند چگونه خرید کردن، چگونه آشپزی کردن و غیره دارند که آن‌ها را برای زندگی آینده آماده می‌کند. اما در سیستم آموزشی ما دانش آموزان آن مسائل را شاید از طریق خانواده به‌صورت ناقص یاد بگیرند و در آینده اکثر در مورد مهارت‌های اساسی زندگی و نحوه ارتباط با دیگران مشکل‌دارند.
    جدیداً به دانش آموزان گفته می‌شود که تحقیق کنند و به‌اصطلاح می‌خواهند دانش‌آموز تحقیق محور باربی‌اید اما دو مشکل بزرگ وجود دارد اینکه خود معلمان در این زمینه تحقیقی نمی‌کنند و دوم این‌که تحقیق در حد کپی جمع‌کردن از اینترنت تنزل می‌یابد. و چیزی که شاید شما هم آن را لمس کرده باشید این است که هرساله به‌جای اینکه دانش آموزان کنونی در مقایسه با دانش آموزان گذشته پربارتر باشند معمولاً محدودتر هستند بااینکه ظاهراً در واحدهای درسی آن‌ها تحقیق و … وجود دارد. گنجاندن واحدهای درسی متناسب با نیاز واقعی افراد برای داشتن یک زندگی هدفمند و درست واحدهایی مانند هدف‌گذاری در زندگی، اعتمادبه‌نفس ، ارتباطات و خیلی موارد کاربردی و ضروری دیگر که می‌تواند فرد را برای یک زندگی خوب آماده کند.
    موفق باشید.

  9. مرتضی فخار می گوید

    با سلام
    هر روش و سیستم آموزشی نیاز به بررسی و بازبینی و اصلاح رو داره اگه قرار باشه فقط با یک یا چند روش آموزشی که جوابش رو پس داده و مشخص شده دیگه امروز کارامد نیست خوب منطق و عقل سلیم میگه باید تجدید نظر بشه و ایده های جدید روشهای جدید امتحان بشه و در صورت موفقیت همه گیر بشه .و این کار هی باید تکرار بشه و هر زمان لازم بود تغیرات برای بهتر شدن انجام بشه
    توی ورزش هم همینطور هست و سعی براین هست از روشهای تمرینی جدید جهت سلامتی بیشتر و افزایش رکورد ورزشکار استفاده بشه
    من یقین دارم استاد بهرامپور در این راه جزو اولین نفرها هست که قدم برداشته.
    مرتضی فخار
    مربی و مدرس دفاع شخصی .مدیر سایت defashakhsi.net

  10. احسان می گوید

    آقای بهرام پور سلام

    این هفته یک برنامه در اینترنت دیدم که آقای دکتر عبدالعالی درباره مشکلات آموزش و پروش با صراحت صحبت کردند
    دیدن این برنامه را به هر کس که مدرسه رفته یا فرزندی دارد که مدرسه میرود پیشنهاد میکنم :

    http://www.aparat.com/v/72xzh

    عنوان این برنامه قبلاً بود “آموزش و پرورش سرطان دارد” که بعد از چند روز مجبور شدند عوض‌اش کنند

  11. صادق عباسی می گوید

    سلام
    نه تنها آموزش و پرورش بلکه اکثر سازمان ها نیز مشکل اساسی دارند و به نظر من تلاش برای تغییر و بهبود این سیستم ها خیلی وقت ها بیهوده است و اگر وقت خودمان را صرف راهکارهای دیگر بکنیم، نتایج بهتری خواهیم گرفت.
    کسانی که الان مسئول هستند یه روزی دانش آموز بوده اند و چندین ساله که تفکرات و باورهاشون شکل گرفته و به هیچ وجه حاضر نیستند که قبول کنند مسیرشان اشتباهه یا نیاز به اصلاح داره و مسیر نوینی را آغاز کنند.
    تلاش چندین ساله برای ارتقاء مهارت های دانش آموزان از طریق تغییر طرز تفکر والدین و معلمان و خود دانش آموزان در بلند مدت نتایج فوق العاده ای خواهد داشت.
    یه جمله خیلی قشنگ میگه که:
    «میشه یه کارخانه ذوب آهن رو ظرف ۲ سال ساخت ولی برای تربیت یک مدیر برای این صنعت باید ۲۰ سال وقت صرف کرد.»
    پس به نظر من استاد بهرام پور راه بسیار خوبی را در پیش گرفته اند و تفکر ایشان قابل ستایشه (تربیت مدرسان حرفه ای و ارتقاء مهارت های دانش آموزان)
    من (صادق عباسی) مربی و مدرس مهارت های زندگی و خودمراقبتی افتخار می کنم که بیشتر از یک نفر هستم و امیدوارم که یه شاگرد خوب برای استاد بهرام پور و یه استاد خوب برای مردم عزیزم باشم.
    نهایت تلاشم را می کنم تا در این حوزه (که در آموزش و پرورش جایگاهی ندارد!) خدمات عالی ارائه دهم.
    یا حق

  12. پیام سلیمیان می گوید

    با سلام خدمت همه دوستان بیشتر از یک نفر
    در ابتدا تشکر میکنم از این همه شور و اشتیاق و مشارکت در این بحث.
    همیشه در کسب و کارم به نتیجه نهایی توجه می کنم، و به افرادی هم که با آنان مشغول کار هستم این نکته را گوشزد می کنم که نتیجه نهایی برایم مهم است، انجام و برنامه ریزی دست خودشان است و مطابق با علاقه شان کار کنند.
    در مورد آموزش و پرورش باید بگویم که نتیجه مشخص است، مجموعه از افراد ناراضی و ناراحت و همچنین ناموفق که فقط عمرشان را در مدارس تلف کرده اند.این نتیجه نهایی است که می بینم.طی چند روز گذشته درگیر مصاحبه استخدامی برای یکی از دوستانم بودم، مدارک به طور متوسط فوق لیسانس بود، ولی اطلاعاتی که واقعا برای هر دوی ما مفید باشد را در اختیار نداشتند.
    وقتی از انها می پرسیدم هدفتان در زندگی و برای چند سال آینده چیست، سوالم بی پاسخ می ماند.وقتی با آنها صحبت می کردم، حداقل مهارت یک فرد که فن بیان است را نداشتند.
    احساس میکنم که همین نتایج کافی است.
    حالا می رویم سراغ استاد بهرام پور، به شخصه باتوجه به اینکه ایشان را از نزدیک می شناسم و با هم رابطه کاری هم داریم، اطلاع دارم که تعداد زیادی از افراد به واسطه آموزش های ایشان به موفقیت های شغلی و شخصی و خانوادگی عظیمی دست یافته اند.آنها واقعا نیروی عظیم خدادادی خودشان را شناخته اند و برای خودشان و سایرین نتیجه بخش بوده اند.
    یکی از آنها خودم هستم که بعد از سالها زندگی در دوره استاد بهرام پور خودم را شناختم و با این شناخت به توانایی های پنهانم که زیر سایه آموزش و پرورش نابود شده بودند، به پیروزی های عظیم رسیده ام و خداوند توفییق داده که راهنمای افراد زیادی هم در این زمینه باشم.

    دوست عزیز حرکت مدتهاست شروع شده و مطمئن باش که نتایجش به زودی شکوفا می شود.
    و آن روز است که همه با هم جشن می گیریم و پیروزی هایمان را برای نسل آینده هدیه می گذاریم.
    پیام سلیمیان، مربی کسب و کار

  13. خشایار عبدالهی می گوید

    فقط سه کلمه!

    ۱_کلمه سیستم: مجموعه ای از واحدهارا میگویند که هدف خاصی را دنبال می کنند
    آموزش و پرورش ماچه هدفی را دنبال میکند واصلا مسیری دارد مردم که چیزی نمی بینند؟؟؟

    ۲_آموزش عمومی:یاددادن دانش و مهارتهای لازم برای رشد و پیشرفت کشور و جامعه بر اساس استعدادها ونیازها
    آموزش و پرورش ما چه دانش و مهارتی یاد می دهد که این خاصیت را داشته باشد؟
    دیپلم ریاضی فیزیک چرا یک مهندس خوب نیست و اگر هست پس چرا با این همه مهندس یک کشور صنعتی مثل ژاپن نیستیم و یا استعدادکشور ما در کشاورزیست نه صنعت وماهواره امید شاید؟؟؟؟

    ۳_پرورش:رشد اخلاقی و فرهنگ ومهارتهای زندگی
    دانش آموز حل مسئله و مشکلات زندگی بلدست؟
    کنترل عصبانیت و فحش ندادن و احترام به پدر مادر بلدست؟
    مهارتهای ارتباطی و مذاکره و ازدواج بلدست؟

    من خشایارعبدالهی نویسنده و مدرس برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات ویژه صنایع و کارخانجات تولیدی هستم

  14. dad می گوید

    با سلام.
    یکی از دلایل مشکل سیستم آموزشی معلم هایی هستند که با روحیه ارزشیابی فقط براساس نمره پرورش یافته اند بنابراین لازمه هر گونه تغییر ، تغییر در تفکر معلم ها دارد و البته شغلی معلمی، شغلی کارمندی و با کمال احترام با روحیه یک فرد کارآفرین سازگار نیست پس عملا این ضعف در خود معلم ها نیز ذاتا وجود دارد و این تفکر سبب پرورش همان تفکر خواهد شد.
    همچنین در سیستم آموزشی ما، برنامه های آموزشی برای همگان یکسان است که این سبب عدم توجه به تفاو ت های فردی دانش آموزان و عدم رشد خلاقیت، نوآوری و در نتیجه رفتارهای کارآفرینانه در افراد می شود. روانشناسان می گويند بيشتر کودکان زير ۵ سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از ۵ سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. اين به نشان دهنده ضعف سیستم آموزش و پرورش است. ما در خانه و مدرسه ذهن کودکانمان را با اطلاعات از پيش تعيين شده پر می کنيم و اين رويه را تا پايان دوران مدرسه ادامه می دهيم. به این ترتيب کودکان و نوجوانان ما توانايی کشف، اختراع، استنتاج و نيز قوه خلاقيت شان را از دست می دهند.
    آلبرت انيشتين در خاطراتش می گويد: ” نظر به نسبيت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشد. زيرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای انديشيدن به فضا و زمان ندارد. اينها چيزهايی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر کرده ام . ”
    مهناز دریایی. http://www.bayanekoodak.com

  15. ابوالحسن غزنوي می گوید

    سلام و خسته نباشيد به استاد عزيز اقاي بهرامپور كه بسيار خوشحالم كه در شاگردي مكتب استاد بزرگوار مسير درست زندگي را اموختم ،متاسفانه طَي اين همه سال دوران تحصيلي هيچ يك از استادان همانند استاد بهرامپور نگران سيستم اموزش كشور ودانش اموزان نبوده
    يكي از مشكلاتي كه در سيستم اموزشي كشور وجود دارد طَي تحقيقات و نظر سنجي كه از بسياري استادان انجام دادم ، عدم وجود انگيزه و بي تفاوتي آنها نسبت به كار و آموزش دانش آموزان كه اين به بي توجهي نظام اموزشي و مديران سازمان اموزشي به اساتيد و رفع نيازهاي
    آنهابرمي گردد (نگاه سازمان به كاركنان بايد همانند پدر ومادر به فرزند خود باشد كه والدين تمامي سعي و تلاش خود را براي پيشرفت فرزند و رفع نيازهاي انها انجام ميدهند)زمانيكه به اين صورت به دانش اموزان همانند فرزند خود توجه نكنند اتفاقي همانند دوران اموزشي امروز ميافتدكه هر روزه يه سيستم ازمايشي بر دانش اموزان پياده ميكنند و بدون هيچ تفكرو انديشيدن بر روي دانش اموزان پياده سازي كرده و بعد اينكه به نتيجه نميرسند به يه مورد ديگر مراجعه ميكنند همانند سيستم نظام جديد و قديم و…
    من ابوالحسن غزنوي مدرس مشتري مداري كه افتخار حضور در كلاسهاي آموزش استاد بهرامپور را دارم سعيدميكنم به همه افراد جامعه همانند فرزند خود نگاه كنم و تمامي سعي و تلاش خود براي اموزش آنهاو موفقيت مسير كسب و كار خودهمانند اقاي بهرامپور و اساتيد ديگربكار گيرم🌹

  16. محسن محمدی می گوید

    سلام و عرض ادب خدمت همه‌ی بیشتر از یکی‌ها
    به نظرم نظام آموزشی به شکل امروزی خودش حاصل انقلاب صنعتی و نیاز جامعه صنعتی به کارگر، کارمند، دکتر، مهندس و غیره بوده.
    همه‌ی چیزهایی که یک جامعه‌ی صنعتی تولید می‌کنه به صورت انبوهه و چون مسئله‌ای که در تولید انبوه باید مورد توجه قرار داد متوسط و نیاز میانگین مصرف کنندگانه، محصولات تولیدات انبوه هم همیشه چیزهای متوسطی‌ان، چنین جامعه‌ای برای اینکه بتونه محصولات متوسط و انبوهشو تولید کنه نیاز داره که نیروی انسانی مورد نیازشو به صورت انبوه تولید کنه تا بتونه چرخ‌های این جامعه صنعتیو بچرخونه و به خاطر برطرف کردن چنین نیازی بوده که نظام آموزشی کنونی رو به وجود آورده. بنابراین محصولات نظام آموزشی حتی بهترین‌هاش که دکترها و مهندس‌ها باشند، محصولات متوسطی‌ان که صرفا برای چرخوندن چرخ‌های چنین جامعه‌ای تولید شدن.
    پس برای متوسط نبودن و رسیدن به موفقیت باید ذهنمونو از آموزه‌های این نظام آموزشی مستقل کنیم. درواقع نظام آموزشی امروزی مثل یه چرخ گوشته که جامعه صنعتی برای رفع نیازهای خودش اونو به وجود آورده. چرخ‌گوشتی که از یک طرف آدم‌هارو میریزه توش و از طرف دیگه اون‌ها رو به شکل کنسروهایی که مورد نیازشه تحویل می‌گیره، فارغ از اینکه آیا این قوطی کنسروها اندازه‌ی اون آدم‌ها هست یا نه.
    در چنین نظام آموزشی‌ای همه‌ی افراد، با هر میزان و نوع توانایی و خلاقیتی که دارن مجبورن که به یک شکل یکسان در بیان و این باعث میشه که مقدار زیادی از توانایی‌های افراد در طول عمرشون بلااستفاده و پنهان باقی بمونه.
    محسن محمدی هستم، مدرس مهارت‌های ارتباطی و خوشحال میشم که جهت مطالعه مطالبی هوشمندانه در زمینه روابط انسانی از طریق سایت http://ertebatmoaser.com/ ما رو همراهی کنید.
    به درود

  17. حسین مرادی می گوید

    دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد

    اگر این مطلب را نخوانی امــکان نــــدارد تــحیــل کامــلی از سیستم آموزشی داشته باشی
    کمی طولانی است ولی بر اساس قوانین مغز و ذهن است

    دوستان عزیزم سلام وعرض احترام

    من حسین مرادی مدیر مجموعه و وب سایت موج شفا هستم.

    یکی از آموزشهایی که به افراد می آموزیم این است که چگونه امواج مغزی خود را کنترل کنند و مغز و ذهن خودشون را برای رسیدن به موفقیتهای تحصیلی و شغلی برنامه ریزی کنند.

    به شما آقای بهراپور گرامی و بزرگوار تبریک عرض می نمایم که مخاطبانی دانا و فرهیخته دارید، افرادی که به نکات ظریف و البته مهم توجه دارند و به آن اشاره می کنند.

    و به شما کاربران مجموعه مثبت یک بسیار تبریک می گویم که از محضر استادی با معلومات فراوان همراه با تعهد بهره می برید. خوشا به حالتان و خلایق هر لایق، بی شک لیاقت دارید که در راستای قانون جذب استادی لایق و با سواد را جذب می نمایید.

    دوستان عزیز شما بهتر از من می دانید که منتقدان زیادی در سالیان طولانی و بارها و بارها با لحنی مهربان و گاهی با لحنی خشن فریاد زده اند :

    مسئولین آموزش و پرورش نسبت به آموزش آینده سازان کشور عزیزمان ایران بی تفاوت هستند.

    من با این نقدها مخالفم و قبل از اینکه علت مخالفتم را بگویم یک سوال از شما عزیزان می پرسم

    آقای بهرام پور افراد زیادی را از سطحی بسیار پایین درسخنرانی و فن بیان به حد قابل قبول و حتی عالی رسانده اند

    (( اگر خودشان قوائد سخنرانی و فن بیان را به زیبایی نیاموخته بودند، آیا می توانستند به فرد دیگری حتی یک نکته بیاموزند؟ ))

    مطمئنا خیر! موافقید؟ به همین دلیل می گویم مخالف انتقادها هستم.

    بر اساس قوانین مغز و ذهن که موضوع فعالیتهای مجموعه ما است، افراد وقتی یک شیوه ی رفتاری را در زندگی پیش می گیرند، در مغز آنها مسیرهای عصبی ای ساخته می شود که با تکرار تبدیل به شاه راههای عصبی می شود و دیگر نمی تواند گونه دیگری رفتار کند.

    بر این اساس مسیرهای عصبی (به زبان خودمانی عادتها) بسیار غلطی در بسیاری از افراد از جمله مسئولین آموزشی کشور عزیزمان شکل گرفته است و بدون اراده آن واژگان را در باطن و در ظاهر تکرار می کنند و ضمیر ناخودآگاه شان پر است از هزاران اندیشه های نا امید کننده از جمله

    (( نـمی شـود — نـمی تـوانـیـم — ایـنـجـا ایـران اسـت، سوییس نیست — نـمـی گـذارنــد و… ))

    و در واقع مسیر عصبیشان هدایتشان می کند ، پس دنبال راه حل نمی گردند اصلا نمی توانند به راه حل استاندارد و گره گشا فکر کنند.

    به همین دلیل می گوییم مسئولین آموزشی کشورمان، بی گناهند، این بندگان خدا باورهایشان خراب است و بر اساس آن اقدام می کنند.

    چیزی را که یاد گرفته اند و باور دارند برای به دیگران هیجی می کنند و به عنوان الگوهای آموزشی به مدرسه و دانشگاه ابلاغ می نمایند.

    وقتی استاندارها را نشناسی، خوب نمی توانی آنها را آموزش بدهی به همین دلیل، دستشان خالی است و متاسفانه با رفتارهایشان این شرایط را رقم زده اند و

    شیخ بهایی عارف بزرگوار چقدر زیبا این شرایط را توصیف می کند که :

    حال متکلم از کلامش پیداست از کوزه همان برون تراود که در اوست

    و طبق اصل انتظار که می گوید: هر فردی به آن چیزی می رسد که منتظر و متوقعش است و این عزیزان مسئول هم به نتیجه ای می رسند که همیشه منتظرش هستند و اما نکته مهم این است که همیشه بودن اشکالها تا یک جایی منجر به بدتر شدن اوضاع و شرایط می شود چون به ما کمک می کند به آگاهی برسیم.

    عموما وقتی همه چیز خوب است دیگر ما به فکر تغییر اوضاع و شرایط نمی افتیم، به همان مقدار بسنده می کنیم و لازم نمی دانیم نگران باشیم، ولی وقتی پی میبریم که مسايلی وجود دارد، شروع به شکایت و اعتراض می کنیم که البته این هم کاری بیهوده و عبس است.

    در جواب بخش دوم سوال حضرت عالی که فرمودید چه کاری می شود انجام داد عرض میکنم :

    بهترین کار این است که راه حل پیدا کنیم و خودمان دست بکار بشویم و موانع را در حد توان و تلاشمان از سر راه برداریم، همان کاری که اساتید بزرگوار زیادی همچون (محمد پیام بهرام پور) هم اکنون انجام
    می دهند.

    چند پیشنهاد از یک دوست برای مخاطبان گرامی سایت :

    کتابهای مفید و البته به روز را در زمینه علاقمندی و تخصص خود مطالعه کنیم و مهمتر اینکه به جای خواندن کتابهای زیاد یک کتاب را زیاد بخوانیم و آن را در زندگی خود عملی کنیم

    از کلاسهای آموزشی اساتید توانمند استفاده کنیم و تلاش کنیم با تمرین زیاد در حرفه خود به حد عالی برسیم

    آنوقت حداقل من حسین مرادی و شمای خواننده این مطلب در حوزه خودمان منبع بسیار خوبی خواهیم بود و مطمئنا برای بسیاری الگو می شویم و این یعنی تغییر در سیستم آموزشی کشور

    رسالت ما برای ایران عزیزمان این است ابتدا دانش آموز و دانشجوی خوبی باشیم و علوم کاربردی را عالی بیاموزیم و بعد استاد خوبی بشویم و دانشجویان عالی تربیت کنیم.

    از خودمان شروع کنیم و به انسان در نوع خود نمونه تبدیل شویم، تا وقتی دیر یا زود پست و مقامی گرفتیم منشاء اثر باشیم و نه تا بیرون از سیستم هستیم هی شکایت کنیم و تندترین منتقد باشیم ، اما وقتی نوبت به خودمان رسید هزار دلیل بیاوریم که نـمی شـود انـجـامـش داد، ولی یک بار نگوییم که
    چگونه می توانیم به ایران و ایرانی خدمت کنیم.

    و اگر از من (حسین مرادی) بپرسید که خودت در این مسیر چه خدمتی می نمایی :

    رسالت ما در مجموعه و وب سایت موج شفا (www.mojeshafa.com) این است که به روشی متقاوت به شما دوست خوبم می آموزیم که چگونه کیفیت زندگی خود را بالا ببری با سه گام

    گام اول مغز و ذهن خود را می شناسی
    گام دوم یاد می گیری که چگونه امواج مغزی خود را کنترل نمایی
    و در گام نهایی با مسیرهای عصبی قبلی خراب میکنی و از نو مسیر جدید عصبی می سازی و

    در نتیجه به بازدهی و کارایی بیشتری می رسند و به آرامش، سلامتی و دستاوردهای عالی مانند موفقیت تحصیلی، شغلی، و اجتماعی برسند.

    چقدر زیبا می شود از امروز هدف ما این بشود:

    افرادی باشیم که به انتقاد دل خوش نکنیم، بلکه خود منشاء اثر بشویم و الگویی مثال زدنی برای دیگران.

    دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد

    مدیر مجموعه و وب سایت موج شفا
    حسین مرادی

    1. حسین مرادی می گوید

      دوستان عزیز در ابتدای متن

      کلمه تحلیل به اشتباه تحیل نوشته شده و در اواسط متن کلمه عبث به اشتباه عبس نوشته شده
      و به این وسیله عذر خواهی مرا بپذیرید

      حسین مرادی

  18. م.س.حسینی می گوید

    آقای بهرام‌پور، سلام.
    تبریک می‌گم؛ نمای جدید سایت‌تون زیباتر و کاربردی‌تر شده. دسترسی به مطالب خیلی راحت‌‌تر شده، اما این وسط به‌نظر میاد مشکلی پیش اومده که قبلا وجود نداشته. تا قبل از این تغییر، مطالب جدیدی که روی سایت قرار می‌گرفت، برای من ایمیل می‌شد، اما الان نه. ضمن این‌که من دو بار ایمیل فرستادم اخیرا، ولی انگار ایمیل‌هام نمی‌رسه. حتی توی صفحه‌ی «تماس با ما» هم پیامم رو نوشتم، ولی باز هم هیچ. برام سؤال شد که آیا پیام‌های من نمی‌رسن یا این‌که شما سرتون خیلی شلوغه و فرصت پاسخگویی ندارید. لطف می‌کنید اگه درباره‌ی این دو مسئله بفرمایید.
    سپاس از وقتی که برای ارتقای دیگران صرف می‌کنید.

  19. مهندس علی قربانی می گوید

    دوست عزیز سلام.
    پیشنهاد می کنم به پست هایی که تا الان برای این مطلب قرار داده شده نگاهی بیاندازید. حتما متوجه می شوید که بسیاری از پست ها را کسانی قرار داده اند که در یکی از زمینه هایی که مورد نیاز جامعه است، مشغول کار آموزش هستند.
    البته نه به آن سبکی در مدرسه و دانشگاه دنبال می شود. یک آموزش پویا و مبتنی بر تجربه و کسب مهارت.
    جالب است بدانید، اکثر این اساتید، بیش از یک سال است، که در خدمت استاد بهرام پور تعلیم می بینند. برای اینکه یاد بگیرند، چگونه، یک استاد حرفه ای شوند، نه از آن استاد ها و معلم هایی که تمام دانش آن ها در یک جزوه خلاصه می شود؛
    نه آن هایی که ،تنها منبع درآمدشان یک مدرسه یا یک دانشگاه است. نه،
    بلکه اساتیدی با استانداردهای جهانی، با آموزش هایی ارزشمند، که برای مخاطبانشان سنگ تمام می گذارند، آن ها، یاد گرفته اند، چگونه نیازهای مخاطبانشان را پیدا کنند، چگونه برای نیازشان ، بهترین آموزش ها را تهیه کنند. و چگونه دنیا را جای بهتری برای زندگی تبدیل کنند.
    مهندس علی قربانی هستم. کارشناس و مشاور در زمینه مقررات ملی ساختمان و ساخت و ساز.
    من در وبسایت نگین عمران، تجربیاتم را در زمینه مهندسی و ساخت و ساز، با شیوه ای جدید، به علاقمندان عرضه می کنم. اگر دوست داشتید به وبسایت من سری بزنید کافی است روی اسم من در ابتدای صفحه کلیک کنید یا در گوگل سرچ کنید: نگین عمران. به همین راحتی!!!

  20. علی اکبر داوری می گوید

    با سلام خدمت جناب استاد بهرام پور عزیز
    عرض بنده نه از باب این است که آموزش و پرورش اشکال ندارد بلکه از این جهت است که خانواده و خودمان هم در این شکل دهی یا تغییر به نحوی دیگر موثر است.
    من هم در همین اموزش و پرورش و در همین کشور مدرسه رفته ام. در همین جامعه درس خوانده ام. اما چند اتفاق ساده مسیر زندگی ام را به کلی عوض کرد. مثلا اولین کسب و کارم در یازده سالگی به توصیه مادرم را که می توان کامل در مقاله زیر مطالعه کرد.
    http://hoshemali.com/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86/
    در عین حال با مطالعاتی که در سال ۸۳ شروع کردم و تصمیاتی که گرفتم به نتایج جالبی رسیدم. مثل ورشکستگی ام در سال ۸۶٫ شرحی از این اتفاق هم در مقاله زیر وجود دارد. تازه در آن موقعیت پدر و مادرم هم کمکم نکردند. قابل توجه بعضی از کسانی که با خواندن مطلب بالا اینگونه میگویند که پدر و مادرش پشتش بودند. نه در ان زمان از خدای مهربان خواستم که با تدبیرو تعقل خودم بتوانم از پس این موانع برآیم.
    http://hoshemali.com/%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/
    با خواندن دو داستان بالا می خواهم بگویم که اموزش پرورش برای من کاری مثل بقیه انجام داد. ولی چرا من نتیجه ای متفاوت از دیگران گرفتم؟
    بارها در زندگی ام اقداماتی انجام دادم و در برخی از موارد شکست خورده ام و بارها به یاد دارم که در مدرسه هم همین روند بود. اگر کاری می کردی و از قضا اشتباه بود باید جریمه می‌شدی. ولی باز هم همین روند را ادامه می دهم زیرا که می دانم تا کاری انجام ندهم و شاید شکستی نخورم، نتیجه‌ای به دست نمی‌آورم.
    نقش اموزش و پرورش به جای خود. ولی نقش والدین و خودمان را هم فراموش نکنیم. زیرا که اصلی ترین نقش ها به عهده همین دو رکن است.
    اموزش و پرورش جزیی از جامعه‌ای است که نقش تاثیر گذار در ساختن شخصیت هر فردی تاثیر گذار است. بپذیریم که بیش از این ازش بر نمی‌آید.
    برای همه دانش آموزان این مرز و بوم بهترین ها را خواستارم
    علی اکبر داوری – سخنران و مشاور هوش مالی با ۲۷ سال سابقه حضور در بازار پر تلاطم ایران

  21. شهنازغفاری می گوید

    سلام من وقتی دانش آموزبودم مدیرمدرسه باروش بسیارتحقیرآمیززیرچانه ام زد وبخاطرنمره پایین ریاضی من روتحقیرکرد وباوجودی که ریاضی رودوست داشتم اعتماد به نفس،من روخردکردیک راه کاراساسی واصولی این است که درسیستم آموزشی بخشی بنام عزت نفس گنجانده شود،تا جاهاییکه دیگران آگاهانه یاناآگانه به دانش آموز آسیب می زنند را بازسازی کند.چون عزت نفس در روند رشد انسان حرف اول وآخررامی زند..

  22. سید علی باقرپور می گوید

    بی انصافی نکنید! ما تو مدرسه و دانشگاه چیزای زیادی یاد گرفتیم آقای بهرام پور.

    کوچیک تر که بودیم وقتی ۵ تا صندلی گذاشتن و ۶ نفری دور صندلی ها دویدیم تا به محض قطع شدن آهنگ، به هر ترتیبی شده دیگران رو هل بدیم و زودتر بشینیم و از بازی حذفشون کنیم. اونجا تو مدرسه یاد گرفتیم رقابت و پیشرفت یعنی تمرکز بر له کردن و از بازی به در کردن رقیب نه ارتقاء سطح توانمندی خودمون. حالا آقای بهرام پور که چی مثلاً! هی فکر و ذکرتون اینه که سرتون به کار خودتون باشه و بهتر از روز قبلتون باشید، ۵ صبح بلند بشید و برنامه ریزی کنید و بیشتر از یک نفر باشید…

    اوایل دبستان که بودم وقتی معلم از همکلاسیم درس پرسید حس زرنگی بهم دست داد و جواب رو آروم به بغلیم گفتم، خانوم معلم آوردم پای تخته و یه کشیده آبدار بهم زد و نشستم سر جام. ازش یاد گرفتم هیچ وقت سرکلاس حرف نزنم حتی وقتی جواب سوالی رو می دونم. اون وقت من نمی دونم شما چه دل خجسته ای دارید که اعتماد به نفس درس میدید به ما! خب حتماً لازم نیس که تو دبستان گفتن حرف نزنید دیگه! شما چه اصراری داری بگی چیز خوبیه!

    دانشگاه که رفتم حس کردم اگه محترمانه انتقادی کنم، استاد استقبال می کنه و برای اینکه نکته ای به منظور پیشرفتش بیان کردم رو سرش حلوا حلوام میکنه. وقتی محترمانه از استاد شیمی مون انتقاد کردم که چرا از روی کتاب می خونید و اینجوری چیزی متوجه نمیشیم و استاد کتابشو محکم کوبید رو میز و گفت: هر کی ناراحته بره بیرون … و با ۳ نفر از دوستان از کلاس خارج شدیم و البته آخر ترم ۴ نفرمون افتادیم، یاد گرفتم انتقاد کردن و حرف زدن چقدر بی فایده و ناراحت کنندس! حالا شما بیا یاد بده که چطور انتقاد کنیم که دیگران دوستمون داشته باشن. دلتون خوشه ها! یعنی میخواید بگید از استاد شیمی ما با اون تحصیلات عالیش بیشتر می فهمید؟

    رفتم سر کار. رسید اون روزی که باید کارهایی که کردم رو پرزنت می کردم. حس می کردم خیلی راحت همه چی رو توضیح میدم! پای صحبت کردن که شد انقدر اِاِاِ کردم و تپق زدم که نفهمیدم چی گفتم و رییس چی فهمید و تقریبا زحمت هامو نتونستم ارائه کنم. از خودم می پرسیدم این همه درس خوندی پس چی شد؟ چرا نتونستی توانمندیتو نشون بدی؟ حالا آقای بهرام پور شمام از این وضعیت گل آلود ماهی بگیرید و بیاید تمرین کش و مایند مپ سخنرانی و تکنیک های فن بیان رو بگید. خب اگه لازم بود تو مدرسه و دانشگاه بهمون یاد می دادن دیگه!

    یه روز که از سرکار کار برمیگشتم پسری رو دیدم که طبق معمول هر روز عصر بساط فروش بازی های فکریش رو پشت ایستگاه اتوبوس پهن کرده بود. دقت که کردم دیدم اجناسشو ول کرده و داره خودشو پشت یه درخت پنهون می کنه. گفتم شاید مامور سد معبر شهرداری دیده. مدتی صبر کردم، منتظر موندم تا باز برگرده سر اجناسش و ازش پرسیدم موضوع چیه. گفت یکی از همکلاسیامو دیدم. دوست ندارم ببینه بعد از مدرسه میام کار می کنم، دوست ندارم تو مدرسه فکر کنن به این کار و درآمدش احتیاج دارم! حالا شما هم ما رو گیر آوردی آقای بهرام پورها! وقتی معلم هامون تو مدرسه گفتن همه زمان و انرژیتون رو بذارید رو درس خوندن و نمرات ۲۰ بگیرید، الان وقت کار کردن نیست و فقط اگه نون واسه خوردن ندارید برید کار کنید، خدایی شما از ۱۶ سالگی دارید کار می کنید؟ نه! خدا وکیلی ۲۴ سالتونه و ۱۲ تا کارمند و ….. درآمد دارید؟ بابا! اخه چرا الکی میگید! هم سن و سال های شما اگه خیلی نخبه و تیز باشن تا حالا لیسانسشون رو گرفتن و خدمتشون رو رفتن و صبح ها به عشق خریدن نیازمندی های همشهری و تماس با کارفرماها و پرکردن فرم های استخدام و رفتن به جلسات مصاحبه از خواب بلند میشن و شب ها به عشق قرار مصاحبه های فردا می خوابن. اذیتمون نکنید بذارید زندگی کنیم!
    اصلاً میشه بگید شما تا الان چی کار کردید؟

    مثلاً چی کار کردید در جهت روشن کردن افکار مردم نسبت به اموزش؟
    چی؟ حداقل ۱۲۵ هزار نفر در دوره رایگان سایت شما شرکت کردن؟ خب که چی؟ ۱۵۰ تا استاد و کارآفرین تربیت کردید؟ همشون کتاب نوشتن؟ همشون سایت دارن و دارن آموزش میدن؟ مثلاً فکر کردید اگه شما نبودید من نمی تونستم بشم:
    سید علی باقرپور
    مدیر وب سایت آموزش تحول فردی و سازمانی Bagherpoor.com
    نویسنده کتاب ۲۵۰ صفحه ای «چیزهایی که در مدرسه به شما نمی آموزند»
    مدرس سمینارهای و دوره های آموزشی تحول فردی و سازمانی؟

    اگه شما هم نبودین سیستم مدرسه و دانشگاه ما رو به اینجا می رسوند.

    لطفاً به جای شعار دادن کمی عمل هم بکنید و فقط برای پول کار نکنید و کمی هم کار درست انجام بدید!

    ببخشید یه کم تند رفتم! لطفاً اندازه یه نفر باشید نه بیشتر! مگه یه نفر چشه که انقدر دنبال بیشتر از یک نفر هستید؟!!

  23. باقر ناصری می گوید

    با سلام
    قبل از هر چیز باید از تیم مثبت یک و استادبهرام پوربابت این همه حس خوب تشکر کرد.
    ازاینکه سیستم اموزش ما مشکل دارد ،برای همه مشخص است اما نباید دست روی دست گذاشت ومنتظر ماند اولین گام اینست که همه ما خواستار تعغیرات هستیم وبا وجود جوانان با استعداد واساتید چون اقای بهرام پور سیستم اموزش باید کم کم خود را به روز رسانی کنندبا همین ،حرکت استارت کار زده شده وبه احتمال زیاد به زود ی کارهای انجام خواهد شد به هم کمک کنیم تا این موانع از سد راه برداشته شود مسولین هم باید این موضوع را مد نظر قرار بدهند که جوانان امروز به مهارتهای کاربردی نیازدارند وخیلی خوب به این موضوعات توجه می کنند

  24. sana می گوید

    ممنونم بابت مطالب خوب و کاربردی تون

  25. نسرین حیاتی می گوید

    با سلام خدمت شما استاد ارجمند جناب بهرامپور .و متشکرم از این دانش اموز عزیز برای طرح این مساله .استاد گرامی خودمن به عنوان یک مادر و یک فردی که تحصیلاتش مرتبط با تربیت هست به شخصه از زحمات شما برای جوانان و مردم کشورمان بابت خیلی از چیزهایی که در مدرسه یاد نگرفتند واقعا تشکر و قدر دانی می کنم .اما مطمعنا همه ی نوجوانان و خانواده ها با شما و سایتتان اشنایی ندارند و از همه مهم تر اینکه بچه ها در سنین قبل از نوجوانی که شروع مدرسه رفتن انها است نیز احتیاج به یادگیری به شیوه ی اصولی دارند که گرچه دوستان در دوره های شما آموزشهایی رابرای این قشر از دانش اموزان شروع کرده اند و لی مسلما این مقدار جوابگوی همه ی دانش اموزان ما نیست و لازم است لا اقل برای شروع معلمان و دانش اموختگان حوزه ی تربیت به تعداد بیشتری وارد این عرصه شده و دست به کار شوند .خود من به شخصه امادگی خودم را برای هر گونه ارائه خدمت به بچه های این کشور که مثل فرزند ان خودم هستم اعلام می دارم و امیدوارم پدر و مادرها ی دیگر نیز وارد این میدان شوند .بسیار متشکرم از شما و از مطالب کاربردی و مفید شما

  26. محمد حسن توفیقی می گوید

    باسلام
    کار سیستم های آموزشیی تمرکز بر تقویت مغز و تاکید بر بخش خودآگاه انسان است و این محدود به مدارس نیست. شاید دانشگاه های ما اوضاع بهتری از ابن حیث از مدارس ما نداشته باشند.
    امروزه اثبات شده کار با دست است که واقعاً فکر و خلاقیت ما را فعال می کند و حتی مغز را به حرکت می اندازد. مغزی که در سیستم آموزشی فقط با اطلاعات تغذیه شده و البته بعد از مدت کوتاهی بیشتر آن تخلیه می شود. اگر در این سیستم به ما مدرک هم ندهند بعد از مدتی تقریبا از نظر اطلاعات علمی با یک فرد تحصیل نکرده قابل تشخیص نیستیم. حال به اهمیت و نقش مدرک در این سیستم آموزشی بیشتر پی می بریم!
    بنده توصیه می کنم به جای قدرنشناسی از زحمات بزرگان و مدیران و معلمان بزرگوار و انتقاد حتی به جا و به ظاهر سازنده از ایشان، بیاییم از زحمات آن ها که می دانم اغلب صادقانه و دلسوزانه است صمیمانه قدردانی کنیم و دستشان را به گرمی بفشاریم و در حد توان خودمان به رشد و بهبود این سیستم کمک کنیم.
    اگر به نگاه سیستمی به موضوع نظر کنیم و آموزش و پرورش را بخشی از سیستم آموزسی و حتی آن را بخشی از سیستم اجتماعی جامعه ببینیم آن وقت شاید بفهمیم اتفاقاً آموزش و پرورش کمترین نقش مخرب را در هدایت و اصلاح جامعه داشته و شاید حتی عملکردش جداً قابل تحسین باشد. شاید این دانشگاه ها هستند که برخی فرایندهای ناصحیح را به آموزش و پرورش دیکته می کنند. شاید بخش اقتصادی جامعه مثلاً بانک ها و سیستم مالیاتی و سلامت اقتصادی دولت و جامعه دارد بر روند سبستم آموزشی تاثیر منفی می گذارد. شاید فرهنگ عمومی و حتی فرهنگ دینی ما و خانواده ها در جهت درست قرار ندارد و دارد بیشتر به این روند صدمه می زند. و شاید حتی برخی از ما به عنوان مدرس با انتقادگری و عدم انتخاب روش های بهتر و اصولی تر بیشتر از آن که کمک کنیم داریم باز هم مسئله را پیچیده تر می کنیم.
    جواب انتقاد دفاع است. اگر دفاع کننده قوی تر باشد شما مغلوب و ساکت می شوید ولی هرگز قانع نمی شوید. این روند، دفاع کننده را در ادامه کار خود مصمم تر می سازد. واگر ضعیف تر باشد یا متواضع باشد ممکن است عذخواهی کند ولی یک نقطه چرکین و غصه ای در دلش شکل می کیرد و شاید حس انتقام جویی و افتادن در مسیرهای نادرست را تجربه نماید که این هم نتیجه مطلوبی نیست. پس: ۱) تمجید و تشکر کنید به خاطر کارهای ارزشمندی که هر چند به نظر تان کوچک می آید ولی می توانید حتی آن ها را بزرگنمایی کنید.
    ۲) تا می توانید از نزدیک با آن ها همدلی و همراهی کنید و مسائل واقعی شان را از نزدیک درک کنید.
    ۳) تشویق کنید که ترجیحاً خودشان راه حل بدهند و شما فقط در صورت نیاز آن ها را راهنمایی و کمک کنید. آن ها با راهنمایی و تشویق شما بهترین راه حل های عملی را خواهند داد. راه حل های شما اغلب کنار گذاشته می شوند. به آن ها اعتماد کنید. آن ها هم مثل ما انسان هستند.آن ها کمتر از ما و شما دلسوز نیستند و کمتر از ما و شما هوش و استعداد ندارند. اگر از شما خواستند آن گاه نظر و پیشنهادی اگر دارید متواضعانه و سخاوتمندانه نظرتان را بدهید.
    ۴) در اجرای راه حل ها اگر از شما کمک خواستند دست آن ها را بگیرید. هر کاری از دستتان می آید انجام.دهید.
    ۵) مهم ترین کار شما این است که نشان دهید واقعا آن ها را دوست دارید و به آن ها اعتماد می کنید. آن گاه آن ها هم شما را دوست خواهند داشت و کاری می کنند تا دنیا جای بهتری برای زیستن شود.
    بیشتر از یک نفر باشیم.

    محمد حسن توفیقی هستم. مدرس و مشاور تفکر طراحی (خلاقیت، نوآوری و حل مسئله)
    در صورت تمایل از مقالات و محصولات رایگان سایت اینجانب بهره مند شوید. شاد و موفق و سربلند باشید.
    http://www.toufighi.com

  27. فاطمه حاجی ولیئی می گوید

    دوست عزیزی که این انتقاد را نوشته، صرف نظر از لحن تندش نشون میده که چقدر جوانهای ما دوست دارند آموزش صحیح ببینند. متاسفانه سیستم آموزش و پرورش ما به هیچ وجه برای استعدادها و انگیزه های مختلف طراحی نشده و نقش دانش آموز در اون تقریبا در نظر گرفته نشده. از همه انتظار دارن که عین هم باشن و به شکل یه قالب دربیان. تازه اون قالب ایده آل سیستم آموزش و پرورش به هیچ وجه آدم خوشحال و موفقی نمیشه. من فکر می کنم که ما علاوه بر انتظار از اشخاصی مثل استاد بهرامپور باید یاد بگیریم از سیستم های دولتی توقع داشته باشیم. با درخواست دادن، پیشنهاد دادن و پیگیری چندین ساله میشه این سیستم رو هر روز شده اندکی اصلاح کرد تا ۱۲ سالی که بچه ها در این سیستم میگذرونن پربار و مقدمه بر یه آینده شاد و موفق باشه.

  28. معصومه محمدی می گوید

    با سلام بسیار سپاسگزارم از مطالب بسیار عالی و مفیدتان .
    به عنوان مادر تحصیل کرده در این نظام و داشتن دو فرزند محصل که در مدارس خوب تهران مشغول هستند بسیار نگران این سیستم و نظام آموزشی هستم که تا کجا چنین شتابان ادامه خواهند داد و بدون تغییر و تحول اساسی. البته بیشتر نگران دانش آموزان بی نوا که بازیجه این سیستم هستند. ۱۲ سال از عمر خودشان را بیهوده تلف می کنند . بهترین و ارزشمندترین دوران زندگی شان را باید درس هایی بخوانند که هیچ اثری در زندگی آینده شان ندارد. تنها اثر این دوران بوجود آوردن درگیری میان خانواده ها (برای نمره ) و حس رقابت نادرست و …………
    استاد عزیز از حس مسئولیت شما بسیار سپاسگزارم .

  29. محمد فراهانی فر می گوید

    سلام

    هرچند بنده مستقیم خدمت استاد بهرام پور عزیز نبوده ام اما آشنایی با ایشان باعث ایجاد نشاط و انگیزه در بنده بوده است.

    از آنجایی که بنده مدرس دانشگاه هستم و با سیستم آموزشی در ارتباط ( البته نه آموزش و پرورش )، هر روز دانشجویانم را می بینم و تاسف می خورم که حاصل سیستم آموزشی ما چقدر استعدادهای این بچه ها را از بین برده است و چقدر آنها را تک بعدی به پیش برده. حتی دانشگاه تراز اولی مثل صنعتی شریف که بنده افتخار همکاری در آن را دارم، تازه چند ترمی است که به فکر اصلاح این رویه افتاده است، آن هم نه به شکل مستقیم، بلکه با استفاده از دوره های جانبی که دانشجویان به اختیار خود در آن شرکت می کنند.

    البته بیرون گود نشستن و نقدِ بدون راه حل دردی را دوا نمی کند. به عنوان یک معلم تلاش من تغییر رد سیستم خشک و بی روح کلاس ها در حیطه خودم بوده. سیستم آموزشی کم کم باید این روند همسان گزینی و همسان پسندی را کنار بگذارد و به گنجینه درون هر فرد برسد.

  30. محمد عسگری می گوید

    با سلام خدمت شما استاد گرامی که دغدغه آبادی در سرزمینمان و پیشرفت هر چه بیشتر را دارید.باتوجه به این که آقای سعید محمدی دوست و همکار شماست بهتر می دانند که وقتی یک مطلب را یاد می گیریم دو سلول با هم پیوند سیناپسی برقرار می کنند و در صورت تکرار نشدن طبق قاعده مرور معتبر اینگهاوس این اتصال از بین می رود اگر هم آنگونه تکرار شود شما را ارجاع می دهم به لینک:http://zabanshenas.com/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85/
    لطفا بخونیدش.خلاصه اینکه این مطالب که اجباری و بی میل اند اینگونه ناپایدار در مغز کدگذاری می گردند و این در حالی است که فردی که هر بیست ثانیه حافظه اش ازبین می رود و در گذشته موزیسین بوده است به خوبی ساکسیفون،پیانو،ویالون،ارگ و…می نوازد چرا که مهارت مغز را مدار بندی می کند.پیشنهاد بنده این است به جای این دروس(جغرافیا،ادبیات،تاریخ،اجتماعی و…)که به خصوص دانش آموز درک درستی از آنها ندارد و فقط حفظ می کند و باعث رنج و زدگی هرچه بیشتر از این دروس می گردد وبا توجه به اینکه آموزش و پرورش سعی در تشویق هر چه بیشتر دانش آموزان به رشته های فنی دارد; می شود گفت تمرکز هرچه بیشتر روی مهارت و کار عملی به جای بردگی ذهنی در کنار پویایی و شیرینی مطالب ریاضی با هردو نیمکره مغز (که متاسفانه باز نیمکره چپ در مدارس غالب است)به امید خدا نابغه هایی با ذهن آماده برای درک مطالب عمیق تر در دوران دبیرستان و به صورت خودجوش و فعلانه و نه منفعلانه خواهیم داشت.باتشکر از صرف وقت گرانبهایتان از خواندن این نظر

  31. محمد می گوید

    سیستم آموزشی ما بهترینه.فقط دو تاچیز کم داره ۱-سیستم۲-آموزش.:(

  32. صدیقه می گوید

    سلام من تاحالا به سیستم آموزش وپرورش ایران فکر نکرده بودم ولی وقتیکه ویدویوی خط قرمز رو دیدم خیلی برای آموزش وپرورش خودمون تاسف خوردم. و دارم فکر میکنم چطور برا خودم وخانواده ام آموزش نکات ضروری زندگی رو مهیا کنم ودر کل چیکار کنم ؟ دنبال راه حلم.

  33. سعید می گوید

    ممنون از مطالب مفید و نگاه ریزبینانه شما به مسائل بنیادی جامعه
    با آرزوی موفقیت در مسیری که در پیش گرفته اید.

  34. محمد هاشم نوروزی می گوید

    سلام
    منم با آقای بهرام پور موافقم که سیستم آموزش و پرورش باید عوض بشه
    ولی یک سوال داشتم که خیلی ذهنم را درگیر کرد و امیدوارم شما پاسخ بدید :
    ۱- با توجه به شرایطی که امروز داریم و میفهمیم آموزش و پرورش به درد نمی خوره و به هیچ کدام از اهدافم کمک نمی کند پس به نظر شما باید ترک تحصیل کرد تا به دنبال رویاها و اهداف رفت ؟ ( من با نداشتن مدرک مشکلی ندارم چون میتوانم کارآفرین بشوم )

  35. احمد می گوید

    با سلام به همه دوستان
    برای این که مسئله حل شود باید از معلمان شروع کردن می توانیم این فنون را به معلمان آموزش داد تا آن ها نیز به شاگردان خود منتقل کنند.
    برای شروع از دانشگاه فرهنگیان استفاده کنیم تا از ابتدا دانشجو معلمان این تغییرات را در جامعه ایجاد کنند.