رادیو سخنرانی ۳۵: چرا قضاوت می کنیم؟

18

رادیو سخنرانی ۳۵ : چرا قضاوت می کنیم؟

فردی را تصور کنید که لباس‌های کهنه، پاره و نامرتبی به تن دارد، به نظر می‌رسد که ماه‌هاست که حمام نرفته، ریش بلند و نامرتبی دارد و دیوانه وار فریاد می‌کشد وسط یک جمع می‌پرد و با یک کلاشینکف به همه تیر اندازی می‌کند و وقتی تیرهایش تمام می‌شود با پرت کردن وسایل به دیگران سعی می‌کند به آنها آسیب برساند و تا زمانی که او را دستگیر کنند فریاد می‌کشد و سعی می‌کند همه را نابود کند…

این فرد به نظر شما چطور انسانی است؟

مغز ما انسان ها خیلی دوست دارد که زود راجع به هر چیزی قضاوت کند، اما در عصر امروز نیاز به قضاوت سریع کمتر شده است و در این فایل صوتی از مجموعه فایل‌های رادیو سخنرانی که فایل ۳۵ از فایل‌های رادیو سخنرانی است، در خصوص اینکه چرا قضاوت می کنیم و اینکه چرا باید قضاوت کنیم صحبت شده است.

توجه! رادیو سخنرانی رایگان است و رایگان خواهد ماند و تنها شرط استفاده از آن این است که در راستای ترویج دانش حداقل آن را با یک نفر به اشتراک بگذارید.

برای دانلود فایل شماره ۳۵ رادیو سخنرانی در خصوص اینکه چرا قضاوت می کنیم می‌توانید از طریق لینک زیر اقدام کنید:

برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید 

متن رادیو سخنرانی: چرا قضاوت می کنیم؟

به نام آنکه هستی نام از او یافت/ فلک جنبش زمین آرام از او یافت

سلام دارم خدمت شما دوستان عزیز و همراهان گرانقدر مجموعه آموزش سخنرانی و فن بیان.

شما در حال گوش دادن به سی و پنجمین فایل از مجموعه فایل های رادیو سخنرانی هستید.

و من محمد پیام بهرام پور هستم از مجموعه بیشتر از یک نفر.

جایی که تلاش می کنیم بیشتر و موثرتر از یک نفر باشیم تا دنیا یک جای بهتری برای زندگی کردن باشد.

توی فایل سی و پنجم رادیو سخنرانی میخوایم راجع به یک موضوع خیلی مهم صحبت کنیم.

موضوعی که به نظر من در کشور ما واقعا جای اون خالیه و ای کاش از بچگی این رو خوب یاد می گرفتی .

یک لحظه تصور بکنید:

یک فردی که لباس های پاره و کثیف داره (یک فرد حدود مثلا ۴۰ ساله با یک ریش نامرتب و صورت خونی و خاکی) یک مرتبه از پشت کوچه ای بیرون میاد با یک مسلسل و شروع می کنه به فریاد زن و تیر اندازی به سمت تمام ادم هایی که می بینه و تمام کسانی که اونجا هستند، رو می کشه.

شما چه حسی نسبت به این فرد دارید ؟

احتمالا میگید که یک تروریست عوضی هست، احتمالا یک حس خیلی بدی به اون فرد دارید. عجب آدم بی وجدانیه

خب این یک قسمتی از داستان بود، درسته؟

اما من کافیه یک جمله اضافه بکنم. بگم این اتفاق در خرمشهر رخ داده در زمان جنگ و ایشون یک رزمنده بودند که داشتند نیروهای عراقی را می کشتند.

حالا اون آدمی که تا دقایقی پیش، یک ادم عوضی بود چه آدمی میشه؟

یک قهرمان دلیر و رشید و بی نظیر که از خودگذشتگی می کنه برای کشورش.

فرق این دو تا اتفاق چی بود؟! فقط دو تا جمله!

یک آدم از آدم عوضی که ما می گفتیم دیگر از این بدتر امکان نداره بشه تبدیل میشه به یک فرشته مهربانی که برایمان بسیار ارزشمند هست.

یا یک داستان دیگه براتون بگم:

یک بار یکی از دوستان من اومد پیشم( حدود ۲٫۵ – ۳ سال پیش)، گفت: پیام، راستش من اومدم فقط باهات خداحافظی کنم.

چرا؟

گفت: به هر حال تو دیگه اون آدم قبل نیستی ، کار هایی رو انجام میدی که واقعا از تو بعیده.

من یک مقدار برایم عجیب بود. گفتم : خب چیکار کردم؟

گفت: ببین دیگه خودت میدونی، نذار رومون بهم باز شه و صحبت کنیم. به هرحال دوستی خیلی خوبی بود و ..

گفتم خوب میشه به من بگی چیکار کردم؟ من فکر می کنم کار بدی نکردم که باعث بشه مثلا دوستیمون از بین بره.

گفت: ببین تو دیگه زن داری، این کارهایی که می کنی الان یک مقدار عجیبه.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  رادیو سخنرانی11- چطور یک پیام صوتی حرفه‌ای بگذاریم؟

من واقعا جا خوردم، گفتم خدایا نکنه کاری می کنم خبر ندارم؟

گفتش: ببین خودت میدونی دیگه نذار من باز کنم. فقط خواستم بگم میدونم و دیگه به هر حال ..

گفتم: خب بگو به من چیه؟

گفت: پیام این همکار جدید که استخدام کردی و در مجموعه باهاش رابطه داری…، فکر کردی من نمی دونم؟

گفتم که: چه رابطه ای دارم؟

گفت: ببین دیگه علنی من دیدم دستش رو می گیری، لپش رو می کشی، به هر حال تو زن داری، خجالت بکش

خب حس شما به من چیه؟

چون واقعا این دوستمون راست می گفت. دستش رو می گرفتم، لپش رو می کشیدم، باهاش خیلی شوخی می کردم، یک خانمم بود!

منتها این دوست من یک چیزی رو نمی دونست که اون همکار جدید از قضا خواهر منم هست. تا ثانیه های پیش من یک هویت بی شخصیت نمیدونم بی هزار تا چیز هستم و تا ثانیه های بعد یک ادمی هستم که نه خیلی عادی دارم زندگی می کنم.

یک جمله باز نظر شما و هرکس دیگه ای رو می تونه عوض بکنه.

حالا یک معتادی رو توی خیابون می بینیم. عموما بهش چه حسی داریم؟

انگل اجتماع، بی خاصیت، تقصیر خودشه، خودش رو بدبخت کرده و هزاران حرف دیگه….

ولی واقعا چند نفرمون اطلاعات کامل راجع به این ادم داریم که بدونیم واقعا الان چه حسی داره، چه جایگاهی داره، تو چه خانواده ای بزرگ شده؟

ما اگه تو اون شرایط بودیم چیکار می کردیم؟

یک بار یک حرف خیلی جالبی شنیدم ، یک معتادی می گفت:

همه به من میگن ترک کن، بذار کنار، تو می تونی.

گفت من از همه اون ها یک خواهش دارم:

نمک اعتیاد داره؟

ما خب گفتیم: نه!

نمک رو لطف کنید یک هفته از سر سفرتون حذف کنید تا ببینید آیا میشه مواد رو کنار گذاشت یا نه.

اون لحظه بود که فهمیدم واقعا مثل اینکه ما خیلی زیاد داریم قضاوت می کنیم!

خب میدونید ما توی سایتمون دوره رایگان داریم (۹ تا درس اموزشی حدود ۲ ساعت مطلب اموزشی کاملا رایگان ارسال میشه). قاعدتا شما هم عضو این دوره رایگان هستید.

اتفاقی که خیلی جالب هست اینه که یک موقع هایی سیستم دچار مشکل میشه  واین فایل ها ارسال نمیشه.

یک مرتبه فحش های عجیب غریبی دریافت می کنیم: شما عضویا میخواهید ایمیل ما رو بگیرید، خجالت بکشید، چرا درس ها را ارسال نمی کنید و واقعا ادم جا میخوره که خدایا ۱۰۵ هزار نفر شرکت کردند توی این دوره و حالا مثلآ ۲ نفر به مشکل خوردند، این همه ما باید توهین بشنویم؟!

یا یک اتفاقی که ساعاتی پیش رخ داد، ما یک تخفیفی به مناسب روز زن روی وبسایت برای محصولات گذاشتیم. چند روز پیشش هم برای سال جدید این کار رو انجام دادیم.

خب زمانی که تخفیف گذاشتیم، اینقدر بالا و عجیب غریب بود که سایت از کار افتاد و خب ما عملا ۵۰ درصد یا حتی خیلی بیشتر از مخاطبین رو نتوانستیم پاسخگو باشیم براشون. چون اصلا سایت باز نمی شد

اینقدر که بازدید بالا بود! خب اتفاقی که افتاد چی بود؟

این هستش که یک عده گفتن که شما تخفیف نمی خواستین بدین، سایت رو از دسترس خارج کردین. بعد هم که زمان تخفیف تمام شد سایتتون به حالت عادی بازگشت!

باز یک قضاوت دیگه و من برام فوق العاده عجیب بود، خب تعارف که نداریم، منم که دوست ندارم دروغ بگم یا الکی تعریف بکنم. زمانی که من تخفیف می گذارم درآمد بسیار عالی کسب می کنم، مگه عقلم کم هست سایت رو از دسترس خارج بکنم؟ و اصلا واقعا برای من و همکارانم این سوال خنده دار بود که آخه یعنی چی؟ چنین توهم و توطئه ای وجود داره؟

تمام این داستان ها: اون مرد ریشی ای که یک مرتبه می آمد و همه رو با مسلسل می کشت، اون فردی که به من گفتش که خجالت بکش به خاطر ارتباطی که با کارمند جدیدت داری، دیدن اون فرد معتاد و داستان تخفیف و هزاران داستانی که تو زندگی مون می دونیم، یک چیز خاصی رو داره به ما میگه!

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  رادیو سخنرانی-برنامه16-گرفتن و صاف کردن صدا و گلو

اونم اینکه گویا مغز ما انسان ها خیلی دوست داره قضاوت بکنه همه چیز رو. چرا قضاوت می کنیم و زود قضاوت می کنیم؟

بخاطر اینکه مغز ما دوست داره پرونده هر چیزی رو سریع ببنده، بر گردیم به چندهزار سال قبل، اجداد ما توی غار ها زندگی می کردن، هر چیزی که از دور می دیدن سریع باید قضاوت می کردن. یک چیزی روی زمین تکون میخورد سریع باید قضاوت می کردند که مثلا این یک تیکه ای، پارچه ای، پوستی، چیزی هستش که داره حرکت میکنه یا نه ماره! که سریع باید قضاوت بکنه، دیر قضاوت میکرد دیگه ممکن بود جونش رو از دست بده یا یک چیزی با سرعت می آمد سمتش باید سریع قضاوت می کرد که آیا این خطر داره برای من یا نه!

پس مغز ما از اون موقع تکامل یافته برای اینکه قضاوت بکنه اما الان دنیا فرق کرده: روابط خیلی پیچیده تر شده و نیاز به قضاوت سریع خیلی جاها کمتر شده.  بنابراین باید یاد بگیریم که خیلی حرفه ای تر نسبت به مقوله قضاوت رفتار بکنیم.

حالا چطوری؟

من میخوام چند تا راهکار بگم. اول این راهکار اینه، یک سوال از خودمون بپرسیم: اصلا به من ربطی داره یا نه؟

اولین بار که میخوایم قضاوت بکنیم (ببینید قضاوت اتفاق میفته) ما نمی تونیم جلوی قضاوت رو بگیریم یعنی به نظر من نشدنی هست. منتها بروز اون قضاوت مهم هست. اینکه تو جمع برگردیم بگیم که خجالت بکش این کار رو کردی یا برات واقعا متاسفم یا رابطمون با فردی عوض بشه.

ما یک چیزی رو وقتی می دونیم قاعدتا این قضاوت ذهنی شکل می گیره. دیگه دست خودمونم نیست.

چون یک نفری رو می بینید که مثلا با یک فرد دیگه ای داره خوش و بش می کنه سریعا مغز ما قضاوت می کنه نمی تونیم بگیم نمی کنه. منتها اینکه با اون قضاوت چیکار می کنیم مهمه!

اینکه به کسی می گیم، واکنش نشون میدیم، رفتارمون عوض میشه یا…

پس راهکار اول اینکه اول از خودمون بپرسیم آیا به من ربطی داره یا نه، این قضاوت کردن به من کمکی می کنه یا نه، اینکه بگم یک معتادی رو کنار خیابون ببینم بگم: خاک بر سرش! آیا واقعا به من ربطی داره؟

یک موقع هست نه، من مصلح اجتماعی هستم، یک کاری می توانم انجام بدهم مسلما رفتار، ولی اگر فقط یک رهگذرم و هیچ نقشی ندارم اصلا قضاوت رو باید بذارم کنار.

این که دوست من این کار رو داره انجام میده یا درامدش از چه روشیه اگر مفید هستم میتونم کاری بکن ، به من ربط داره، خب خیلی خوبه اما اگر نه، خیلی مفید نیستم دیگه خیلی موضوعیتی نداره این کار.

پس اولین نکته این که ببینیم اصلا بهمون ربطی داره یا نه.

دومین موضوع سوال پرسیدنه، سوال پرسیدن قبل از اظهار نظر.

فکر می کنم دو سال پیش بود، توی بندرعباس، دفتر یکی از شرکت کننده های دوره رفته بودم. ایشون با یک عصبانیت خاصی در دفتر گفتش که: اون میمون رو می بینی؟

بعد من نگاه کردم دیدم داره یک منشی رو نشون میده ، گفتم که: بله ایشون رو میبینم

گفتش: ببین چقدر وقیحه!

گفتم: چرا؟

گفت: ببین داره توی ساعت کاری با موبایلش حرف می زنه بعد منم نگاهش می کنم لبخند میزنه بجای اینکه موبایلش رو بذاره کنار و به کارش برسه!

بعد گفت: بذار برم حالش رو بگیرم!

بعد گفتم: یک دقیقه  بایست! بپرس ازش بعدا برو حالش رو بگیر!

گفت:ی عنی چی؟

گفتم: بپرس که چرا با موبایل صحبت می کنی؟

و خیلی جالب بود،  وقتی که پرسید از اون فرد،  متوجه شدیم که اصلا تلفن شرکت بخاطر کابل برگردان یا چیز دیگری ۴ روز بوده قطع بوده و این فرد تلفن شرکت رو دایورت کرده روی موبایلش!

و حتی خارج از ساعات کاری هم به این تلفن جواب می داده.

یعنی نه تنها به قول اون مدیر میمونی نبود که داره داخل ساعت کاری با موبایلش کار شخصی می کنه بلکه یک ادم بیسار عزیزی بود که خارج از ساعت کاری هم داشت کار انجام می داد.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  رادیو سخنرانی - برنامه 5 - چطور از مشتریان ناراضی خود ناراحت نشویم؟

اون فرد دو تا کار می تونست بکنه:

اول: قضاوت بکنه بره بهش بگه خجالت نمی کشی بی مسئولیت!

و کار دوم اینکه: اول سوال بپرسه! اگه دید بله تلفن شخصیه اون موقع بگه خجالت نمی کشی بی شخصیت!

پس راهکار بعدی این هستش: قبل از اینکه اظهار نظر بکنیم سوال بپرسیم و اطلاعاتمون رو کامل بکنیم.

اگر یک داستان تعریف می کرد که یک فرد ریشو با چهره خونی اومد تیر اندازی کرد بگیم: کی بود و به چه کسانی تیر اندازی کرد.

اگر دیدید که مثلا یکی با یکی رابطه ی عجیب غریبی داره، اگر بهمون ربط داره اول بپرسیم ببخشید رابطه ات با این ادم میتونم بدونم چطوریه (اگر بهمون ربط داره)

قبل از اینکه بگیم که واقعا برات متاسفم!

اگر می بینیم (مثال همون سایت رو بزنم چون یک خرده دلم پُره از اینکه ما حالا این شرایط رو فراهم کردیم حتی بهمون می گن که نمیدونم شهامت ندارید، جرات ندارید، شرف ندارید! خب اقا سایت از دسترس خارج شده به جای اینکه بنویسید که شما خجالت بکشید، فلان و چهار تا فحش بدید، سوال بپرسید:

دلیل خاصی داشت سایت از دسترس خارج شده بود زمانی که تخفیف گذاشتید؟

اون وقت خیلی قشنگ تره

و راهکار سوم…

دو تا راهکار اول چی بودن؟

اول اصلا ببینیم بهمون ربط داره یا نه و مورد دوم قبل از اظهار نظر سوال بپرسیم و مورد سوم:

“قطعی” صحبت نکنیم. به جای اینکه بگیم تو اینجوری هستی، بگیم:

به نظرم اومد اینطوریه، درسته؟

یعنی به صورت ۱۰۰ درصد نگیم یا من چند باری دیدم این اتفاق میفته، مثلا:

به جای اینکه بگیم تو سیگاری هستی، من چندباری تورو دیدم سیگار می کشی، این خیلی بهتره

شاید واقعا یک داستان دیگه ای داشته باشه!

یا مثلا:

تو الکی هستی!

خب اول باید ببینیم به ما ربط داره یا نه بعد حالا بریم سراغ این موضوع که:

قطعی صحبت بکنیم یا نه!

پس این را باید خیلی دقت بکنیم!

و چند تا نکته مهم میخوام بگم، به نظر من با این سه تا راهکار، خیلی دوست داشتنی تر،  خیلی جذاب تر و خیلی ارزشمند تر می شیم اما

یک: قضاوت نکردن به این معنی نیستش که هیچ وقت قضاوت نکنیم و بعضیا دیگه ببخشید قضاوت کردن رو یا خریت اشتباه می گیرن. من میگم زود قضاوت نکنیم، اطلاعامون کامل باشه بعد!

مثلا یک مقاله ای رو خانومی می خونه می بینه که  همسرش بارها دیر میاد خونه: نه من قضاوت نکنم!

نه اصلا به این معنی نیستش، من میگم اطلاعاتمون رو کامل بکنیم، مطمئن بشیم، ۱۰۰ درصد که مطمئن شدیم اون وقت راهکار داشته باشیم.

دو: قرار نیستش که این حس رو به دیگران بدیم که ما هالو هستیم و نمی فهمیم.

نه! اتفاقا این اقتدار ما رو نشون میده که زود قضاوت نمی کنیم و حرفه ای هستیم.

چون میخوایم حرفمون، حرف باشه!

پس این خیلی خیلی اهمیت داره، و چه جمله زیبایی گفتند حضرت علی (ع)، اگر اشتباه نکنم خطاب به مالک اشتر گفتن که:

اگر شب هنگام بنده ای رو در هنگام گناه دیدی ، فردا اون رو به چشم گناهکار نگاه نکن ، شاید توبه کرده باشه.

و این حرف، خیلی حرف بزرگی هست  اینکه ما داریم چطوری فکر می کنیم، چطوری رفتار می کنیم، بزرگانی مثل حضرت علی (ع) چطوری دارند نگاه می کنند و واقعا ایا ما در جایگاهی هستیم که قضاوت باید بکنیم یا نه.

امیدوارم این سه تا راهکار، بهمون کمک بکنه و فکر می کنم شروع خیلی قشنگی باشه که امسال تصمیم بگیریم که:

سال ۹۵ یا حالا هر زمانی که این فایل رو گوش می دید، قضاوت های کمتری بکنیم، دیرتر قضاوت بکنیم، تا دنیا یک جای بهتری برای زندگی کردن باشه، این شروع خیلی خوبی میتونه باشه برای بیشتر از یک نفر بودن.

ممنون. دوستتون دارم.

من محمد پیام بهرام پور هستم از مجموعه بیشتر از یک نفر

خدانگهدار.

برای دانلود متن PDF کافیست اینجا کلیک کنید

احتمالاً به این موضوعات هم علاقه مند خواهید بود نوشته‌های دیگر از این نویسنده

چرا نظرتان را نمی‌نویسید؟

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود

از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید

تا حالا 18 نفر نظرشان را نوشته اند

  1. جلال می گوید

    سلام آقای بهرام پور
    عالی بود … کلام شیرین و شیوا با این محتوای خوب
    امیدوارم افراد زیادی این فایل رو بشنوند و این عمل حسنه بین همه ما ترویج پیدا کنه ، که قضاوت درست رو یاد بگیریم و بهش پایبند باشیم

    جا داره از سمت کسانی که شاید این مهارت رو بلد نبودند و شما و همکارانتون رو آزرده خاطر کردند عذرخواهی کنیم
    موفق باشید

  2. آق مهدی بارسایی می گوید

    سلام مجدد،
    نحوه صحت کردن آقای بهرام پور قابل تحسین هست.
    اما به نظرم وقت هایی که شما احتمال میدین برای کاربران مشکل هایی ایجاد بشه، قبلش بیان کنید تا در جریان قرار بگیرن.
    مثل صوت رادیو سخنرانی ۳۴ که آقای بهرام پور فرمود اگه سر و صدای ماشین و … میشنوین عذرمیخوام. اما اگه ایشون نمیفرمود همه اون جوری که فکر میکردن، هم قضاوت میکردن.
    با تشکر / آق مهدی بارسایی

  3. شهاب بشیری می گوید

    بسیار عالی بود کاملا درسته ما نباید سریع قضاوت کنیم و برای وضح بیشتر همیشه از سوال پرسیدن استفاده کنیم تشکر از مطالب خوب شما

  4. حسین می گوید

    باعرض سلام خدمت استاد بهرام پور
    تشکر می کنم بابت رادیو سخنرانی ۳۵ واقعاً این مطالب باعث می شود زود قضاوت نکنیم بسیا عالی بود .تششششششششششکر

  5. محمد رضا اسمعیلی می گوید

    باسلام به نظر بنده روشهای شما از هر نظر ( آموزشی ، انسانی ، … ) بسیار عالی و مقدس میباشد امیدوارم که وضعیت اقتصادی جامعه به حدی برسد که بتوان از تجارب ارزشمند شما بیشتر استفاده شود ممنونم

  6. احمد ضیا می گوید

    سپاسگزارم آقای بهرام پور عزیز.

  7. پیروز می گوید

    استاد برای شما و خانواده محترمتون از خداوند متعال سلامتی و موفقیت روز افزون رو خواستارم ،شما یکی از سخاوتمند ترین انسانها در عرصه ارائه علوم و دروس هستین

  8. رضاعلامیر می گوید

    سلام استاد عزیز
    من فایل شما در تلگرام گوش کردم واقعا به نکاتی اشاره کرده بودید که بدون انکه متوجه باشیم حرف هایی در مورد دیگران می زنیم که شاید اطلاعات کاملی داشتیم برداشت دیگه ای احتمالا می کردیم
    واقعا ممنون هستم که با حرفهای خوب تون کمک می کنید و یاد اوری می کنید که فکر کنیم و تغییر کنیم.

  9. حجت می گوید

    سلام
    تشکر از مطلب خیلی خوب و کاربردی تون
    دو راهکار هم به ذهن من رسید:
    ۱٫ همیشه سعی کنیم تا جا داره کار دیگران را به بهترین وجه تفسیر کنیم.
    ۲٫ قضاوت های خودمون در مورد امور غیر قطعی را با دیگران مطرح نکنیم.
    ممنون

  10. سعید غلامی می گوید

    باسلام وخسته نباشید
    جناب اقای بهرامپور اولا کمال تشکرراازسخاوت شمادرارائه مطالب بسیار مفید وسودمند رادارم ثانیا آن دسته ازافرادی که تابحال مطالب شمارادریافت کرده وپیگیربوده اند به صحت وسلامت کارشما ایمان دارند ومطمئن هستند که اجرکارشما بااین گونه رفتارهای ناشایست (بعضی ازافراد که فقط به تخریب افراد فکر می کنندومتاسفانه دارای فرهنگ پایین فکری هستند)ازبین نمی رود .خوشحالم که جنابعالی باوجود برخی بی معرفتی های برخی افراد همچنان مصمم وپرانرژی هستید (لاتقنطو من الرحمه الله-ازرحمت خدا هرگزناامید نشوید)

  11. علیرضا می گوید

    با سلام وعرض ادب واحترام خدمت استاد فن و بیان جناب آقای بهرام پور. مطالب بسیار جالب و قابل توجهی ارایه نمودید.تشکر مینمایم.

  12. reza می گوید

    سلام
    متاسفانه من جدیدا بدبین شدم چطور میتونم این خصلت بد از بین ببرم .هم اعصاب خودم خورد میکنم هم اطرافیان

  13. جواد می گوید

    سلام خدمت استاد گرامی
    آقای بهرام پور،مطالب ارائه شده توسط شما نشان از پختگی فکری تان دارد
    اصول آموزشی شما در روابط اجتماعی من تاثیر شگرفی داشته است.
    استاد این مطلبی که عرض کردید در مورد قضاوت،شرحش در کتاب شش کلاه برای تفکر آمده است،اگر دوستان سطح مطالعه خود را افزایش دهند دیگر کمتر شاهد این قضاوت ها هستیم.

  14. جواد می گوید

    سلام خدمت استاد گرامی
    استاد می خوام در رابطه با مطالب قضاوت تجربه خودم را بگم.آبان ۹۳وارد یه مجموعه ای شدم،اما ارتباطاتم با مشتری و بسیار ضعیف بود،صاحب کارم من را بی عرضه تصور می کرد برای همین شروع کردم به مطالعه در فواصل بیکاری ام و بعد از مدتی با سایت شما آشناشدم.
    مطالب شما را دنبال می کردم و آرام آرام تغییرات در تفکراتم محسوس شد،مدیر مجموعه وقتی من را می دید که کتاب می خوانم یا دروس صوتی را گوش می دهم کلی با من بر خورد می کرد اما این اتفاقات باعث نشد من ازاهدافم دست بردارم،مدتی گذشت شروع به مسخره کردن من جلوی مشتری ها می کرد که چه کتاب هایی می خوانم و اسم مدرسین می آورد می خندید.
    اصول آموزشی شما و کتاب های با ارزش دیگر زندگی من را طوری از نظر فکری تغییر داد که شروع به بازاریابی هم کردم،ارتباطاتم در حد چشمگیری گشترش یافت،در حال حاضر هر بار به کتاب فروشی می روم تا کتاب بخرم کتاب فروش خودش کتاب های با ارزش را برای من کنار می گذارد و بدون اینکه پولی در آن لحظه دریافت کنه.افراد منفی و بدبین را کنار گذاشته ام
    در محل کارم با مشتریها در رابطه با آموزش صحبت می کنم و راهکار ارائه میدهم،خدا را شکر چند نفر را توانسته ام نسبت به تغییر افکارشان مجاب کنم.
    مشتری ها از من شماره تلفن می گیرند،اما مدیر مجموعه تصور می کند من دارم مشتری های او را می دزدم ، همین دیروز بود که به من گفت دیگه این کار را انجام نده چون ممکنه از حقوقت کم کنم یا …
    این مسئله برای من با ارزش است چون همانی هستم که مرا مسخره می کرد،آقای بهرام پور من در حال حاضر ۳ نفر را آموزش می دهم و کلی هم دوستان جدید دارم.
    کتاب هایی که به من کمک شایانی کرد
    اثر مرکب(دارن هاردی)،هنر فکر کردن(ارنست دیمنه)،شش کلاه تفکر(ادوارد دوبونو)،مدیریت زمان(دیویدلوئیس)،حقایق انکار ناپذیر(پگی کلاوس)نظام مدیریت زندگی(آنتونیرابینز)،بیندیشید و ثروتمند شوید(ناپلئون هیل)
    و سایت خوب شما و و دکتر فرهنگ و دکتر حورایی
    با تشکر

  15. بیتا می گوید

    عالی بود. خیلی به دردم خورد

  16. محمد علی فرقانی می گوید

    عرض سلام و ادب خدمت جناب بهرام پور و تیم محترمتون.نمیدونم چک میکنین یا نه کامنتا رو.من توی محصولات سایتتون که نگاه میکردم یه محصول جامع و به قول معروف مختصر و مفید یا جمع و جور چیدا نکردم واسه سفارش. و محصولاتتون کاملا تیکه تیکه و جداگونس که اگه بخوام بخرم خیلی گرون در میاد این تخفیفاتونم که اصا من نفهمیدم چی بود چی شد زود تموم شد.حالا میخوام ببینم مشهد سمینار یا ورکشاپ برگزار میکنین یا محصول جامع و قیمت مناسبی میتونین معرفی کنین اگه لطف کنین پاسخ رو به ایمیل بنده ارسال کنین کمال سپاسگذاری رو دارم ازتون.ممنونم

  17. Emmy می گوید

    It’s great to find an expert who can exiapln things so well

  18. مجمدرضا می گوید

    سلام استاد بهرامپور
    ممنون از محتوا و اجرای بسیار جذاب شما
    نمونه ی بارز این مساله در دید و بازدید عید انجام می شود امیدوارم که بتونیم در سال ۹۶ به طور کاربردی استفاده کنیم

ثبت نام در دوره رایگان
سخنرانی و فن بیان
می‌دانم باورتان نمی شود که چنین دوره‌ای رایگان است. اما امتحانش رایگان است!
فرصت بی نظیر دانلود ۲ ساعت مطلب آموزش کاملاً رایگان را از دست ندهید!
گزارش مشکل سایت
گزارش اشکالات سایت جدید
از اینکه به بهتر شدن سایت کمک می کنید از شما سپاس گزاریم
Thank You. We will contact you as soon as possible.
JOIN US TODAY
Amazing deals and exclusive rewards inside