داستان موفقیت سارا حق نگهدار

در مجموعه مقالات تجربیات و داستان‌های موفقیت اعضای سایت از شما عزیزان می‌خواهیم که تجربیات و داستان‌های موفقیت خود را که با کمک وبسایت و مجموعه آموزش سخنرانی و فن بیان کسب کرده‌اید با ما به اشتراک بگذارید.

شما برای به اشتراک گذاشتن داستان‌های موفقیت خود با ما می‌توانید به صفحه زیر مراجعه کنید:

تجربیات و داستان‌های موفقیت

در این نوشته، ما داستان موفقیت خانم سارا حق‌ نگهدار را می‌خوانیم:

داستان موفقیت سارا حق نگهدار

سلام عرض می کنم خدمت تمامی خوانندگان محترم

من سارا حق نگهدار هستم، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، در ادامه اولین تجربه سخنرانی که خارج از محیط دانشگاهی داشتم را با شما به اشتراک می گذارم.

از اواسط بهمن ماه ۹۳ مدام با تبلیغات وسیع همایش مقررات ملی ساختمان که در شهر شیراز برگزار می شد، مواجه می شدم. تبلیغات، بنرها، پوسترها، پیامک ها، همه و همه من رو به سمت سایت اینترنتی همایش سوق دادند. محورهای همایش را مطالعه کردم. به کار پژوهشی ای که سه چهار ماه برای آن وقت صرف کرده بودم نزدیک بود. مقاله ام را برای دبیرخانه همایش ارسال کردم. مقاله من بر خلاف تصورم که فکر می کردم با ارایه پوستر پذیرش بشه، برای ارایه شفاهی و کنفرانس پذیرفته شد.

ابتدا واقعا خوشحال شدم، وارد سایت همایش شدم تا عکس های سال های گذشته همایش رو ببینم. با دیدن عکس ها، خوشحالیم فورا به استرسِ خیلی خیلی خیلی شدیدی تبدیل شد.

در عکس ها هر دو طبقه ی تالار بزرگ همایش مالامال از جمعیت بود. بیشتر از هر زمانی استرس گرفتم و ترسیدم. پیش خودم می گفتم شرکت نمی کنم. اصلا نمی تونستم فکر کنم که در حضور افرادی که هیچ کدام را نمی شناسم، اون همه اساتید، مسئولین، مهندسین و دکترهایی که خیلی ها سن و تجربه ی بیشتری از من داشتند کنفرانس داشته باشم و از این جور فکرهای منفی… (بعدها فهمیدم عکس های افتتاحیه همایش بود)

تا اینکه با اساتیدم مشورت کردم. علاوه بر انرژی های مثبت اساتیدم، پیام ها و تماس های مکرر همایش برای هماهنگی های قبل از سخنرانی من رو مصمم و محکم کرد. ۶ روز قبل از همایش تصمیم من قطعی شد!

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  جذاب‌ترین سخنرانی که دیده‌اید چه بود؟

من باید سخنرانی کنم! باید نتیجه پژوهشم را به بهترین نحو ممکن ارایه بدهم!

به خودم میگفتم این می تونه یک مقدمه و یک نوع تمرین باشه، این همه آدم تنها برای گوش دادن به تمرین سخنرانی من ؟! چه فرصتی بهتر از این…

با وجود این تمام این مدت تپش قلب، اضطراب و استرس پا به پای من بود. توی این مدت تمام فکر و ذهنم فقط سخنرانی بود و رفع کوهی از استرس. جستجویی در اینترنت کردم تا ببینم برای کنترل این استرس چه کار می تونم کنم.

با سایت آقای بهرام پور مواجه شدم.

چند ساعت توی این سایت مطالب رو می خوندم. در مورد ترس از سخنرانی، شناخت مخاطب، پاورپوینت های خسته کننده، صاف کردن گلو و… . چند تا از فایل های صوتی رو دانلود کردم و بعد هم ایمیل هایی که برام فرستاده می شد رو بیشتر از ۴ یا ۵ بار گوش دادم. علاوه بر نکات بسیار مفیدی که در صوت ها گفته می شد، حتی به نحوه ی شروع کردن، جمع بندی ها، هدفمند صحبت کردن، شمرده، با آرامش و در عین حال پرانرژی صحبت کردن در صوت ها بسیار دقت می کردم. چند روز با وسواس عجیب و بی سابقه ای صرف درست کردن پاورپوینت کردم. در پاورپوینت فقط از کلمات کلیدی، عکس، دیاگرام و جدول استفاده کردم.

اولین تمرین را همان طور که در صوت های آموزشی گوش داده بودم، بدون حضور دیگران انجام دادم، خییییلی بد بود، مدام تپق می زدم و مطالب یادم میرفت، که شاید از استرس یا شاید هم برای فرار از ادامه دادن بود. دوباره و دوباره تمرین کردم. صدای خودم رو ضبط کردم و وقتی گوش دادم تازه فهمیدم که خیلی تند، پراکنده و یکنواخت هم صحبت می کنم. پاورپوینت هم نیاز به اصلاحات و اضافه کردن عکس های بیشتری برای فهم بهتر و پیوستگی مطالب داشت. بعد از اصلاحات، تمرین بعد را در حضور خانوادم انجام دادم که اگر جدی می بودم خیلی بهتر از دفعات قبل میشد اما خندم می گرفت.

روز بعد از اونجایی که فقط نصف روز برای تمرین وقت داشتم، باید به بهترین نحو تمرین می کردم، بسیار جدی و باز هم برای خانوادم کنفرانس دادم. (از حوصله ای که کردن و راهنمایی هاشون خیلی ممنونم). این‌بار با اینکه هنوز چندجا مشکل داشتم واقعا بهتر از قبل بود. یکبار هم صوت ابتدای سخنرانی ام را برای یکی از اساتید مجرب و بسیار دلسوزم فرستادم که راهنمایی ها و کمک ایشان هم بسیار بسیار بسیار عالی و مفید بود. (از همین جا از ایشان هم صمیمانه تشکر می کنم.) توی این مدت هیجان و استرسی که داشتم مفید بود، باعث می شد که خیلی دقیق فکر کنم و زیاد تمرین کنم.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  داستان موفقیت ایمان بادمهر

صبح ساعت ۱۰ سخنرانی داشتم طبق صحبت های آقای بهرام پور، صبح زودتر بیدار شدم و صبحانه ی گرمی خوردم، و یکبار دیگه کنفرانسم رو تمرین کردم تا از خودم و صدام مطمئن شوم.

این‌بار واقعا هیجان داشتم که هر چه زودتر سخنرانی کنم.

سالن همایش بسیار بزرگتر و پرجمعیت تر از چیزی بود که تصور می کردم. تصمیم گرفتم ردیف های جلویی را برای نشستن انتخاب کنم تا هم راحتتر به روی سن برم و هم با تعداد کمتری از مخاطبان ارتباط بصری داشته باشم و از این طریق کمی از استرسم کاهش پیدا کنه. (یادمه چندبار برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم تا تعداد افراد را تخمین بزنم، فقط یادمه خیلی زیاد بودن)

سه نفر که هر سه خیلی بزرگتر و باتجربه تر از من به نظر می‌آمدند، قبل از من سخنرانی داشتند. دقایق قبل از سخنرانیم از شدت هیجان گلوم خشک خشک شده بود. هوای سالن هم سرد بود و به این خشکی کمک می رسوند. چند بار آب خوردم تا بلکه بهتر شم اما منشا از استرس بود نه خشکی هوا و سالن… خلاصه اسم من خوانده شد و باید روی سن میرفتم. تپش قلب داشتم و دستهایم یخ کرده بود. تا فایل پاورپوینت رو باز و اجرا کنم کمی طول کشید که همین باعث آرام تر شدن تپش قلبم شد.

خدا رو شکر آنقدر ابتدای سخنرانیم رو بیشتر از بقیه قسمت ها تمرین کرده بودم که کاملا مسلط، با انرژی و بدون هییییچ مشکلی شروع کردم. همان طور که در فیلم خانم داین ویندیگلند آموختم و اساتیدم می گفتند، ابتدای سخنرانی ام را با دو سوال شروع کردم و بعد از اون عکس ها و باقی مطالب. اون زمان نه تنها استرس نداشتم بلکه از صحبت کردن برای جمعیت خیلی هم لذت می بردم. بر همه چیز مسلط بودم و این موضوع باعث اعتماد به نفس من شده بود. بر روی بعضی مطالب برای تاکید بر مهم بودنشون با صدای بلند تر و بعضی مواقع با تکرار تاکید میکردم. این از هیجانی که داشتم حاصل شد. چون توی تمرین هایم هم همچین کاری نکرده بودم.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  داستان موفقیت سخنرانی سینا محمدیان

روند ارایه مقاله به این صورت بود که بعد از اتمام سخنرانی حضار می تونستند هر سوالی داشتند از ارایه دهندگان بپرسند. در زمان تمرین تصمیم گرفته بودم از بخش هایی که هم اهمیت کمتری داشتند و هم من به آنها مسلط بودم، زودتر بگذرم.

عمدا به دو قسمت از مطالب فقط اشاره کردم و توضیح کاملی راجع به محتوای آنها ندادم. این کار به این دلیل بود که هم به زمان بندی برسم و هم اینکه اگر در انتها، حضار قصد پرسیدن سوالی داشتند از همین بخش ها باشه. این ترفند دقیقا مثل یک تله عمل کرد و در انتها هر دو سوالی که از من پرسیده شد دقیقا از قسمت هایی که می خواستم بود و من تونستم بسیار مسلط و جامع به هر دو سوال پاسخ بدهم. جالب اینکه از تنها کسی که در مورد پژوهشش سوال شد من بودم. متوجه شدم که خیلی خوب تونستم با سخنرانیم توجه حضار رو به موضوع پژوهشم جلب کنم.

این سخنرانی یک تجربه ی بسیار بسیار عالی بود که خدا رو شکر به بهترین نحو ممکن انجامش دادم.

امیدوارم دفعات بعد که قصد سخنرانی برای جمع کثیری را داشتم باز هم استرس یا بهتره بگم هیجان زیادی داشته باشم تا باعث شه به همین اندازه برای ارائه عالی، تلاش و تمرین کنم.

در نهایت بسیار بسیار تشکر می کنم از تمامی دست‌اندرکاران این سایت و جناب بهرام پور گرامی

به امید موفقیت همه دوستان

 

شما برای به اشتراک گذاشتن داستان‌های موفقیت خود با ما می‌توانید به صفحه زیر مراجعه کنید:

تجربیات و داستان‌های موفقیت

 

احتمالاً به این موضوعات هم علاقه مند خواهید بود نوشته‌های دیگر از این نویسنده

چرا نظرتان را نمی‌نویسید؟

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود

از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید

تا حالا 18 نفر نظرشان را نوشته اند

  1. مرتضی رجب نیا می گوید

    تبریک میگم خانم حق نگهدار و به امید موفقی های پی در پی و بیشتر و بزرگتر شما . از خواندن داستانتون لذت بردم و نکات خوبی یاد گرفتم . آفرین به پشتکار و علاقه شما .

  2. امیر مصطفی می گوید

    همیشه موفق باشید خانم حق نگهدار گرامی

  3. نیلوفر عاطفی می گوید

    با سلام
    استاد این بخش موفقیت خیلی جالبه و انگیزه زیادی ایجاد می کند که تشویق بشیم و تلاش بیشتری کنیم
    سارای عزیز به شما هم تبریک میگم و امیدوارم موفقیت های بیشتر و بزرگنری کسب کنی

  4. امیر.ش می گوید

    تبریک میگم بهتون

  5. فرزانه جعفری می گوید

    من هم به نوبه خودم تلاش شما را میستایم و به شما تبریک می گویم. موفق باشید.

  6. محسن همراه می گوید

    سلام
    مطالبی که من از این داستان یاد گرفتم با شما به شاتراک میزارم:
    *. در پاورپوینت فقط از کلمات کلیدی، عکس، دیاگرام و جدول استفاده کنیم.
    *. اولین تمرین را بدون حضور دیگران انجام بدیم، بهتره برای خودتون با برای ببیی ها انجام بدیم 🙂 و ضبط کنیم.
    *. کار نیکو کردن از پر کردن استٰ تمرین کنیم بدون ترس از اشتباه
    از ادیسون پرسیدن شما ۲۱۰۰ بار شکست خوردی نتونستی لامپ اختراع کنیٰ خسته نشدی؟! برگشت گفت من ۲۱۰۰ راه نساختن لامپ را یاد گرفتم ۲۱۰۰ تا فلز شناختم که با اونها نیشه لامپ ساخت و بسیار موفق بودم…. ماهم با هر بار تمرین نسبت به خودمون بیشتر مطلع میشیم و …

    *. صدای انسان باید مثل دریا مواج باشه، فراز و فرود داشته باشه تا موثر واقع بشه.

    یادآوری : شروع موثرترین سخنرانی ها با سوال همراه بوده و هست، خارجکی ها ( خواهر جکی نه! 🙂 ) میگن اصطلاحا سوال قلاب میشه به ذهن
    The Question Hook The Mind

    و دست آخر اینکه داستان فقط برای بچه ها نیست، همه کودک درون دارند، حرفای خیلی مهم رو با مثال و داستان به مخاطب برسونیم و وسطش مخاطب رو با سوالات مبتکرانه به چالش بکشیم تا به ذهنش قلاب بشه.
    موفق باشید سارا خانم

  7. احمد می گوید

    خیلی ممنون از اینکه داستان موفقیتتون رو نوشتید.ترفندی هم که برای پیش بینی سوالات حضار بکار بستید خیلی توپ بود.شاهچراغ رفتید همه رو دعا کنید
    ان شاالله همیشه موفق باشید

  8. SMK می گوید

    شنیدن یا خواندن موفقیت های کسانی که به دنبال بهتر بودن وبهتر شدن هستند وبرای خواسته های خود وبالاتر از اون شخصیت خود ارزش قائل اندوبرای رسیدن به آن گام اول خود رابر میدارند بسیار لذت بخش وتحسین برانگیز است.
    امید است همه ی ما هم بتوانیم به این باور برسیم که دیگران هرچند از نظر مقام ودانش وقدرت از ما برتری دارند ولی زمانی که ما باید به عنوان سخنران درجمع حرف بزنیم تمام توجه خودمون را برروی موضوع خود بگذاریم که همونطور که میخواهیم برای دیگران تفهیم شود و به قضاوت دیگران هم توجه نکنیم ولی دنبال انتقادات سازنده و افزایش مهارت های خود باشیم ، مهم این است که ما خودمان را با خودمان باید مقایسه کنیم.
    برای ما هم دعا کنید.همواره شاد وموفق باشد

  9. فرزانه نوروزی می گوید

    زیبا و با اقتدار… آفرین به این پشتکار… سارا خانم عزیز موفقیت های بیشتر ی رو برای شما و برای همه ی دوستانی که برای موفقیت خودشون وقت میذارن آرزو میکنم.. جناب همراه از شما بابت جمع بندی مطالب گفته شده ی سارا خانم هم تشکر میکنم… شاد و موفق باشین

  10. شادانفر می گوید

    تبریک میگم-شادوپیروز باشید

  11. Nima می گوید

    با سلام…من کنکوری ۹۴ هستم.
    خیلی خوشحالم با سایت بسیار مفیدتون آشنا شدم.
    خواهشا ویدیو هایی از موفقیت و دلسرد نشدن بگذارید… + رشته ی تحصیلی شما چی هستش؟؟؟؟؟
    خیلی به عملکردتون علاقه مند شدم.
    +از دسته آدم هایی هستم که به سخنرانی علاقه بخصوصی دارم.
    خوشحال میشم درمورد خودتون هم بنویسید و مطلب بذارید.

    باسپاس قبلی

    1. حدیث رحمانی می گوید

      دوست عزیز سلام
      بسیار خوشحالیم که به مجموعه آموزش سخنرانی و فن بیان پیوستید.
      ممنونیم از پیشنهاد شما و منتقل خواهیم کرد.
      همجنین شما می توانید رزومه آقای بهرام پور را از طریق لینک زیر مشاهده نمایید:
      رزومه
      موفق و پیروز باشید.

  12. سارا حق نگهدار می گوید

    بسیار بسیااار متشکرم از لطف نظر همه دوستان.
    امیدوارم هیچ وقت استرس داشتن و ترس مانع پیشرفت و رسیدن به خواسته هامون نشه. . و به امید اینکه همگی با تلاش زیاد و پشتکار قوی به هدفهامون برسیم و به معنای واقعی موفق باشیم.

  13. Nima می گوید

    باسلام.
    جناب بهرام پور نظر شما درمورد موسیقی در کنار کارهامون چی هست؟! در کل، موسیقی به زبان های بیگان می تونه مانع پیشرفت در یک رشته ی تخصصی بشه؟؟؟؟؟؟

    شادباشید.
    سپاس از توجه تون.

  14. Nima می گوید

    باسلام.
    جناب بهرام پور! نظر شما درمورد موسیقی در کنار کارهامون چی هست؟! در کل، موسیقی به زبان های بیگانه می تونه مانع پیشرفت درکنار یک رشته ی تخصصی بشه؟؟؟؟؟؟

    شادباشید.
    سپاس از توجه تون.

    1. حدیث رحمانی می گوید

      دوست عزیز و گرامی سلام
      ممنون می شویم توضیحات بیشتری بفرمایید که منظور شما در کنار چه کاری هست و دقیقاً به چه صورت است؟

  15. مرتضی می گوید

    آفرین بر شما و هزاران آفرین بر استاد بهرامپور عزیز و همه اساتیدی که در راه آموزش به دیگران زحمت می کشند.

  16. سعیده می گوید

    عالی بود