داستان موفقيت پریا فاتح

در مجموعه مقالات تجربیات و داستان‌های موفقیت اعضای سایت از شما عزیزان می‌خواهیم که تجربیات و داستان‌های موفقیت خود را که با کمک وبسایت و مجموعه آموزش سخنرانی و فن بیان کسب کرده‌اید با ما به اشتراک بگذارید.

شما برای به اشتراک گذاشتن داستان‌های موفقیت خود با ما می‌توانید به صفحه زیر مراجعه کنید:

تجربیات و داستان‌های موفقیت

در ادامه مجموعه مقالات تجربیات و داستان‌های موفقیت اعضای سایت در این نوشته، ما داستان موفقیت خانم  پریا فاتح را می‌خوانیم:

2015-07-30 13.17.35

داستان موفقيت پریا فاتح

داستان من ، خیلی خنده دار شروع شد!

من عاشق حرف زدن بودم، اما بعد از فارغ التحصیلی و ازدواج، کمتر موقعیت مناظره و بحث و جدل برای من پیش میومد، بین اقوام و خانواده هم به سختی میشد، موضوعات مشترکی پیدا کرد که به بحث و گفتگو داغ برسه! تنها طرف گفتگو های من .همسرم بود. که با صبر و حوصله زمانی که منزل بود ،با گفتگو در مورد مسائل مخئلف اجازه میداد تا من از بحث و گقتکو لذت ببرم، اما بعد از مدتی گفتگو تبدیل به حرف زدن بدون وقفه بنده شده بود،و از جایی که تند حرف میزدم غالبا مفهوم رو به سختی میرسوند و مجبور به توضیح دوباره میشدم و از اینکه میدیدم همسرم رو خسته میکنم و دیگه نه تنها بحث مشخص بلکه فقط حرف میزنم و میرنجونمش. غصه میخوردم و سعی میکردم حرف نزنم! مثل خارج از خونه، احساس عذاب وجدان، شرم و ناراحتی میکردم. و از اینکه ساکت بشینم ، عذاب میکشیدم، فکرم دائما مشغول بود.

پس به دنبال راهی برای کمتر حرف زدن ولی درست حرف زدن بودم، که با رادیو سخنرانی آشنا شدم، اتقاقا اون فایل مربوط به صحبت آقای بهرام پور و دکتر شیری ، درمورد گفتگوی عاطفی بود. بعد از شنیدن اون فایل بیشتر علاقه مند به یادگیری فن بیان شدم، بعد از ثبت نام در دوره رایگان وب سایت ، فایل هایی که برام ایمیل میشد، و هرچی دستم میرسید ، گوش میکردم، و سعی میکردم انجامشون بدهم.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  داستان موفقیت سخنرانی سینا محمدیان

اولین تمرینم . نگاه کردن به آدم های موفق و تقلید از آنها بود. چطور راه برم، چطور حرف بزنم،تن صدا زبان بدن، لبخند و … .

بعد از این تمرین وقتی واکنش های مثبت در روابط اجتماعی روزمره ام دیدم! انگیزه بیشتری گرفتم.

و بعد روش سخنرانی ، سبک شخصی و ارزیابی جمع و موضوع سخنرانی رو شنیدم، سعی کردم در مهمانی ماهانه خانوادگی که بر اثر عدم تفاهم در یک بحث گروهی در ماه گذشته به دلگیری افراد از هم منتهی شده بود.، یک بازی خلاقانه طراحی کنم تا فضا را مفرح و به قول معروف یخ جمع آب شود و دور هم خوش بگذرد. پس یک کیک خریدم ، و از قناد خواستم جمله ای روی آن بنویسد. و بعد جعبه را با چسب بستم، شب در مهمانی در جواب : به چه مناسبتی کیک خریدی؟ یک کاغذ و یک خودکار به آنها میدادم و گفتم حدسشان را بنویسد، و به کسی که درست حدس بزند آخر شب یادگاری کوچولویی خواهم داد. و تمام شب ، با کمال آرامش با یک یک اعضای خانواده به گفتگو مشغول بودم و همه با هم در پی حل معما بودند!

هیچ کس از ناراحتی ماه پیش حرفی نزد. و آخر شب حواب معما برای همه واضح بود: برای کیک خوردن در کنار هم، همیشه مناسبت لازم نیست !

این همون جمله روی کیک بود. آخر شب میدونستم موفق شدم، و این نشانه رفتن به مرحله بعد بود.

یعنی اقدام برای پیدا کردن یک شغل در خارج از خانه.

من در دانشگاه ادبیات و زبان انگلیسی خونده بودم و از همون زمان ، به کار ترجمه مشغول بودم، همیشگی نبود، اما همون زمانهایی که بود، میدونستم از این شغل متنفرم. خسته کننده بود و من عاشق ارتباطات بودم.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  داستان موفقیت ایمان بادمهر

چندین بار برای تدریس اقدام کرده بود، و موسسات مختلف زبان، مهد کودک ها، و غیره آزمون ورودی داده بودم، و دردناکترین قسمت همین بود…آزمون ها را قبول میشدم و مصاحبات رو رد!

من به اون پر حرفی…زمانی که برای مصاحبه میرفتم لال میشدم!

یک بار حتی تو مصاحبه نتونستم اسمم و شهری که تو اون به دنیا اومدم به انگلیسی بگم. کف دستام و صورتم خیس از عرق میشد و با خجالت میامدم خونه.برای همین مدت ها پیش بی خیال کار کردن شده بودم.

اما این بار ، با اطمینان از اینکه ، این دفعه میدونم چیکار میکنم، به چند موسسه زبان مراجعه کردم، و پس از پرکردن فرم جذب مدرس، به من گقته شد برای آزمون و مصاحبه با من تماس میگیرند،

اما تماسی دریافت نشد، پس از گذشت سه روز ، با نا امیدی تمام ، روی روش های سالم تر ابراز خشم و نه سرکوبش تمرکز کرده بودم، که تماسی دریافت کردم و تاریخ آزمون و مصاحبه برای استخدام رو به من دادند.

هرچیزی که برای اعتماد به نفسم، و فن بیانم موثر بود و تا اون موقع میدونستم ، مرور کردم و بعد از قبولی در آزمون، بی تعارف بگم مصاحبه رو ترکوندم.

۲ روز به پایان سال بود ، و من این مدت رو با رفت و آمد به موسسه و آشنایی با قوانین و چارچوب های موسسه ، و روش های تدریس اساتید مختلف گذروندم، تا ۱۵ فرودین کارم رو شروع کنم.

از روزی که اوکی نهایی شغلم رو به من دادن، رابطه ی عاطفیم، و کلا روحیه خودم از این رو به رو شد! و الان که کمتر از یک ماه بر سر کار جدیدم هستم، بی اندازه خوشحال و بی صبرانه مشتاق یادگیری بیشتر برای بهبود روش تدریس و ارتباط با زبان آموزام همچنان پیگیر وب سایت آقای بهرام پور و ایمیل هاشون هستم،

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  دانلود فایل صوتی فن بیان در خدمت مدیریت زمان!

 

هیچ وقت نمیدونستم میتونم با همین شرایط موجود، دوباره زندگی رو دوست داشته باشم!

اما الان احساس می‌کنم دوباره زنده شدم! و بعد از مدت‌ها هر روز صبح  با ذوق و علاقه بیدار میشم، با ذوق و علاقه غذا می‌پزم و خونه ام رو سر پا نگه می‌دارم و مهم تر از همه با عشق سر کارم میرم. میخواهم معلمی باشم که چیزی برای یاد دادن داره! میخواهم  دانش آموزانم با عشق یاد بگیرند و انگیزه ای برای کشف خودشون و دنیای اطرافشون داشته باشن، اگر ذره ای هم باعث بشم، به این مسیر نزدیک بشن، بزرگ‌ترین خواسته ام به تحقق رسیده. میخوام معلم و انسانی تأثیر گذار باشم.
و میدونم راه درازی پیش رو دارم. و آماده ام

بی اندازه از آقای بهرام پور و کادر محترم وب سایتشون ممنونم، ممنون که باعث شدید فرای ذهنم، که مدت ها بی استفاده گذاشته بودمش، دنیای جدیدی رو ببینم، که پر از کشف نشده ها و پر از عشق به زندگی است .

با تشکر

احتمالاً به این موضوعات هم علاقه مند خواهید بود نوشته‌های دیگر از این نویسنده

چرا نظرتان را نمی‌نویسید؟

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود

از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید

تا حالا 22 نفر نظرشان را نوشته اند

  1. محمد پیام بهرام‌پور می گوید

    خانم فاتح عزیز به شما تبریک می گویم و از این بابت بسیار خوشحالم
    و امیدوارم که روز به روز موفق‌تر باشید.

    1. پریافاتح می گوید

      سپاس فراوان از شما و تمام همکاران محترمتان در مجموعه فن بیان. من هم موفقیت بی پایان و روز افزون رو برای شما آرزومندم. و باز هم از اینکه دنیا رو برای زندگی جایی قابل تحمل تر میکنید برای انسان ها و بهشون انگیزه برای زندگی میدید سپاس گذارم.

  2. mari می گوید

    دوست عزیز تبریک میگم. خیلی آموزنده بود.به امید موفقیت های بیشتر

  3. saeed می گوید

    خیلی عالی بود،مخصوصا ابتکار در نوشتن جمله روی کیک

  4. شکوفه می گوید

    تبریک خانم فاتح.امیدوارم همه ی افرادی که دچار روزمرگی و یکنواختی شدن دوباره انگیزه و شوق زتدگی کردن پیدا کنن مثل شما.:)

  5. امید شعبانی می گوید

    منم شرایطم مشابه شماس و کارشناسی زبان انگلیسی خوندم.
    منتها تصمیم گرفتم واسه خودم کار کنم. در عرض یک سال داستان موفقیت بنده رو هم خواهید خوند.
    درود بر شما و این که تونستین تغییر ایجاد کنید

  6. محمد محمودی می گوید

    سلام سلام سلام
    تبریک به خانم فاتح بخاطر موفقیتشون
    و تبریک به کادر سایت به خاطر این ایده جالب که داستان موفقیت دوستان رو منعکس می کنه
    وقتی کسی مثال ساده ای از کار برد آموزش ها رو می بینه با امید و انگیزه بیشتری دنبال اجرایی کردنش می ره
    آقای بهرام پور امید وارم این حرکتی که شروع کردید به سر انجام خوبی برسه
    سپاس سپاس سپاس

  7. مالک برومند می گوید

    سلام خانم فاتح
    خوشحالم در مسیری که هستید فاتح شدید و امیدوارم به همین طریق ادامه بدید.
    درسی که داستان شما برای بنده داره اینه که واقعا سخت نیست آدم موفق بشه فقط کافیه گاهی اوقات روشهاشو برای انجام کارها عوض کنه…به همین سادگی..
    ممنون از استاد بهرام پور
    آرزوی موفقیت برای شما خانم فاتح

  8. مهرناز رضايي می گوید

    خيلي آموزنده و حس مثبتي داشت با سپاس

    1. Latrice می گوید

      That hits the target dead ceernt! Great answer!

  9. هادی می گوید

    سلام تبریك می گم من هم علی رغم ضعف های زیادی كه در زمینه سخنرانی داشتم امیدوارم به زودی یك سخنران خیلی خوب بشم. و داستان موفیتم رو به اشتراك بزارم. 

  10. سعید می گوید

    خیلی مفید و عالی بود

  11. سعید می گوید

    خیلی مفید و عالی تشکر فراوان شما

  12. صوفیا علیخانی می گوید

    سرکار خانم فاتح عزیز
    داستان شما را مطالعه کردم و خشنودم که تونستید به این توانمندی و اعتماد بنفس برسید . برایتان آرزوی بهترین ها را دارم

  13. محسن همراه می گوید

    دیدن موفقیت تان به ما انرژی داد. مرسی

  14. سمک می گوید

    میدونید چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    هربارکه کاری انجام میدم که درپی کمک به فرد دیگری هست یه حس خوب بهم دست میده که به بهتر شدن دیدم برای اون روز کمک میکنه ویه حس خوب از زندگی و همین که میبینم به اندازه یه انسان مفیدم خیلی واسم لذت بخشه میخام ته حرفمو بگم
    وقتی من با یه کار کوچولو همچین حسی دارم آقای بهرام پور بااین وبسایتش که باعث شده به خیلی ها کمک کنه چه حالی میکنه وچه حالی داره ………

  15. ساره می گوید

    جالب بود افرین بر شما

  16. الهام می گوید

    خانم فاتح عزیز خوشحالم که موفق شدید
    من هم خیلی خوب با دیگران ارتباط برقرار میکنم و میتونم صحبت کنم مطمئن هستم با راهنمایی های جناب بهرام پور در آینده نه چندان دور یک سخنران خواهم شد و داستان موفقیتم را با شما به اشتراک خواهم گذاشت

    1. محمد محمودی می گوید

      سلام
      این اعتماد به نفس تحسین برانگیزه و یقینا چنین خواهد شد
      آفرین آفرین آفرین

  17. الهام می گوید

    سلام
    خانم فاتح به شما و آقای بهرام پور صمیمانه تبریک میگم .منم اعتماد به نفسم بسیار بالا رفته بعد از آشنایی با سایت فن سخنرانی. ولی هنوز کار پیدا نکردم به امید اون روز…

  18. مهسا طاهری می گوید

    سلام عزیزدلم. داستانت بی نهایت جالب بود. از ته دلم بهت تبریک میگم. آفرین به تو.

  19. روح الله تقدسی می گوید

    سلام تبریک میگم ان شاءالله موفقیت های بیشتر،آفرین به پشتکارتون.