روش تدریس چیست؟ معرفی بهترین روش‌های تدریس مناسب ایران

28

همه ما در زمان تحصیلمان در مدرسه معلمانی داشتیم که روش تدریس خاصی داشتند! برخی فوق‌العاده عالی بودند و برخی دیگر فوق‌العاده وحشتناک!

روش تدریسی که گاهی اوقات باعث یاد گرفتن فوق العاده ما می شد و برخی دیگر نیز روش تدریسی داشتند که باعث می شد به کل از آن درس متنفر باشیم.

یک خواهش!
بهترین و بدترین معلم دوران تحصیل خود را به یاد بیاورید! و بگویید که چه ویژگی‌هایی داشنتند و تدریس آنها چگونه بود؟

معلمانی که با بازی و آموزش‌های جالب، داستان و کارگروهی و … به ما درس می دادند و روش‌های تدریس متنوعی داشتند و از آن طرف معلمانی که با تهدید و فریاد و … کلاس خود را مدیریت می کردند.

روش تدریس به یاد ماندنی

البته موضوع روش تدریس فقط و فقط محدود به دوران مدرسه و معلمان آموزش و پرورش نیست.

در هر سازمان آموزشی، روش تدریس موضوعی بسیار کلیدی است. فرقی نمی کند که این سازمان چه باشد؟

  • آموزش و پرورش
  • کلاسی در دانشگاه
  • موسسه زبان
  • کلاس فن بیان و سخنرانی!
  • و…

مهم این است که روش تدریس در هر فضای آموزشی نقشی کلیدی دارد اما روش تدریس موضوعی است که در کشور ما تقریباً به فراموشی سپرده شده است.

روش تدریس چیست؟

در فرآیند آموزش و یادگیری، بحث روش تدریس یا Teaching method یک موضوع خاص است! موضوعی که معمولاً کم به آن توجه شده و یا اگر توجه شده به اندازه کافی حالت عملی به خود نگرفته است.

در این نوشته قصد داریم به این موپوع بپردازیم که اصلاً روش تدریس چیست؟ و چه روش‌های تدریسی وجود دارد و کدامیک برای فضای ایران مناسب هستند؟

پس به عنوان اولین گام شاید بد نباشد که ببینیم بین روش تدریس و مهارت آموزی (Training) چه تفاوت‌هایی وجود دارد؟

شاید اولین گام از صحبت ما به این تعریف برگردد که اصلاً تعریف تدریس چیست؟

تدریس به آن قسمت از فعالیت‌های آموزشی که با حضور معلم در کلاس درس اتفاق می‌افتد اطلاق می‌شود و هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری از سوی معلم است.

معمولاً در تدریس حداقل سه ویژگی برشمرده می‌شود:

  1. وجود تعامل بین مدرس و یادگیرنده (نه یک جریان یک طرفه که مدرس مثل ضبط صویت مباحث را تکرار کند)
  2. وجود اهداف از قبل تعیین شده (که مدرس بداند به چه هدفی این فعالیت‌ها را انجام دهد)
  3. ایجاد فرصت مناسب و آسان برای یادگیری. (تا یادگیرنده بتواند به آسان‌ترین روش ممکن موضوع را فرا بگیرد)
چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  تحلیل سخنرانی: مدارس خلاقیت را می‌کُشد

پس با همین تعریف ساده متوجه یک موضوع بسیار مهم می‌شویم:

متاسفانه بسیاری از مدرسان اصلاً تدریس انجام می‌دهند و فعالیت‌هایی پراکنده و یک جانبه در آموزش را پیش گرفته‌اند!

کافییست یک نگاه مختصری به دوران تحصیل خود در مدرسه و دانشگاه داشته باشیم و ببینم که واقعاً کدامیک از مدرسان این سه ویژگی را داشتند؟

  • کدامیک تعامل برایشان اهمیت زیادی داشت
  •  کدامیک رفتارهایشان بر اساس هدف از قبل تعیین شده بود
  • و کدامیک فرصت یادگیری را آسان و دلچسب کردند؟

احتمالاً تعداد بسیار بسیار کمی را به ذهن خواهیم آورد.

روش تدریس

اما این که شما این مقاله را می‌خوانید یک معنی بزرگ دارد!

این که شما نمی‌خواهید جزو این بسیاری از مدرسان باشید (یا شاید همین الان هم نیستید)

مهارت‌های ضروری مدرسان

فن‌بیان، سخنرانی، ارتباط موثر و مذاکره بسیار مهم هستند و همانطور که قبلاً نیز اشاره کردم، شاید هر فردی که در اجتماع زندگی می‌کند (یعنی همه افراد!) نیاز است که از حداقل‌هایی از آنها بهره‌مند باشند

اما به اعتقاد من،  مدرسان حرفه‌ای، معلمان ارجمند و اساتید باید از همه این فنون (و چندین فن دیگر) به صورت کامل – و نه حداقلی – برخوردار باشند.

school_teacher

روش تدریس چه چیزی نیست؟

حال با توجه به مطالب گفته شده می توان به سادگی گفت که روش تدریس چه چیزی نیست

الان می‌دانیم که:

روش تدریس صرفاً انتقال اطلاعات نیست و جنبه تسهیل شرایط یادگیری و تعامل در آن بسیار پررنگ است

یک مدرس بخشی از آموزش یا تربیت گروهی از انسان‌ها را بر عهده دارد و از همین رو نیاز است که در بین انسان‌های دیگر واقعاً بهترین باشد و توانمندی‌های خاصی را داشته باشد.

معرفی چند روش تدریس

به صورت کلی یک مدرس – دانسته یا ندانسته – روشی برای تدریس خود دارد. در هر روش تدریسی شناخت مخاطبان، نوع رفتار با آنها، روش انتقال مطلب، هوش‌های (احساس‌ها و بخش‌های مختلف مغز ) درگیر شده و… همه و همه متفاوت خواهند بود و تأثیر روش‌های آموزشی صحیح بسیار فراتر از تصور اغلب افراد است.

همانطور که ذکر شد روش‌های تدریس مختلفی وجود دارد که در این بخش از نوشته قصد داریم به معرفی آن بپردازیم.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  من - آموزش و پرورش و همان بحث همیشگی

به صورت کلی روش‌ها و فنون تدریس را به چهار بخش کلی تقسیم می‌کنند:

  1. روش‌های تدریس بر اساس  انتقال مستقیم اطلاعات و آموزش‌ها
  2. روش‌های تدریس و آموزش بر اساس تعامل
  3. روش‌های تدریس مسأله محور
  4. روش‌های تدریس و آموزش انفرادی

که هرکدام از این روش‌ها زیرمجموعه‌هایی دارند که حتماً در نوشته‌ای جداگانه به آن خواهیم پرداخت.

بهترین روش تدریس چیست؟

سوالی که شاید بسیار جدی باشد این است که حالا واقعاً بهترین روش تدریس چیست؟ در میان این همه روش تدریس متداول چه روش تدریسی بهترین روش تدریس است؟

اجازه بدهید این سوال را با داستانی از دوران دانشجویی خود پاسخ دهم.

چند سال پیش در دوران دانشجویی در مقطع کارشناسی دانشگاه  درسی با نام روش‌ها و فنون تدریس داشتیم (من رشته تکنولوژی آموزشی خوانده‌ام) اول ترم در اولین جلسه بسیار خوشحال بودم که قرار است روش‌های نوین تدریس که در هیچ کتابی وجود ندارد را مطالعه کنم!!

 

با چنین انگیزه‌ای منتظر یک مدرس بسیار با نشاط و پرانرژی بودم که ما را متحیر کند اما لحظه‌ای که استاد ( و واقعاً حیف این واژه استاد که برای چنین موجودی استفاده شود) وارد کلاس شد، یک چهره عبوس، بی حال و بی انرژی را دیدم که با صدایی بسیار آرام گفت.

این کتابی هست که باید بخونیدش و از اون امتحان میاد! البته من خلاصه مطالب رو میگم که شما یادداشت کنید که شب امتحان کل کتاب رو مجبور نشید بخونید!

 

باورم نمی‌شد! تمام ترم دانش جویان مشغول دیکته نوشتن بودن و این استاد دانشگاه هیچ کاری به جز خواندن جزوه خود و دانشجویان نیز به جز نوشتن حرف‌های او انجام نمی‌دادند.

در جلسه‌ای که استاد مشغول گفتن انواع روش‌های تدریس بود (و مسلماً دانشجویان دیگر در حال نوشتن دیکته بودند) من سوال پرسیدم – کاری که در دانشگاه ما خیلی عجیب بود – و گفتم که:

ببخشید شما الان از کدام روش تدریس استفاده می کنید؟

جواب بی نظیر بود! استاد گفت که من همه روش‌ها را با هم ترکیب می‌کنم!

این حرف اینقدر احمقانه بود که کل کلاس از خنده منفجر شدند چون تنها کار ما نوشتن بود و عملاً تدریسی انجام نمی‌شد.

گفتن این داستان از جهت بود که بدانیم بسیاری از مدرسان تصور می‌کنند که روش تدریسی دارند در حالی که اصلاً روش تدریسی وجود ندارد!

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  چطور برای مصاحبه دکتری آماده شویم؟

و نکته دیگر این که بدانیم که اصلاً امکان پذیر نیست که بتوانیم چند روش تدریس را به صورت کامل با هم ادغام کنیم زیرا هرکدام ملزوماتی دارند و فلسفه‌هایی. هرچند می‌توانیم به صورت کمکی در هر جلسه و هر موضوع از یک یا چند روش استفاده کنیم اما این که بخواهیم همیشه در حال مخلوط کردن این موضوعات با یکدیگر باشیم باید بگوییم که امکان پذیر نیست!

یک نمونه از روش تدریس عملی

در این فیلم شما یک روش تدریس علمی را مشاهده می کنید که یک معلم فیزیک چقدر زیبا تدریس خود را به صورت عملی انجام می دهد. (اگر زبان انگلیسی نمی‌دانید، مهم نیست! زیبایی این روش تدریس این است که حتی بدون دانستن زبان هم درس را یاد می‌گیرید!)

و اما سوال اصلی! بهترین روش تدریس چیست؟

یک پاسخ مهم برای این سوال این است:

احتمالاً اگر کسی برای این موضوع جواب تک جمله‌ای دارد، هیچ درکی از ماهیت روش تدریس ندارد!

در حقیقت هیچ روش تدریس ثابتی وجود ندارد و بسته به شرایط زیر می‌توانیم از روش‌های مختلفی استفاده کنیم. برخی از این عوامل عبارتند از:

  • هدف آموزشی
  • موضوع درسی
  • سطح مخاطبان
  • سن و جنسیت مخاطبان
  • شخصیت مدرس
  • امکانات موجود
  • تعداد دانش پذیران
  • فضای آموزشی
  • و….

بنابراین کاملاً بسته به این شرایط می‌توانیم بهترین روش‌های را تعیین کنیم.

به عنوان مثال اگر شما بخواهید درسی را آموزش بدهید که هدف آن یادگیری کار گروهی باشد، مطمئناً نمی‌توانید با سخنرانی کردن این مفهوم را منتقل کنید!

روش تدریس مناسب ایران

به عنوان سوال پایانی باید گفت که دقیقاً مثل سوال بالا، بهترین روش تدریس مناسب ایران وجود ندارد و همه چیز بسته به شرایط است.

اما روش‌های تدریسی که می‌دانیم کمترین بازدهی را دارد و هیچ اثری در رفتار فرد ندارد و فقط سطح اطلاعات او را بالا می برد عبارتند از:

  1. روخوانی
  2. سخنرانی
  3. تکرار و تمرین
و از شما به عنوان یک معلم و مدرس مسئول و دلسوز خواهش می‌کنم که حتماً در تدریس‌های خود آموزش‌های مبتنی بر تمرین، کار گروهی، ایفای نقش، کار عملی، بازی و … را لحاظ کنید.

یک خواهش!

خاطره‌ای از یک روش تدریس خوب یا بد از دوران تحصیل خود را در قسمت نظرات بنویسید

چرا نظرتان را نمی‌نویسید؟

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود

از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید

تا حالا 28 نفر نظرشان را نوشته اند

  1. سروری می گوید

    چقدر خوب گفتید
    کاش همه معلما روش تدریس مناسب خودشون رو داشته باشن

  2. وحید می گوید

    سلام و درود بر شما
    بنده از سال ۹۱ تا ۹۵ در دانشگاه فرهنگیان مشغول به تحصیل در رشته علوم تربیتی، گرایش آموزش ابتدایی بودم.
    در آنجا ترم ۱ درس روش ها و فنون تدریس ارائه شد، که کلاسی بسیار خشک، بی روح، یکنواخت، زمان دو ساعت و ربع در ظهر گرما. که آن استاد هم در سال آخر تحصیلم (حیف عمر، وقت و انرژی ام) معاون آموزش دانشگاه شدند با مدیریت بسیار بسیار ضعیف و شخصیتی دیکتاتور، و تفکری سنتی و فلج.

    … و اما بعد:
    آموزش های شما و چندتا از اساتید دیگر، با دیدگاه من شباهت هایی دارد، ولی احساس خوبی نمی دهد، بیشتر به دنبال راهی می گردم که از این سیستم خارج شوم.
    روش تدریس فقط یکی از مهمترین فاکتورهای معلمی است، ولی هیچ کس، هیچ کس و هیچ کس یک نمونه و الگو از فقط یک روش تدریس ساده را به صورت عملی برایمان اجرا نکرد.
    فقط یک روش کافی بود که ارائه شود و بعد تحلیل شود.
    فقط تئوری، تئوری تئوری، حفظ کنید حفظ کنید. آن هم منابعی که شب امتحان معرفی می شدند.
    فرصتی برای اشتباه کردن و افتادن واحد بسیار محدود.
    همه به دنبال مدرک بودند و امتیاز بلکه شاید پست بهتری بگیرند. ولی از لحاظ کاریی، شخصیت و انسانیت….!!!! چه بگویم؟؟!!
    اعتماد به نفس و عزت نفس معلم کجاست؟

    ما باید به «معلمی» بها بدهیم و ارزش قائل شویم، بعد به معلم، و تازه پس از آن رشد و پرورش دهیم، نه اینکه نیرو برای آموزش استخدام کنیم، ولی به جای تربیت، نابود کنیم. همان یک ذره شوق، ذوق و استعداد معلمی را هم از بین ببریم.
    چرا دنیایی از توقعات بی جا و مسئولیت های بیهوده را روی دوش معلم قرار می دهیم؟
    با این کارهایی که به سر معلمان می آوریم، نتیجه از این بهتر نخواهد شد.

    بنده اهل مطالعه و یادگیری هستم و هنوز هم روی خودم سرمایه گذاری می کنم.
    مهمترین سرمایه ای که باید بگذاریم، جان و دل است.

    با درخواست استعفای من موافقت نشده، ولی باز هم به روش های دیگر درخواست استعفا خواهم کرد.
    در عین حال در حال بازسازی خودم هستم، و از خداوند می خواهم که کمکمان کند، که به خودمان رحم کنیم و خودمان را بپذیریم، دوست بداریم و احترام بگذاریم.

    این نظر من را که خواندید، اولاً بسیار متشکرم از لطف، توجه و وقتی که صرف کردید و دوماً اینکه از هیچ روش خاصی برای ارائه استفاده نکردم. حرف و نظرم را نوشتم.

    سپاسگزارم
    شاد، تندرست و موفق باشید.

    1. محمد پیام بهرام پور می گوید

      واقعاً قبول دارم که سخت ترین موضوع این است که سر کلاس یک معلم با روش تدریس افتضاح بشینید و اسم کلاس روش تدریس باشه!
      خدا بهمون صبر و توان اصلاح بده

  3. مصطفی خزایی نژاد می گوید

    درود و خداقوت به شما استاد عزیز.
    یکی از بدترین روش تدریس های اساتید این بود که مخاطب خودشون رو تو کلاس دانش آموزان تیزهوش و درس خون قرار میدادن. آنها به گونه ای سطح مطالب را تنظیم میکردند تا مورد پسنده دانش آموزان تیز هوش باشه. در این شرایط من و دوستانی که سطح پایینی در درک مطالب غیر کاربردی مدرسه داشتیم خیلی برامون سخت میشد. این روش تدریس باعث میشد تا من فکر کنم من هوش پایینی دارم که این مطالب را درک نمیکنم و باعث ناراحتی من در دوران مدرسه میشد.موضوع به همین جا ختم نشد و من در تمام دوران زندگی به فکر کردن به مدرسه حس خنگ بودن بهم دست بده. اما بعد از گذشته ۲۵ سال تازه فهمیدم هوش مناسبی دارم و مشکل تدریس اساتید بود که باعث میشد من مطالب را درک نکنم.
    امیدوارم روش تدریس در آینده به گونه ای باشد تا دانش اموزان نه تنها احساس خنگ بودن نکنن، بلکه احساس هوش بیشتر بکنن.
    موفق باشید

    1. محمد پیام بهرام پور می گوید

      چقدر قشنگ بیان کردید!
      آفرین!
      دقیقاً این موضوع وجود داره که سطح مطالب برای افراد بالا در نظر گرفته میشه نه کل جامعه…
      خیلی دقیق گفتین
      زنده باد
      و آفرین به شما که عزت نفس خودتون رو بازیابی کردید

  4. مينا صوفيان می گوید

    درود به استاد و دوستان
    سوم دبيرستان رو به خاطر مياورم، درس زيست شناسى كه دبير هميشه گچ رنگى به همراه داشت و تمام درس را با كشيدن شكل هاى رنگى توضيح ميداد. و درس شيمى كه تدريس در آزمايشگاه بود. و خاطرات جالبى كه دبير زبان تعريف ميكردند را بيشتر از درس به ياد مياورم.
    پس هر مطلب جديدى با كيفيت رنگ ، صدا، بازى و احساس خوشايند همراه باشد، همواره در ياد مى ماند. چنانچه تدريس را با كيفيت هاى سمت راست مغز دراميزيم، ماندگارتر خواهدبود.
    با احترام و سپاس

    1. محمد پیام بهرام پور می گوید

      زنده باد
      دقیقاً همینطوره
      رنگ و صدا و بازی و احساس در روش تدریس خیلی قدرتمند هستند…

  5. مسعود می گوید

    سلام
    حالا که درخواستتان را دیدم میبینم چقدر خوشبختم که در طول مدت آموزش دیدنم (حدود ۳۵ سال) تعداد معلمین با روش تدریس خوب خیلی زیاد و تعداد معلمین با روش تدریس بد خیلی کم بوده است.

    در عوض معلمین خوب زیاد داشتم:
    یک معلم با شوخی و خنده و داستان مطلب را بیان می‌کرد،‌
    معلم دیگر با احاطه‌ی علمی کلاس را اداره می‌کرد
    دیگری با طرح درس مدون و کار شده بحث را بیان می‌کرد
    معلم دیگری که مطلبی را که درس می‌دهد متکی به چیزهایی است که ما از آن تجربه‌ی شخصی داریم!
    و…

    ومعلمینی که با فراگیران زندگی می‌کنند، که به نظرم مهم‌تر از روش تدریس است چون با تدریس ما یک سری دانش یا حداکثر مهارت را منتقل میکنیم، ولی انتقال ارزش‌ها مهم‌تر و سخت تر است. آنان پا به پای فراگیر و در کنار فراگیر زندگی می‌کردند.

    1. محمد پیام بهرام پور می گوید

      سلام بر شما
      چقدر خوشحالم از این بابت و آرزو می کنم که همه مردم کشورمان و همه مردم دنیا این حس را داشته باشند که همیشه خاطره‌های خوب از تدریس وجود داشته و مشکلی وجود نداشته

  6. فرزانه قهرمانی می گوید

    باسلام وتشكر از مطالي خوبتون
    بهترين خاطراتم از معلمان و اساتيد دانشگاه مربوط ميشه به معلمان واساتيدي كه رابطه دوستانه و صميمي با دانش آموزان ودانشجويان برقرار مي كردند كه اين عامل خود مي توانست به علاقه مندي بيشتر ما به حضور ودر كلاس كمك كند. و همچنين اساتيدي كه در كلاسشون به نوعي مشاركت وجود داره و از فضاي خشك و رسمي خبري نيست.
    اما روش بد تدريس از معلمان و اساتيدي كه گاها سختگيري ها ي بيش از حد داشتند . در دوراني كه دانش اموز بودم يادم مي آيد معلم فيزيكمون به قدري سختگير وجدي بود كه همه بچه ها به شدت از او ميترسيدن يادم مي ايد وقتي اسم من را صدا زد براي درس پرسيدن به قدري وحشت زده بودم كه كه وقتي رفتم تمام بدنم مي لرزيد و همه شاهد استرس شديدمن بودند… يامعلي در مدرسه ابتدايي داشتيم كه با انواع خط كش بچه ها را كتك مي زد و خط كش ها از انجايي كه شيشه اي بودن( براي خود بچه ها بود)مي شكستند . معلم روزي خط كش ديگر از بچه ها برا ي كتك زدن خواست …چشمتون روز بد نبينه چون اين بار خط كش چوبي بود!! .
    🙁

    1. محمد پیام بهرام پور می گوید

      ان اشالله که دیگر هیچ دانش آموزی چنین تجربه‌ای را نداشته باشد و خط کش فقط برای اندازه گیری استفاده شود.

  7. رضوان شریفی می گوید

    سلام .کلاس چهارم دبستان معلم بسیار مهربانی داشتیم یادم هست النگوی خودش رو روی دوتا میخ وسیله ای که برای تشخیص رسانا بودن مواد بچه ها ساخته بودن گذاشت و چراغ روشن نشد و من از همونجا هنوز یادم نرفته که طلا رسانا نیست .این معلم از مدرسه ما رفت معلم جدید چندروز از ورودش نگذشته بود که خط کش پلاستیکی به قطر نیم سانتیمتر از پلاستیک فشرده هنگام تنبیه یکی از دانش اموزان رو از وسط دونیم کرد.اما جالب تر از این روش تدریس این معلم بود که اصلا فرق نمیکرد علوم درس میده یا شعر .فقط یک هدف داشت و اون هم این که همه باید نمره بیست بگیرن و جالبه که این اتفاق میفتاد.ما تمام کتاب علوم رو سوالها وجوابها رو مثل شعر حفظ کرده بودیم اون هم شعر به یک زبان خارجی چون به معنی هیچ لغتی فکر نمیکردیم به هر حال کلاس ایشون به عنوان کلاس تقویت حافظه شنیداری عالی بود

    1. محمد پیام بهرام پور می گوید

      سخت ترین نکته این هست که از یک معلم خوب به معلم بد حرکت کنیم!
      اگه معلم از اول بد بود خیلی سخت نبود کارمون اما….

  8. حسین می گوید

    با عرض سلام خدمت استاد عزیز و افراد مجموعه +۱
    اگه بخوام فقط در مورد روش تدریس خوب و بد بگم فقط این دو مورد بنظرم خوبه بگم:
    خوب:معلمی داشتم خدا رحمتش کنه هرسال قبل عید رمضان کل کلاس رو برای کمک به افراد کم درآمد تشویق میکرد و هرسال این قلک در کلاس پر میشد و چند نفر داوطلب از دانش اموزها پول رو پخش میکردند و میگفت مهم نیست چقدر سواد داری یا چند سالته مهم توانایی کمک به همه انسانهای دوروبر خودته…

    بد: معلمی که بخاطر یکم درس نخواندن یک پسر همکلاسی با تسبیح جوری رفیقمو از ناحیه سر تنبیه کرد که تا یک هفته خونریزی داشت. الانم تسبیح رو میبینم استرس دارم.

    این دوران ابتدایی بود سال ۷۹

    1. محمد پیام بهرام پور می گوید

      همین خدا رحمت کنه‌ای که پشت سر معلم‌های خوبمون میگیم چقدر ارزش داره…
      خدا رحمت کنه همه معلم‌های خوب رو

  9. رضوان شریفی می گوید

    باز هم سلام و ممنون از مسیله ای مطرح کردین.یکی از معلمهای خلاق و با انگیزه مامانم یعنی معلم کلاس اولم بودن.تمام دغدغشون خلاق بار آوردن بچه ها بود زمانی که بامعدل و امار قبولی معلم ها رو پایش میکردن ایشون به این مسیله اهمیت نمیداد چندبار پیش اومد که والدین بچه ها رو قانع کردن فرزندشون پایه اش ضعیفه و باید یکبار دیگه کلاس اول رو تکرار کنه.یادمه تا دیر وقت با پدرم مینشستن و وسیله کمک اموزشی میساختن .الان که مامانم وسایل اماده رو تو بازار میبینن همش حسرت میخورن که کاش زمان ما هم این وسایل وجود داشت

  10. سبحان رئوف می گوید

    یه معلمی داشتیم چندین سال پیش ، هر کی میگفت متوجه نشدم میومد و میزد تو گوشش … بنابراین کلاس هیچ کس نبود که متوجه نباشه و ندونه که درس چی بود (معلم زبان انگلیسی، مقطعِ راهنماییِ، مدرسه عالم بخش، در شهر کرج بود ) جالب اینجاست که شاکی هم میشد وقتی هیچکس دست بلند نمیکرد ، میومد بالا سر بچه ها با زبان انگلیسی سوال میپرسید و اگر جواب نمیدادی چک میخوردی… من یه دونه چک خوردم از این استاد و هیچوقت فراموش نمیکنم، تاثیر بزرگی در زندگی من داشت ، تا مدت ها داغون و خشمگین و با بغض بودم. فکر کنید که غرور یک نوجوان رو به خاطر جواب ندادن به چیزی که بهش یاد ندادن جلوی دیگران بشکنن. البته ما با چند نفر از دوستان یه ضرر چند میلیونی به ماشین معلممون زدیم ولی این کجا و آن کجا … نشون به اون نشونه که من هنوز داستان رو با جزئیات و کامل حفظ م و اون حتما یادش رفته که شاگرداش رو ماشینش روغن ترمز ریخته بودن .
    این داستان خیلی تلخ رو فقط به این خاطر بازگویی کردم تا شاید کمکی باشیم در روند ریشه کن کردن آموزش و پرورش و همه ی راهنما ها و معلم هایی که راه جهنم رو نشون میدن.
    و اما خاطره ی خوب هم باید باشه از روش تدریس معلم ها
    ولی متاسفانه من ندیدم یا حداقل میتونم بگم خاطرم نیست ….

  11. علی اصناری لاری می گوید

    من سال دوم ابتدایی معلمی داشتم که واقعا خاطره بدی برام رقم زد. سرکلاس ساعت اول ریاضی درس داد و درسش هم درس جدیدی بود. بلافاصله بعد از درس یه سوال پای تخته نوشت و از روی لیست اسم من خواند تا برم و سوال جواب بدم و من که اصلا به درس گوش ندادم هم جلوی بچه ها بخاطر جواب ندادن به سوال ضایع شدم و هم یه کشیده آبدار از این خانم معلم عزیزم جلوی جمع خوردم……..

    خاطره خوبم هم مربوط به سال سوم راهنمایی هست که معلمی داشتم به نام آقای مهاجری و چون درس نمیخوندم و تنبلی میکردم ایشون کاملا در مقابل نمره های بد ریاضی من صبور و با حوصله بود و بجای اینکه مقایسه کنه دانش آموزان رو اومد یه نفر از بچه هایی که واقعا توی ریاضی قوی بود رو کمک من قرار داد که اون با من تمرین کنه خاطرم هست میان ترم ریاضی شدم ۱۵ ولی همین روش ایشون پایان ترم ریاضی شدم ۱۸٫۷۵ …..واقعا هیچ وقت چهره مهربون این معلم رو فراموش نمیکنم. به دلیل اینکه معلمهایی داشتیم که فقط بچه هایی که نمرات بالا میگرفتن رو خوب تحویل میگرفتن و اصلایه جورایی اونهایی که نمرشون متوسط یا پایین بود را نادیده میگرفتن…واقعا این طرز رفتار ایشون با دانش آموزانی که نمره متوسط به پایین داشتن کمک کرد خیلیها همون ترم پیشرفت در نمرشون داشته باشن.

  12. ابرایمابرا می گوید

    سلام جناب بهرامپور: سپاس از توجه شما به مسایل کلیدی آموزشی. شاد زی و مهرافزای

  13. ولی بختیاری می گوید

    با سلام و تشکر از مطالب خوب و مفیدتان
    یک خاطره از تدریس خوب، مربوط میشود به زمان دانشجوئی کارشناسی، در آنزمان، یک درسی داشتیم به نام قانون تجارت، استادی داشتیم که خودش قاضی بود، و این استاد با باین مطالب بسیار شیوا و جالب در کلاس، همیشه کلاس را در سطح هوشیاری بالا قرار میداد، و زمانی که خستگی را در کلاش مشاهده میکرد، کتابها را می بست و به بچه ها فرصت میداد که حرف های دلبخواه خود را بیان نمایند و بعد از مدتی که کلاس به وضع هوشیاری اولیه برمیگشت، مجدداً تدریس شروع میشد، این استاد تنها استادی بود که زمانی که مجبور شد یک جلسه در روز جمعه بعدازظهر برگزار نماید، تمام دانشجویان بلااستثناء در سر کلاسشان حاضر شدند.
    یک خاطره بد هم باز مربوط به همان دوران میشود، که درس قانون اساسی داشتیم، یک استادی داشتیم که از اول که سر کلاس میآمد، روی صندلی که مینشست، جرثقیل نیاز بود که ایشان را از صندلی بکنند. و با صدای آرامشان، صحبت میکرد و از روی قانون میخواند. و جالب اینکه در سر امتحان، نیز جزوه باز بود و از فاصله ها، و موارد انشائی، ایراد می گرفت.

  14. سید وحید می گوید

    سلام و ارادت.
    در ابتدا باید تشکر کنم بابت توجه به این موضوع مهم. این یک احساس همدردی رسمی و واقعی می باشد. چرا که در تمام طول تحصیل از کودکی تا دانشگاه همیشه محصلین و شاگردان مقصر بودند. و تاوان تمام بی کفایتی های معلم ها و سیستم آموزشی بیمار را باید دانش آموزانی می دادند که به دنبال بدست آوردن تجربه، روزهای شیرین کودکی و مدرسه را در ترس از کتک خوردن و تنبیه های بدنی (شکنجه) می گذراندند.
    در سال دوم دبستان از خانم معلم پرسیدم: اگر کره زمین را از مرکز سوراخ کنند و ما سنگی در آن بیاندازیم آن سنگ وقتی به مرکز کره زمین برسد، چه می شود؟ در جواب این معلم دلسوز فردای آن روز به والدینم گفتند که بچه شما سوالاتی می کند که کلاس را به هم بریزد. در سال دوم راهنمایی معلم بسیار دلسوزی داشتیم. ایشان دبیر درس عربی بودند. چند روز قبل از آن برف آمده بود و روی زمین مدرسه هم برف بود و هم یخ. این دبیر دلسوز عربی از خوشحالی و ذوق بچه ها به وجد آمد و گفت: همگی بروید به مدت ۳۰ دقیقه برف بازی کنید. رفتیم و با دستان یخ زده برگشتیم. پشت نیمکت هایمان نشستیم و معلم عزیز گفت که حالا باید امتحان بدید. ما هم با تعجب امتحان دادیم. نمره ها همه پایین بود. حتی شاگرد زرنگ مدرسه نمره اش ۱۵ شد. ناگهان دبیر عربی دلسوز که هیچ هدفی غیر از موفقیت دانش آموزان نداشت، از کشوی میزش یک کابل برق برزگ در آورد و برای اینکه دستهای یخ زده دانش آموزان را گرم کند، تمام کلاس را با کابل تو پر و مشکی رنگشان گرم کردند. خلاصه این روش ها ادامه پیدا کرد تا اینکه ضربات دلسوزانه سیستم دلسوز آموزش و پروش گرامی و معلم های دلسوز راه پیشرفت را آغاز کردند. پیشرفتی به سمت بالاتر و از این رو جهت ضربه ها و وسیله های به کار رفته برای پیشرفت و خوشبختی دانش آموزان شکل انسانی گرفت. در ادامه معلم ها از وسیله های جاندار استفاده می کردند. مثل سیلی دو طرفه (پشت و روی دست مبارکشان) و مشت های گره کرده و پاهایی که به اندازه ۲ برابر قد دانش آموزان بالا می آمد. آنها حق داشتند. چرا که برای رسیدن به این ابزار ها همت گمارده بودند و در هفته ۳ جلسه به کلاس های کارته، تکواندو می رفتند. طبق آمارهای گزارش شده از مناطق محروم تر که از امکانات کمتری برخوردار بودند و دانش آموزان سرکش تری داشتند، معلم ها و دبیر هایی که از تعهد بیشتری برخوردار بودند، در کلاس های جودو، بوکس، کیک بوکس، فول کنتاکت و … شرکت می کردند و با عزمی راسخ هر روز در جهت بالاتر بردن کیفیت آموزشی، تمرینات سختی را متحمل می شدند. تا اینکه برخی از دانشمندان با آزمایش های مختلف به این نتیجه رسیدند که: برخورد ضربات مختلف از جمله مشت، کف گرگی، قطابی و … بر روی سیستم عصبی مغز تاثیر بسیار بدی می گذارد. از این رو دانشمندان به کار شکنی و افراد مخالف پیشرفت معرفی شدند و دیگر هیچ کس با آنها بستنی هم نمی خورد. بیشتر هم دوره ایی های ما بعد مشکلات روحی و جسمی به سطوح بالای جامعه راه یافتند و در حال حاضر در زمینه خدمت به مردم فعالیت می کنند. برخی هم که به راه راست هدایت نشدند و از مدرسه فرار یا ترک تحصیل کردند، تبدیل به انسانهای ثروتمند و صاحب مال و خوشبختی شدند.
    و این داستان به شکل تکراری و البته در مدل های مختلف ادامه دارد…………..

  15. محمد خیرآبادی می گوید

    سلام
    ممنون از مقاله خوبتون
    یک روش تدریس بد و یک روش تدریس خوب

    زمانی که دبیرستانی بودم در مدرسه ما رقابت خیلی شدید بود اما یکی از معلمان بیخیال رقابت شده بود و بیشتر روی تدریس تمرکز می کرد
    معلم شیمی بود . (مدرسه ما دو معلم شیمی داشت و همه آرزو می کردند ایشان معلم شیمی آنها شود زیرا آن یکی فقط به فکر نتیجه و رقابت بود)
    روش تدریس معلم شیمی ما به این صورت بود که درس میداد و کلی مثال حل می کرد و یه عالمه مثال حل شده هم در اختیارمون قرار میداد اما به همین جا ختم نمی شد
    به آزمایشگاه فشار می آورد تا بچه ها آزمایشهای شیمی را از نزدیک ببینند. (مدرسه دولتی بود) همین دیدن شیمی از نزدیک و اخلاق خوب و تدریس همراه با طنز و عدم فشار برای رتبه آوردن در آزمون های هماهنگ منطقه ای باعث شد
    تمام بچه ها به شیمی علاقه مند شوند و سال سوم بین ۵ درس المپیاد همه برای المپیاد شیمی خودشون رو آماده می کردند و بالاترین نتیجه قبولی را آوردیم و جالب تر اینکه تمام بچه ها در دوران انتخاب رشته دانشگاه ( با اینکه همه ریاضی بودیم و انتظار انتخاب مهندسی از ما داشتند) همه به دنبال رشته شیمی بودند
    حتی یکی از بچه ها رشته نساجی گرایش شیمی و علوم الیاف رو انتخاب کرد . ازش پرسیدم چرا مهندسی نساجی زدی . گفت : چون تو اسمش شیمی داره !! منم میخواستم داروسازی (ربط به شیمی) برم ولی فهمیدم این مال تجربی هاست.
    الان واقعا تعجب می کنم یک معلم با تدریس درست چقدر می تونه روی شاگردانش اثر بگذاره و مسیر زندگی شون رو عوض کنه .
    البته اون دوستم که نساجی خوند بعد فهمید این شیمی با اون شیمی که می خواسته فرق داره و الان تدوینگر خبری صدا و سیماست.

    خاطره بد از روش تدریس :
    در دوران دانشگاه دو استاد داشتیم در دو درس اصلی و کلیدی که پایه و اساس اون رشته محسوب می شد.
    اما شانس بد ما به دلیل کمبود استاد فقط همین دو استاد اون دو رشته اصلی رو ارائه می کردند و روش تدریس شون به این صورت بود که کتاب معرفی می کردند . سپس مثال های همون فصل رو عین کتاب پای تخته می نوشتند.
    یعنی دستگاه فیتی کپو (فتوکپی) از این دو استاد ، مفیدتر و موثرتر بود . و بچه ها به کلاس درس آنها ، کلاس روخوانی کتاب می گفتند !! و واقعا دانشجوها به زور حضور و غیاب می آمدند و در کلاس هم اصلا گوش نمی کردند چون در کتاب واضح تر مطلب نوشته شده بود و فقط استاد نقش کتاب صوتی رو ایفا می کرد.
    خیلی از دوستانم سر همون دو درس بیخیال رشته دانشگاهی شون شدند و به فکر شغل دیگری افتادند و صرفا برای مدرک ادامه دادند . برخی هم اعتماد به نفس شون رو از دست دادند ، ( استاد های ما این ها رو بلد نیستند وای به حال ما )

    یک روش تدریس جالب :
    در دوران دبیرستان یک استاد ریاضی داشتیم که به جای اینکه برای اول شدن در آزمون های هماهنگ فشار بیاره و یا دائما آزمون و تکلیف بده از یک روش جالب استفاده کرد.
    گفت : اگر در درس ریاضی در منطقه اول بشید یک زنگ رو تعطیل می کنم برید ورزش (فوتبال) ما هم همیشه درس ریاضی این استاد رو بالا می زدیم و استاد هم اولین جلسه بعد از اعلام نتایج به قولش عمل می کرد و می رفتیم فوتبال
    در طول سال دوم دبیرستان : ۳ بار آزمون گرفتند هر سه بار هم درس ایشون اول شد و بقیه مونده بودند ریاضی که از همه سخت تر هست رو چرا اول می شیم ولی در بقیه درسها نه (حتی شیمی)
    بقیه اساتید اول شدن رو وظیفه ما می دونستند(برای ارتقای خودشون) و فشار می آوردند و گاهی هم تهدید . اما این استاد حق انتخاب بهمون داده بود + جایزه . می خواهید اول بشید می خواید نشید اما اول بشید جایزتون یک زنگ فوتبال هست. به همین سادگی

    امیدوارم براتون مفید باشه

  16. احسان مهدی نژاد می گوید

    سلام و درود
    من احسان مهدی‌نژاد هستم .
    سالها پیش و در دوران راهنمایی معلم تاریخی داشتیم که بسیار منعطف و هوشمند بود.
    فامیلی او آقای نودهی بود.
    امروز اگر از تاریخ آن دوران خاطره‌ای داشته باشم فقط همینی است که الان برایتان نقل می‌کنم:
    سلطان سنجر، پنچر شد!
    او پایان سلطنت سلطان سنجر را با پنچر شدن برای‌مان مثال زد!
    اما ترجیحم این است که روش‌های بد را نگویم چون مابقی روش‌ها عملا بد بودند!!
    ممنون از موضوع جالب که بیان نمودید.
    موفق و نامدار باشید.
    http://www.1000modir.com

  17. ففااطمه کهنسالف می گوید

    سلام من کهنسال هستم.بهترین خاطره از دوران دبیرستان؛سال دوم دبیرستان بود. معلم ریاضی ام بود.کتاب طوری بود که مفاهیمش خیلی سخت بود ولی معلم ریاضی ام اول از همه وقتی دید که نمرات خیلی پایین است؛فقط یک جلسه کامل را درد دل کرد و ما هم با او حرف زدیم و گفتیم که فصل دوم خیلی سخت است او آن جلسه اصلا درس نداد و با ما صحبت کرد و ما را درک کرد.بعد روش خود را تغییر داد.مثلا در تدریسش از ستاره استفاده میکرد ولی در حالیکه اصلا موضوعش به ستاره ربطی نداشت ولی او ربطش داد و درس را شیرین کرد.در جلسات بعد هم سعی کردطوری درس بدهد که برای ما ملموس باشد.این معلم به قدری در من علاقه ایجاد کرد که به ریاضی علاقه مند شدم و به رشته ریاضی رفتم. حتی در دانشگاه هم ریاضی خواندم و الان فوق لیسانس ریاضی دارم.
    بدترین خاطره از دوران معلمانم معلم فیزیکم بود. دوم دبیرستان معلم فیزیکم همش در مورد خوشگلی خودش صحبت میکرد و در مورد اینکه چند تا خواستگار داشته و چقدر شوهرش دوستش داره و….و از وقت درس دادن ما در واقع کم میگذاشت.بعد هم امتحان خیلی سخت گرفت و توقع داشت که همه ما نمره هایمان خوب شود.من به زور آن درس را پاس کردم.

  18. عباس بادامی می گوید

    روش تدریس بد: دوم راهنمایی که درس می خوندم یه معلم تاریخ و جغرافیا داشتم زمانی که می خواست درس جدید را توضیح دهد از مطالب های خارج از کتاب توضیح می داد و جلسه ی بعد اعلام می کرد که از درس های جدید امتحان . همه ی بچه ها از امتحان های او نمره ی پایین می گرفتند و او کسانی را که نمره ی تک می آوردند با کمربند میزد. بیش تر بچه ها زمانی که با او کلاس داشتیم غایب می کردند. به خاطر این روش تدریس بد خاطره ی خوشی از تاریخ و جغرافیا ندارم.
    روش تدریس خوب: ولی در عوض دوم دبیرستان معلم ریاضی ما زمانی که تدریس می کرد به قدری شیوا و جذاب درس میداد حتی آسان تر از شیوه ی کتاب که من به ریاضی علاقه مند شدم. در پایان کلاس اقدام هایی برای جلسه ی بعد می داد که خیلی در یادگیری ما مؤثر بود. یادم میاد زمانی که درس جدید را می خواست بدهد با لبخند علمش را به ما منتقل می کرد.

  19. مسعود حمزه ئیان می گوید

    به نظر من، معلم خوب و بد کم هستند، مشکل معلمای معمولی هستند که به نظرم عمده معلما رو تشکیل میدن. معلمایی که هیچ حس خاصی نسبت به خودشون و موضوعی که راجع بهش صحبت می کنن، نداریم.
    این معلما به هر دلیلی، چه کم بودن حقوق، چه سختی کار، چه بی حوصلگی، هر سال بخشی از یک نسل رو بدون هیچ تغییری، بدون هیچ رشدی و بدون هیچ انگیزه ای، به حال خودشون رها می کنن.
    از یک طرف استادی مثل استاد کنترل کیفیت ما که ساعت ها تمرین می کرد تا بتونه یک مثال کاربردی برای ما سر کلاس ارائه بده وجود داشت و از طرفی استادی که به ما می گفت فرایند چیست؟ وقتی ما می گفتیم فعالیتیه که ورودی رو به خروجی تبدیل می کنه می گفت نه! فعالیتیه که مواد اولیه رو به محصول تبدیل می کنه 😐 همه اینها وجود دارند ولی…
    تغییر معلمان و استادان بد به نظر من سخت و بی ارزش هست، به نظر من باید روی معلمان معمولی تمرکز بشه تا بتونن مسیر آینده رو برای دانش آموز روشن تر کنن!
    معلمان بیان و کتاب های خوب رو در زمینه موفقیت معرفی کنن. صرف معرفی اون کتاب ممکنه توی هر کلاس یک نفر رو هم که شده تغییر بده و آینده اون رو کامل متحول کنه! به جای مطالب حفظ کردنی بیهوده، کمک های اولیه به دانش آموزان آموزش داده بشه تا بدونن توی موقعیت های اضطراری مشتق به کار اونها نمیاد و صدها مهارت دیگه که خودمون الان اون ها رو بهتر درک می کنیم!

  20. رمزی می گوید

    سلام
    ایشاالله موفق باشید..هر روز بهتر از دیروز…خاطره ای که از تدریس خوب دارم این بود که استادم با جون ودل سعی میکرد که من مطلبی رو متوجه بشم..و اگه لازم بود یک مطالبی رو یادآوری کنه برای یادگیری بهتر….حتما این کارو میکرد.
    موفق و پیروز باشییید

ثبت نام در دوره رایگان
سخنرانی و فن بیان
می‌دانم باورتان نمی شود که چنین دوره‌ای رایگان است. اما امتحانش رایگان است!
فرصت بی نظیر دانلود ۲ ساعت مطلب آموزش کاملاً رایگان را از دست ندهید!
گزارش مشکل سایت
گزارش اشکالات سایت جدید
از اینکه به بهتر شدن سایت کمک می کنید از شما سپاس گزاریم
Thank You. We will contact you as soon as possible.
JOIN US TODAY
Amazing deals and exclusive rewards inside