تحلیل سخنرانی: مدارس خلاقیت را می‌کُشد

24

تحلیل یک سخنرانی فوق‌العاده موفق، مطمئناً به شما نیز کمک خواهد کرد که سخنرانی‌های فوق‌العاده‌ای داشته باشید.

در این مقاله، قصد دارم سخنرانی «کِن رابینسون» را به صورت کامل برای شما تحلیل کنم تا دقیقاً متوجه شوید چطور از سخنرانی‌های موفق می‌توان ایده گرفت.

با توجه به این که تحلیل سخنرانی‌های موفق، نقش بسیار مهمی در یادگیری ما دارد و یکی از اصلی‌ترین تمریناتی که شخصاً در بهبود سخنرانی خود از آنها بهره گرفتم، مشاهده سخنرانی‌های موفق بود.

در این نوشته قصد دارم یک سخنرانی بسیار معروف از آقای «کن رابینسون» را به صورت بسیار کامل تحلیل کنم.

ken-robinson-ted-speech-2006

این سخنرانی در سال ۲۰۰۶ اجرا شده و موضوع اصلی سخنرانی بررسی این موضوع است که آیا سیستم آموزشی ما دارای خلاقیت هست یا خیر؟

این سخنرانی پربیننده‌ترین سخنرانی تاریخ تِد است و مسلماً مطالب آموزشی بسیار جالبی برای سخنرانان در آن نهفته است.

از شما می‌خواهم که در این نوشته ۳ کار را به ترتیب انجام دهید:

۱٫ اول ویدئو این سخنرانی را مشاهده کنید.

۲٫ نقد این سخنرانی را به صورت کامل بخوانید

۳٫ ایده،‌دیدگاه و نظر خود را در بخش نظرات برای ما و سایر دوستان بنویسید.

چرا این سخنرانی؟

اگر در یکی از کارگاه‌ها،‌سخنرانی‌ها و یا همایش‌های من حضور داشته باشید مطمئناً مطالبی در مورد آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت از من شنیده‌اید! تعلیم و تربیت یکی از علایق بسیار مهم برای من است و آرزوی من این است که روزی شاهد آموزش و پرورشی اصولی در کشورمان باشیم.

 

از بحثمان دور نشویم! این سخنرانی را به ۳ دلیل انتخاب کردم:

۱٫ شخصاً به موضوعات آموزش و پرورش علاقه زیادی دارم و علی الخصوص به موضوع خلاقیت.

۲٫ رابینسون در این سخنرانی واقعاً فوق‌العاده است و بسیاری از مطالب سخنرانی را می‌توان از او آموخت.

۳٫ این سخنرانی یکی از پر بیننده‌ترین سخنرانی‌ها در تد است.

 

مشاهده فیلم سخنرانی کن رابینسون: مدارس خلاقیت را می‌کشند

برای دانلود با کیفیت بالا (۱۲۰ مگابایت) اینجا کلیک کنید 

برای دانلود با حجم پایین (۲۶ مگابایت) اینجا کلیک کنید 

 

امیدوارم که از دیدن این فیلم لذت برده باشید و در ادامه به صورت بسیار تخصصی تحلیل آن را مشاهده کنید…

 

درس اول؛ با استفاده از منابع موثق، به تجربه‌ها و باورهای شخصی که خودتان دارید اعتبار ببخشید

وقتی شما در سخنرانی خود از تجربیات و یا باورهایتان بهره می‌برید، دو کار مهم انجام خواهید داد:

۱٫ سخنرانی خود را قابل فهم تر می‌کنید. یعنی متن سخنرانی خود را از حیطه تفکر مخاطبانتان (تجربیات و اطلاعات ذهنی آنها) به حیطه آنچه که شما می‌خواهید مخاطبانتان آن را بدانند (پیام شما) تغییر می‌دهید.

۲٫ شخصیت اعتبار خود را تقویت می‌کنید؛ چرا که مخاطبان شما گونه‌ای حس آشنایی با شما احساس خواهند کرد. به عبارتی دیگر شما از طریق تجربیات خود، گذشته خود را با مخاطبانتان به اشتراک خواهید گذاشت.

همانطور که با دیدن این سخنرانی مطمئناً بارها متوجه این موضوع شدید، آقای «کن رابینسون» این کار را در طول سخنرانی خود تماماً انجام می‌دهد. برای مثال:

برای مقدمه رابینسون نقل می‌کند که : “سه موضوعی که در طول کنفرانس مطرح بود” این موضوع به سخنرانی‌ای که او در تد داشت باز می‌گردد.

چند لحظه بعد، او نقل می‌کند از کنفرانس چهار روزه که ” با وجود اینکه در چهار روز اخیر همه متخصصان در این کنفرانس رژه رفته‌اند…”

و بعد از آن در دقیقه ۱۳:۱۵ می‌گوید: “همانطور که دیروز شنیدیم…”

و در ادامه در دقیقه ۱۷:۴۵ می‌گوید:” الگور یک شب گفت” (او با این کار صحبت خود را به یک سخنران دیگر ارجاع می‌دهد)

برای تکمیل نکات در دقیقه ۱۸:۳۵ گفت: “چیزی که تد آن را جشن گرفت، نعمت قدرت تخیل و تصور بشر است.”

با این مثال‌ها، رابینسون به طور محکم تجربیات خود از کنفرانس را به صحبت‌ها و نکات مهم موضوع بحث خود گره می‌زند. مثال‌های بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد.

به متونی که با علامت Past-Sign مشخص شده‌اند توجه کنید!

درس دوم؛ نشانه‌های کلیدی

در طول سخنرانی او، رابینسون علامت می‌دهد که نکات مهم در حال گفتن هستند. با این کار او می‌تواند مخاطبان خود را آماده کند تا به خوبی و مشتاقانه دقت نمایند. او این کار را با عبارات کوتاه متفاوتی اظهار می‌کند. مثلاً:

و مشکل عمده من این است که، بچه‌ها استعداد باورنکردنی‌ای دارند.

در این جمله، بخش ترغیب کننده و نقش اصلی این خواهد بود : و مشکل عمده من این است که …

و بیان می‌کند که در ادامه این عبارت، جمله‌ای خواهم گفت که بسیار مهم است: بچه‌ها استعداد باور نکردنی‌ای دارند.

یک مثال دیگر را با هم ببینیم:

اما وقتی که شما به امریکا می‌روید, موضوعی از ذهن شما می‌گذرد و همین طور وقتی که شما به دور دنیا سفر می‌کنید: “همه سیستم‌های آموزشی بر روی کره زمین از یک الگوی موضوعی خاص تبعیت می‌کنند.”

عبارت قبل از علامت نقل قول، یک نشانه است برای جمله داخل علامت نقل قول. یعنی “همه سیستم‌های آموزشی بر روی کره زمین از یک الگوی موضوعی خاص تبعیت می‌کنند.”

به متونی که با علامت Key-Sign مشخص شده‌اند توجه کنید!

درس سوم؛ داستان گویی

رابینسون بخش عمده‌ای از سخنرانی خود را به گفتن داستان‌های کوتاه و بلند اختصاص می‌دهد.

او زندگی خود را با داستان‌های واقعی به تصویر می‌کشد.

در تمام کارگاه‌ها و همایش‌ها از داستان‌گفتن و استفاده از داستان در سخنرانی بسیار گفته‌ام و بنابراین ترجیح می‌دهم که اینجا چیزی نگویم

به متونی که با علامت Story-Sign  مشخص شده‌اند توجه کنید!

( پیشنهاد می‌کنم مراجعه کنید به مقاله اهمیت داستان گویی در سخنرانی)

درس چهارم؛ استفاده از طنز و شوخی

رابینسون واقعاً در خنداندن مخاطبان فوق‌العاده عمل کرده است! در مدت بیست دقیقه چند بار می‌توانید مخاطبان خود را بخندانید؟ قول می‌دهم که یک دلقک هم نمی‌تواند اینقدر مخاطبان را بخنداند.

آمار طنز جالب رابینسون فوق‌العاده است! حداقل ۲۲ بار در یک سخنرانی ۲۰ دقیقه‌ای یعنی بیش از یک بار در دقیقه!

احتیاجی نیست اشاره کنم که این خنده‌ها کجا هستند. اگر فقط یک بار سخنرانی او را ببینید…. (به علامتLaugh-Sign در تحلیل متن نگاه کنید)

طنز مخاطبان شما را در شرایط خوبی قرار می‌دهد.(مخصوصاً اینکه آنها روزها در یک سالن کنفرانس و بر روی یک صندلی نشسته باشند) و البته باعث ایجاد نوعی احترام به اعتقادات شما می‌شود.
همچنین پیشنهاد می‌کنم نگاه کنید به مقاله اهمیت لطیفه در سخنرانی و همچنین مصاحبه من با حمید ماهی صفت در مورد کاربرد طنز در سخنرانی

موضوعات مربوط به طنز با علامت Laugh-Signمشخص شده‌اند

 

درس پنجم؛ استفاده از سئوالات هدفمند

این فوق‌العاده است اگر بتوانید که سخنرانی خود را یک سخنرانی یک نفره نکنید و با دخیل کردن مخاطبان خود آنها را نسبت و سخنرانی خود مشتاق کنید.

رابینسون این کار را با یک الگوی خاص انجام می‌دهد. در بیشتر موارد او از عبارت‌های اخباری با دو یا سه لفظ پرسشی استفاده می‌کند. برای مثال:

… همه افراد علاقه خاصی به آموزش و پرورش دارند. مگر نه؟

یا

… همه هدف آموزش و پرورش عمومی، در سرتاسر جهان، این است که اساتید دانشگاهی تربیت کنند. آیا این طور نیست؟

هنگامی که برای بار اول سخنرانی را نگاه می‌کردم، به این الگو توجه نکردم. تا اینکه بعد از دو یا سه بار دیدن کامل این سخنرانی، هنگامی که این متن انتقادی را آماده می‌کردم، ناگهان به این نکته پی بردم. در نگاه یک انسان عادی، این کار یک کار فرمالیته است و صرفاً جهت پر کردن وقت است. اما اگر خوب نگاه کنیم، می‌بینیم که این در واقع یک الگوی بسیار زیرکانه است.

به علامت Question-Sign در متن توجه کنید

 

 

جمع بندی معنی تصاویر!

Past-Signارجاع به یک تجربه یا باور (در گذشته)

Key-Signنشانه‌های کلیدی

Story-Signداستان تعریف کردن

Laugh-Signخندیدن

Question-Signسوالات هدفمند

 

متن کامل سخنرانی کن رابینسون، مدارس، خلاقیت را می‌کشد.

 

صبح بخير. Question-Signخوب هستيد؟

اين کنفرانس خيلی عالی بوده Question-Sign مگه نه؟

واقعاً همه اش من را تکان داده. در واقع، آنقدر تکان خوردم که دارم اينجا را ترک مي کنم.Laugh-Sign (خنده حضار)

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  با زندگی خودتون می خواهید چه کار کنید؟

Past-Signسه زمينه کلی بوده، مگه نه، که در در سرتاسر کنفرانس مطرح بودند، Key-Signو مرتبط اند با موضوعی که می خواهم درباره اش صحبت کنم يکی، این شواهد فوق العاده زياد از خلاقيت انسانه که در تمام ارائه هایی که داشتيم بود و در تمام افراد اينجا. همين تنوع اش. و گستردگی اش. دوم اينکه ما را در موقعیتی قرار داده که هيچ ايده ای نداريم چه اتفاقی قراره بیافته. در مورد آينده. هيچ ايده ای نداريم که چی پيش مياد.

من علاقه ای به آموزش و پرورش دارم. البته، Key-Signچيزی که متوجه شدم اينه که همه بالاخره یک علاقه ای به آموزش و پرورش دارند. Question-Sign شما نداريد؟

اين واقعاً برايم جالبه. اگه شما در يه مهمانی شام باشيد، و بگوييد که در زمينه آموزش و پرورش کار می کنيد البته، راستش، زياد پيش نمياد در مهمانی شام باشيد اگر در زمينه آموزش و پرورش کار می کنيد.Laugh-Sign (خنده حضار) دعوت نمي شيد. و جالبه که اگه هم دعوت شديد هيچ وقت دوباره دعوت نمی شيد. اين عجيبه برای من. ولی اگه دعوت شديد، و به کسي بگيد، مثلاً آنها می پرسند، «کار شما چيه؟» و شما می گوييد که در زمينه آموزش و پرورش کار می کنيد. می بينيد که رنگ از صورتشان می پرد! فکر می کنند، «خدای من! آخه چرا من؟ آن هم در همين يک روزی که در هفته براي تفريح داشتم.»Laugh-Sign (خنده حضار) اما اگه درباره تحصيلات خودشان از آنها سوال کنيد.

شما را به ديوار می چسبانند. چون يکی از آن چيزهايی است که برای مردم مسئله عميقیه. Question-Sign درست می گم؟

مثل مذهب، پول، و چيزهای ديگه. من اهميت زيادی به آموزش و پرورش می دهم، و Key-Sign فکر می کنم همه ما همينطوريم. برايمان اهميت عظيمی دارد تا حدی برای اينکه اين آموزش و پرورش است که قراره ما را برای اين آينده ای آماده کند که نمی توانيم درکش کنيم. اگه بهش فکر کنيد بچه هايی که امسال مدرسه را شروع می کنند در سال ۲۰۶۵ بازنشسته می شوند. هیچ کس روحش هم خبر ندارد عليرغم تمام اين تخصصي که اين چهار روز اخير اينجا رژه رفته که دنيا چه شکلی خواهد بود حتی تا پنج سال ديگه. و با اين حال قراره اين بچه ها را برای آن موقع آماده کنيم. پس اين غير قابل پيش بينی بودن، Key-Sign از نظر من، شگفت آوره.

وPast-Sign سومين موضوع هم اينکه با همه اين احوال همه ما روی اين توافق داريم که کودکان چه قابليت های خارق العاده ای دارند. مثل قابليت های آنها برای نوآوری. مثلاً همين Sirena ديشب شگفت آور بود Question-Signمگه نه؟

شگفت آور بود که چی کار می تونست بکنه. و البته اون استثناییه، اماKey-Sign به نظر من از نظر آنچه که کلاً در دوران کودکی ممکنه، استثنا نيست. آنچه اينجا داريم يک انسان با پشتکار خارق العاده ست که استعدادی يافته. و Key-Signنظر من اینه که همه بچه ها دارای استعدادهای فوق العاده اند. و ما آنها را سرکوب می کنيم. به طرز خیلی بی رحمانه ای. پس می خواهم درباره آموزش و پرورش صحبت کنم و می خواهم درباره خلاقيت صحبت کنم. نظر من اينه که امروز خلاقيت به اندازه سواد خواندن و نوشتنن داشتن در آموزش و پرورش مهمه، و بايد به همان شکل با آن برخورد کرد و به آن جايگاه داد. (تشويق حضار) ممنونم. همين بود ديگه. با تشکر از شما. Laugh-Sign(خنده حضار) خب، ۱۵ دقيقه هنوز مانده. خب من متولد سال – نه Laugh-Sign(خنده حضار)

Story-Signمن اخيراً يک داستان عالی شنيدم – عاشق تعريف کردنش هستم – درباره يک دختر کوچولو که سر کلاس نقاشی بود. شش سالش بود و ته کلاس نشسته بود و نقاشی می کشید و معلمش می گفت که این دختر کوچولو به ندرت به درس توجه می کرد، ولی در اين درس داشت توجه می کرد. معلم که اين موضوع برايش خيلی جالب بود، رفت بالای سر دخترک و پرسيد «چی می کشی؟» و دخترک گفت «دارم عکس خدا رو می کشم» بعد معلم گفت «اما کسی که نمی دونه خدا چه شکليه» و دخترک جواب داد «تا يک دقيقه ديگه می فهمند چه شکليه» Laugh-Sign(خنده حضار)

Story-Signوقتی در انگلستان پسرم چهار سالش بود — البته راستش رو بخواهيد همه جا چهار سالش بود.Laugh-Sign (خنده حضار) اگر بخواهيم دقيق بگيم، اون سال، هر جا می رفت چهار سالش بود. اون در يک نمايش ولادت مسيح نقش داشت. Question-Sign داستانش خاطرتان هست؟

نه، خيلی نمايش پرطرفداری بود. داستان بزرگي بود، Mel Gibson قسمت بعدی اش را ساخت. شايد آن را ديده باشيد «ولادت مسيح ۲». اما James نقش يوسف گيرش آمد. که ما از اين موضوع خيلی خوشحال بوديم. از نظر ما يکی از نقش های اصلی بود. ما آنجا را پر از مأمور کرده بوديم که تی شرت های مخصوص بپوشند که روی آنها نوشته بود «James Robinson واقعاً همان يوسف است!»Laugh-Sign (خنده حضار)

نقشش خیلی صحبت کردن نداشت، اما آن قسمتش را می دانید که سه پادشاه وارد می شوند. با هدايایی در دست آنها طلا، کندر، و مر می آورند. اين واقعاً اتفاق افتاد. ما آنجا نشسته بوديم. و فکر کنم فقط ترتيبش را اشتباه رفتند چون بعدش که از پسرک پرسيديم «راضی هستی از اجرات؟» اون جواب داد «آره، چطور، مگه اشتباه کردم؟» فقط ترتيبش رو عوش کرده بودند، همين. به هر حال سه تا پسرها وارد صحنه شدند چهار ساله هايی که دور سرشان حوله پيچيده بودند، و جعبه هایشان را گذاشتند زمين پسر اولی گفت «برايتان طلا آورده ام» پسر دومي گفت «برايتان مر آورده ام» و پسر سومی گفت «اينو Frank فرستاده»Laugh-Sign(خنده حضار)

چيزی که در همه اينها مشترکه اينه که بچه ها شانس خودشان را امتحان می کنند. اگر نمی دانند، يک چیزی امتحان می کنند.Question-Sign درست نمی گم؟

اونها از اشتباه کردن نمی ترسند. حالا من نمی خواهم بگم که اشتباه کردن با خلاق بودن يک چيزه. اما چيزی که می دانيم اينه که اگه آماده اشتباه کردن نباشيد، هيچ وقت هيچ فکر نابی به ذهنتان نمی رسد اگه آماده اشتباه کردن نباشيد. و تا وقتی که بزرگ شده اند، بيشتر بچه ها اين قابليت را از دست داده اند. تبديل به کسانی شده اند که از اشتباه کردن می ترسند. و در ضمن شرکت هایمان را هم همين شکلی اداره می کنيم. ما اشتباه را تبديل به گناه می کنيم. و حالا داريم سيستم های ملی آموزش و پرورشی را اداره می کنيم که در آنها اشتباه کردن بدترين کاریه که می توانيد بکنيد. و Key-Signنتيجه اش اينه که مردم را پرورش می دهيم که از ظرفيت های خلاق خود بیرون بيايند. پيکاسو گفته که گفته که همه کودکان هنرمند به دنيا می آیند. مسئله اين است که در حال بزرگ شدن چطور هنرمند بمانيم. من شديداً به اين اعتقاد دارم: که ما به سمت خلاقيت رشد نمی کنيم. بلکه از خلاقيت به سمت بیرون رشد می کنيم. يا در واقع از خلاقيت بيرون پرورش پيدا می کنيم. Question-Signخب چرا اين طوره؟

من تا حدود پنج سال پيش در Stratfor-on-Avon زندگی می کردم. در واقع ما از Stratford به Los Angeles آمديم. پس می توانيد تصور کنيد که چه تغيير نامحسوسی بود. Laugh-Sign(خنده حضار) در واقع، ما در جایی به اسم Snitterfield زندگی می کرديم، در حواشی Stratford، که آنجا جایی بود که پدر شيکسپیر به دنيا اومده بود. Question-Signالان فکر جديدی به ذهنتان خطور نکرد؟

من که اينطور شدم. ما عادت نداريم فکر کنيم که شکسپير پدر داشته، Question-Sign مگه نه؟ راست نمی گم؟

به خاطر اينکه عادت نداریم فکر کنيم شيکسپير هم زمانی کودک بوده، Question-Sign مگه نه؟ شيکسپير هفت ساله؟

من که هيچ وقت بهش فکر نکرده بودم. يعنی بالاخره يه روزی هفت سالش بوده. بالاخره سر کلاس ادبيات يه نفر نشسته، Question-Sign مگه نه؟

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  نحوه استفاده کوپن تخفیف خرید محصولات

چقدر اعصاب خورد کن می شد!Laugh-Sign (خنده حضار) «بايد بيشتر تلاش کنی». مثلاً تصور کنيد، پدرش داره اون رو به رخت خواب می فرسته. به شيکسپير می گه، «ديگه وقت خوابه» به ويليام شيکسپير می گه، «و اون مداد رو بذار زمين ديگه» «اینقدر هم اينجوری حرف نزن. همه رو گيج می کنی» Laugh-Sign(خنده حضار)

Story-Signبگذريم، ما از Stratford آمديم Los Angeles و فقط می خواستم يک نکته راجع به این تغيير بگم، در واقع. پسرم نمی خواست با ما بياد. من دو تا فرزند دارم. اون ۲۱ سالشه الان، دخترم ۱۶ سالشه. اون نمی خواست با ما بياد Los Angeles. خيلی دوستش داشت، اما در انگلستان يک دوست دختر داشت. تمام عشق زندگيش بود، سارا. يک ماه می شد که می شناختش. البته چهارمين سالگردشونم گرفته بودن، چون وقتی ۱۶ ساله هستيد يک ماه خيلی زياده. به هر حال، توی هواپيما خيلی ناراحت بود. و می گفت «من ديگه هيچ وقت دختری مثل سارا پيدا نمی کنم.» و راستشو بخواهيد، ما از اين موضوع خيلی خوشحال بودِیم، چون دليل اصلی که داشتيم اون کشور را ترک می کرديم همين بود. Laugh-Sign(خنده حضار)

Key-Signولی يک چيز خيلی نظرتان را جلب می کند وقتی به آمريکا می رويد و وقتی دور جهان سفر می کنيد تمام سيستم های آمورش و پرورش دنيا همان سلسله مراتب درس ها را دارند. همه شان. فرقی نمی کند کجا برويد. آدم فکر می کند طور ديگری باشد، ولی نيست. در بالا رياضيات و زبان قرار دارند، سپس علوم انسانی، و در پایین هم هنرها. همه جای دنيا. و تقريباً در همه این سيستم ها هم سلسه مراتبی درون هنرها وجود دارد. هنر و موسیقی معمولاً جايگاه بالاتری در مدارس دارند تا نمايش و رقص. هیچ سيستم آموزش و پرورشی روی زمين وجود ندارد که هر روزبه بچه ها رقص ياد بدهد همانطوری که به آنها رياضی ياد می دهيم. Question-Signچرا؟ چرا اينطور نيست؟

من فکر می کنم اين موضوع خيلی مهمیه. به نظر من رياضی مهمه، ولی رقص هم همينطور. بچه ها اگه اجازه داشته باشند هميشه می رقصند. همه ما اينطوريم. همه ما بدن داريم، غير از اينه؟ مگه اينکه جلسه ای بوده من نبودم؟ Laugh-Sign(خنده حضار)، حقيقتش، اتفاقی که می افته اينه که همينطور که بچه ها بزرگ می شوند، ما پرورش آنها را به تدريج از کمر به بالا انجام می دهيم. و بعدش فقط روی سرشان تمرکز می کنيم. و متمايل به يک سمت از سرشان.

اگه يه موجود فضایی بوديد و از آموزش و پرورش ديدن می کرديد، و می پرسيديد «برای چيه، آموزش و پرورش عمومی؟» Key-Signگمانم باید نتیجه می گرفتید —  اگه به نتیجه آن نگاه کنید، اینکه چه کسی با این روش موفق می شود، چه کسی همه کارهایی را که باید، انجام می دهد، چه کسی همه صد آفرین ها را می گيرد، برنده ها چه کسانی هستند — Key-Signگمانم بايد نتيجه می گرفتید که تمام هدف آموزش و پرورش عمومی در سرتاسر جهان اینه که اساتید دانشگاه توليد کنه. Question-Signغير از اينه؟

آنها کسانی هستند که سر از بالای هرم در می آورند. و من هم قبلاً از همون ها بودم، پس زکی! Laugh-Sign(خنده حضار) و استادهای دانشگاه را دوست دارم، ولی می دانید، این درست نيست که آنها را به عنوان نقطه اوج دستاورد بشر ستايش کنيم. آنها فقط نوعی از زندگی هستند، نوعی ديگر از زندگی. ولی نسبتاً جالب هستند، و من این را از روی علاقه ای که بهشان دارم می گویم. به تجربه من يک چيز جالب درباره استادها هست — نه همه شان، ولی معمولاً — آنها در کله شان زندگی می کنند. اون بالا زندگی می کنند، و کمی هم متمايل به يک سمت. آنها مستقل از بدنشان هستند، می دانيد، یک جوری واقعاً به بدنشان به عنوان نوعی وسيله نقليه برای کله شان فکر می کنند، Question-Signمگه نه؟

 

Laugh-Sign(خنده حضار) راهیه برای رساندن کله شان به جلسات. راستی اگه شواهد واقعی برای تجربه بيرون از بدن می خواهید، خودتان را به يک کنفرانس علمی چند روزه ببرید با دانشگاهیان جا افتاده و شب آخر کنفرانس با آنها به ديسکوتک بروید.Laugh-Sign (خنده حضار) و آنجا خواهید ديد. مردان و زنان بزرگ در حالی که به نحوی پريشان دور خودشان می پيچند، بدون هماهنگی با موسيقی، منتظراند تمام شود تا بتوانند بروند خانه و درباره اش مقاله بنویسند.

سيستم آموزش و پرورش ما مبتنی بر مفهوم قابليت علمیه. و اين دليل داره کل سيستم که اختراع شد — در سرتاسر جهان هيچ سيستم آموزش و پرورش عمومی نبود واقعاً، تا قبل از قرن نوزدهم همه آنها به وجود آمدند تا پاسخگوی نيازهای صنعتی شدن باشند. برای همین سلسله مراتب آن ريشه در دو ايده داره. اول اينکه آن درس هایی که بيشترين فايده را برای کار داشتند در بالا قرار می گیرند. برای همين احتمالاً خيلی آرام دور رانده می شديد از بعضی چیزها در مدرسه وقتی بچه بودید، چیزهایی که دوست داشتید، با اين توجیه که در آن زمینه هیچ وقت يک کار درست و حسابی پیدا نمی کنید. Question-Sign درست می گم؟

موسيقی را ول کن، نوازنده نمی شی هنر را ول کن، هنرمند نمی شی. نصيحت های خیرخواهانه — اما به کلی اشتباه. تمام دنیا درگیر يک انقلابه. و دوم قابليت علمیه، که واقعاً تسلط پيدا کرده بر ديد ما از هوش چرا که دانشگاه ها سيستم را در تصوير خودشان طراحی کردند. Key-Signاگه بهش فکر کنید، تمام سيستم آموزش و پرورش عمومی در همه جای جهان، يک فرایند طولانی برای ورود به دانشگاهه. وKey-Sign نتیجه اش اینه که خیلی از افراد بسيار با استعداد، نابغه و خلاق، فکر می کنند که اینطور نيستند، چون آن چیزهایی که در مدرسه خوب بلد بودند، برای کسی ارزشمند نبود، يا حتی ننگ به حساب می آمد. وKey-Sign فکر می کنم که ديگه نمی توانیم هزينه ادامه این روش را بپردازیم.

طبق آمار UNESCO در ۳۰ سال آينده، تعداد افرادی که فارغ التحصيل خواهند شد در سرتاسر جهان بيشتر از تمام افرادیه که از ابتدای تاریخ تا کنون از طريق آموزش و پرورش فارغ التحصیل شده اند. آدم های بيشتر، و Past-Sign این ترکيبیه از تمام چیزهایی که درباره اش صحبت کردیم — فناوری و اثر تحول آفرینش روی کار، و ساختار جمعِت و انفجار بزرگ جمعیت ناگهان، مدرک ها دیگه ارزشی ندارند. Question-Sign درست نمی گم؟

وقتی من دانشجو بودم، اگر مدرک داشتید، کار داشتید. اگر کار نداشتید به خاطر این بود که نمی خواستید داشته باشید. و من هم خب راستش نمی خواستم داشته باشم.Laugh-Sign (خنده حضار) ولی این روزها بچه هایی که مدرک دارند خیلی وقت ها بر می گردند خانه و به بازی های رايانه ای شان ادامه می دهند، چون حالا آن کاری که قبلاً ليسانس می خواست، فوق لیسانس می خواهد، و کاری که قبلاً فوق لیسانس می خواست دکترا می خواهد. نوعی فرايند تورم علمیه. و نشانگر اینه که کل ساختار آموزش و پرورش زير پایمان در حال تغییره. ما بايد به کلی یک بازنگری کنِم بر ديدمان از هوش.

ما سه چیز درباره هوش می دانیم. اول اينکه متنوعه. فکر کردن ما درباره دنيا به همه روش هایی است که دنيا را تجربه می کنيم. ما تصویری فکر می کنيم، صوتی فکر می کنیم، و حرکتی فکر می کنیم. به شکل مجرد فکر می کنیم، به شکل حرکت فکر می کنیم. دوم اينکه هوش پویا ست. اگه به تبادلات مغز انسان نگاه کنيد، Past-Signهمانطور که دیروز از تعدادی از سخنرانان شنیدیم، هوش به طرز شگفت آوری تبادلیه. مغز به قطعات مختلف تقسيم نشده. در واقع خلاقيت — که من آن را فرایند داشتن ايده های ناب و با ارزش تعريف می کنم — بيشتر وقت ها از طريق تبادل میان روش های مختلف دیدن پدید می آد.

چرا به این مقاله نگاهی نمی‌کنید؟  رادیو سخنرانی - برنامه اول

مغز به طور عمدی — راستی يک محور از عصب ها وجود داره که دو نيمه مغز را به هم وصل می کنه به نام corpus callosum. در زن ها کلفت تره. Past-Sign به دنبال سخنرانی Helen ديروز، من فکر می کنم احتمالاً برای همین باشه که زن ها در انجام چند کار همزمان قوی تراند. برای اینکه هستيد، Question-Signمگه نه؟

تحقيقات زيادی در این زمينه هست، اما من از زندگی شخصی ام می دانم. وقتی همسرم در خانه در حال آشپزی باشه — که خوشبختانه زياد پيش نمياد. Laugh-Sign(خنده حضار) اما می دانید، اون در حال — نه، يک کارهایی هست که خوب بلد باشه — اما وقتی داره آشپزی می کنه، می دانید. همزمان در حال صحبت با مردم روی تلفن هم هست، در حال صحبت کردن با بچه ها هم هست، در حال رنگ زدن سقف هم هست، این طرف در حال انجام عمل جراحی باز قلب هم هست. اما اگر من در حال آشپزی باشم، درها بسته اند، بچه ها بيرون اند، سيم تلفن بيرون کشيده شده، و اگر زنم بياد داخل من اذيت می شم. می گم «Terry، خواهش می کنم، دارم خير سرم تخم مرغ سرخ می کنم اينجا. يک کم به من مجال بده.» (خنده حضار)

حقيقتاً، حتماً آن گفته فلسفی را می شناسيد که می گه اگر درختی در جنگل بيافتد و کسی صدای آن را نشنود، آیا واقعاً اتفاق افتاده است؟ این گفته قدیمی را يادتان هست؟ اخيراً يک پيراهن فوق العاده ديدم که روش نوشته بود «اگر مردی نظر خودش را در جنگل بگوید، و هيچ زنی صدايش را نشنود، آيا باز هم اشتباه می گوید؟»Laugh-Sign (خنده حضار)

و سومین موضوع درباره هوش اینه که، منحصر به فرده. من دارم روی يک کتاب کار می کنم با عنوان «شکوفایی»، که مبتنی است بر يک سری مصاحبه که با مردم داشتم درباره اینکه چگونه استعدادهايشان را کشف کردند. برايم خیلی جالبه که چطور این افراد به اينجا رسيدند.

Story-Signدر حقيقت از يک گفتگو شروع شد که با يک خانم خارق العاده داشتم که شايد بيشتر مردم درباره اش نشنيده اند، اسمش جیلین لین (Gillian Lynne) است. Question-Sign درباره اش شنیدید؟

بعضی ها شنيده اند. او يک طراج رقصه و همه کارهايش را می شناسند. نمايش های «گربه ها» (Cats) و «شبح اوپرا» (Phantom of the Opera) را انجام داده. اون شگفت انگيزه. من قبلاً عضو هيأت مديره باله سلطنتی انگلستان بودم، همانطور که می بينيد. به هر حال، من و جیلین يک روز با هم ناهار می خورديم و من گفتم، «جيلين، چی شد که تونستی رقاص بشی؟» و اون گفت خيلی جالب بود، وقتی که مدرسه می رفت واقعاً کسی بهش اميدی نداشت. و مدرسه اش در دهه ۳۰ به پدر و مادرش نامه نوشت که «ما فکر می کنیم «جیلین دچار نوعی اختلال يادگیری باشد». اون نمی توانست تمرکز کنه. همه اش وول می خورد. فکر کنم اگر امروز بود می گفتند که اون ADHD دارد. Question-Sign مگه نه؟

اما این دهه ۱۹۳۰ بود، و ADHD هنوز اختراع نشده بود. يک بيماری قابل داشتن نبود. (خنده حضار) مردم متوجه نبودند که می توانند آن را داشته باشند.

به هر حال او به ملاقات يک متخصص رفت. در یک اتاق که با بلوط تزئين شده بود. و او با مادرش آنجا بود، و او را راهنمایی کردند که روی يک صندلی در ته اتاق بنشيند، و همانجا نشست برای ۲۰ دقيقه نا این مرد با مادرش درباره همه مشکلات جیلین در مدرسه صحبت می کرد. و در آخرش برای اینکه مزاحم مردم می شد، مشق هايش هميشه دير می شد، و غيره و غيره یک بچه هشت ساله – و در آخر، دکتر رفت و نشست کنار جیلین و گفت «جیلین، من به همه اين چيزهايی که مادرت گفته گوش دادم و حالا باید باهاش خصوصی حرف بزنم» اون گفت «همينجا صبر کن، ما برمی گردیم، زياد طول نمی کشه.» و آن ها رفتند و تنهايش گذاشتند. اما در حالی که از اتاق بيرون می رفتند، اون راديویی را روشن کرد که روی میز کارش بود. و وقتی آنها از اتاق بيرون رفتند، او به مادرش گفت، «فقظ بايسنيد و تماشايش کنيد.» و لحظه ای که از اتاق خارج شدند، می گفت روی پاهايش بود، و با موسيقی حرکت می کرد. و يک چند دقيقه ای نگاهش کردند و او برگشت و به مادرش گفت، «خانم لين، جيلين بيمار نيست، او يک رقاص است. او را به مدرسه رقص ببريد.»

پرسيدم «بعدش چی شد؟» گفت «مادرم همین کار را کرد. نمی توانم به زبان بياورم که چقدر خارق العاده بود. ما وارد يک اتاق شديم که پر بود از آدم هایی مثل خودم. آدم هایی که نمی توانستند يک جا آرام بگيرند. آدم هایی که برای فکر کردن احتیاج به حرکت کردن داشتند». برای فکر کردن نياز به حرکت داشتند. آنها باله انجام دادند. رقص تپ انجام دادند، رقص جاز انجام دادند، رقص مدرن انجام دادند، رقص معاصر انجام دادند. او بعد از مدتی برای پذيرش در مدرسه سلطتنی باله اقدام کرد، او يک تک رقاص شد، و مسير شغلی شگفت انگیزی داشت در مدرسه باله. بعداً فارغ التحصيل شد از مدرسه سلطتنی باله و شرکت خودش را راه اندازی کرد، شرکت رقص جيلين لين، با Andrew Lloyd Weber آشنا شد. او مسئول برخی از موفق ترین کارهای نمايشی موزيکال در تاریخ بوده، ميلون ها نفر از کارهای او لذت برده اند، و اون يک ميليونر ثروتمنده. اگه کس ديگه ای بود ممکن بود به اون چند تا قرص می داد و می گفت که آرام تر باشه.

Key-Signحالا من فکر می کنم — (تشويق حضار) Past-Sign به نظرم نتيجه ای که می توان گرفت اينه آقای «الگور» آن شب درباره بوم شناسی صحبت می کرد، و انقلابی که از «ریچل کارسون» شروع شد. بهKey-Sign اعتقاد من تنها اميد ما برای آینده اینه که مفهوم جدیدی از بوم شناسی انسانی را دنبال کنیم، که در آن بازنگری کنیم مفهوم ذهنی مان را درباره غنای قابليت انسان. سيستم آموزش و پرورش ذهن های ما را معدن کاوی کرده به همان شکلی که ما در معدن های زمين کاوش می کنيم: به دنبال يک کالای خاص. و برای آینده، این به درد ما نمی خوره. ما بايد بازنگری داشته باشيم بر اصول بنيادی که طبق آنها فرزندانمان را آموزش می دیم. يک جمله زيبا از «جوناس سالک» بود که گفت «اگر تمام حشرات از کره زمين محو شوند، به ۵۰ سال نمی کشد که تمام حيات در کره زمين از بين خواهد رفت. اما اگر تمام انسان ها از کره زمين محو شوند، در عرض ۵۰ سال تمام گونه های حيات شکوفا می شوند.» و اون راست می گه.

Past-Signچيزی که تد از آن تقدير می کند، هدیه پندار انسانه. پندار. حالا بايد مراقب باشيم که از اين هديه هوشمندانه استفاده کنيم، و از برخی از اين سناريوها پرهيز کنيم سناريوهایی Past-Sign که درباره شان صحبت کرده ايم. و تنها راهی که اين کار را بکنيم اینه که قابليت های خلاق خودمان را ببينيم با همان غنایی که دارند، و ببينيم فرزندانمان را برای اميدی که هستند. و وظيفه ما اينه که تمام وجودشان را تربيت کنيم، که بتوانند با اين آينده رو به رو شوند. در ضمن – ما ممکنه این آينده را نبينيم، اما آنها می بينند. و وظيفه ما اينه که به آنها کمک کنیم که آن را به خوبی بسازند. خیلی ممنونم.

در پایان اجازه دهید این نوشته را با جمله‌ای از رابینسون پایان دهم:

اگر آماده اشتباه کردن نباشيد، هيچ وقت هيچ فکر نابی به ذهنتان نخواهد رسید…

 

همچنین پیشنهاد می‌کنم برای تمرین نقد سخنرانی ویدئوهای تد را نیز بررسی نمایید. برای اطلاعات بیشتر در خصوص این سایت، به مقاله‌ی تد چیست مراجعه کنید.

احتمالاً به این موضوعات هم علاقه مند خواهید بود نوشته‌های دیگر از این نویسنده

چرا نظرتان را نمی‌نویسید؟

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود

از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید

تا حالا 24 نفر نظرشان را نوشته اند

  1. غیاثوند می گوید

    به نظرم کارشون در زمینه استفاده از طنز فوق‌العاده است۱
    واقعاً خودشون در زمینه طنز خلاق هستند و فوق العاده عمل می کنن

  2. آرزو حسن زاده می گوید

    از شما برای سایت بینظیر و فعالتون کمال تشکر رو دارم. سخنرانی رابینسون و تحلیلش فوق العاده بود.

  3. فریبرز تقی زاده می گوید

    نکته کلیدی ” با اشتباه و خطا خلاقیت بوجود نمی آید . ”
    نخست اینکه از اشتراک گذاری سخنرانی کن رابینسون بسیار سپاسگزارم .
    سخنرانی مذکور بسیار جذاب و پر محتوای است .
    نکته ای که بیشتر از موارد خوب ذکر شده نظر مرا جلب کرد ، اشاره رابینسون به ” اشتباه کردن ” انسانها بود .
    وقتی این مسئله یعنی ” اشتباه کردن افراد ” در شرکتها و سازمانها را بررسی کنیم ، میبینیم اشتباه از سوی کارکنان و مدیران میانی ، به یک عمل زشت و ناپسندی تعبیر شده و از سوی مدیران ارشد سازمان به دید مجرمانه و خطاکارانه با آنها برخورد میشود .
    پس بدین ترتیب فرصت جبران و ارائه راهکار جدید و تفکر ناب و نوآوری را از افراد گرفته میشود و بعضا ًما شاهد جابجایی و یا تغییر پست سازمانی این افراد هستیم . بنابراین این یکی از مواردی است که سازمان را به رشد و تعالی نمی رساند .
    اشتباه کردن و آزمایش و خطا تا رسیدن به هدف نهایی به نظر من خوب است به شرطی که فرصت جبران داده شود و افراد را مایوس و ناامید نکنیم و تشویق و پاداش به موقع اعمال کنیم .
    با سپاس
    فریبرز تقی زاده

  4. غلامرضا نصیری می گوید

    با تشکر از باشتراک گذاری این سخنرانی به نظر میرسد آقای رابینسون از همه ترفند های یک سخنرانی جالب و پر محنوا بهره گرفته . با وجودیکه موضوع سخنرانی ایشان در مورد یک مسئله جدی یعنی سیستم آموزش و پرورش فعلی و نا کار آمدی آن است اما استفاده از داستان و طنز در پذیرش مطالب توسط مخاطبین را میتوان در خند ه ها و عکس العمل آنها مشاهده نمود . با تشکر از ارسال این مقاله و به امید ارسال مطالب جدید . نصیری

  5. Mohammad می گوید

    با سلام
    متشکر از تحلیل سخنرانی رابینسون
    نکات آموزشی زیادی را در بر داشت که با آن ها آشنا شدم.
    به امید این که این کار بی نظیر ادامه داشته باشد و بتوان از محضر اساتیدی همچون شما بهره برد.
    یک پیشنهاد :امکانش هست متن انگلیسی این سخنرانی هم روی سایت قرار بدید

  6. mina yazdani می گوید

    باسلام و بعد از تشکر
    به نظر ۲ تا نکته خوب در این سخنرانی بودکه من خیلی دوست داشتم:
    ۱- اینکه در چند دقیقه اول لب مطلب گفته شد، بدون هیچ مقدمه ای به طوری که خودش گفت خوب دیگه تموم شدD:
    من در خیلی از سخنرانی ها می بینم سخنران اول شروع به مقدمه چینی میکنه بعدش هم نمی تونه مطلب رو برسونه با خودت می گی این اصلا چی می خواست بگه ؟
    ۲- استفاده از نیروی خارق العاده خنده و لبخند:
    مغز انسان به گونه ای است که وقتی انسان می خندد نمی تواند به مسئله ناخوب یا نا امید کننده ای فکر کند.
    لذا وقتی شنونده درحالی که لبخند می زند به صحبت سخنران گوش می دهد، صحبتها به نظرش عمیق تر و باور پذیر تر است بخصوص ، بخصوص که نکته خیلی مهم این بود که آقای رابینسون برای بیان منظورش از جملات مثبت استفاده می کرد نه جملات تحقیر کننده و محکوم کننده!
    لذا حسی که در پایان به شنونده داده شد حس خوب توانستن بود، نبود؟

  7. crysiskh می گوید

    سلام
    من این فیلم رو قبلن هم دیده بودم داقعا فوق العاده هست.
    ۱-همانطور که اشاره شد طنز عالی کار شده بود.
    ۲- خیلی قشنگ از داستان ها استفاده کرده بودند.

    سوالی که من دارم در رابطه با زبان بدنش هست
    بر خلاف خیلی ها که میگن سخنران باید راه بره و …
    آقای رابینسون وایساده و خیلی از وقت ها هم دستش تو جیبشه
    یا مثلا وسطش صورتشو میخارونه!!
    چشکلی میشه که اینا میرن تو حاشیه و کسی بهشون توجه نمی کنه؟؟
    یه سوال دیگه حرکت آقای رابینسون موقع خنده حضار که به یه گوشه خیره میشد درسته؟؟
    خیلی ممنون

    1. محمد پیام بهرام پور می گوید

      دوست خوبم سلام.
      چه دقت نظری دارید و فکر می‌کنم که به زودی در مسابقه تحلیل سخنرانی که برگزار خواهیم کرد شما رتبه اول را کسب کنید!

      در مورد زبان بدن، همانطور که در مقاله «تبدیل نقاط ضعف به قوت» عرض کردم، آقای رابینسون دچار مشکل بدنی هستند و نمی‌توانند به سادگی راه بروند.

      در مورد موضوع نوع خیره شدن و … این موضوع به سبک شخصی آقای رابینسون باز می‌گردد. پس حتماً ویدئو سبک شخصی را مشاهده کنید.

      به قول جرج کلینتون، سبک شخصی، هر چیزی است که شما انجام می‌دهی، به شرطی که با اعتماد به نفس انجامش بدی…

      پیروز و موفق باشید و دقت نظر خود در تحلیل سخنرانی رو دست کم نگیرید

      1. crysiskh می گوید

        خیلی ممنون استاد
        لطف دارید شما.
        ممنون از راهنمایی هاتون.

  8. س. حیدری می گوید

    سلام
    واقعا جالب و مفید بود
    ممنون
    نگاه کردن این بخش دریچه های دیگه ای را برای من باز کرد
    موفق باشید

  9. faezehasgharzadeh می گوید

    سلام
    این ویدئو یکی از ویدئو های محبوب من هست اما همیشه این موضوع برام مطرح بوده که مسائل و موضوعات و کلماتی که باعث خندوندن مردم هر نقطه از دنیا میشه با هم متفاوته و اگر این کنفرانس با یک مترجم در ایران برگزار میشد در این حد کنفرانس موفقی نمیشد.
    و این نکته قابل تامل است.وهمانطور که قبلا هم گقته اید ارائه ی کنفرانس های اینچنین در کشور ما بسیار سخت تر خواهد بود.چون مسائلی که باعث خنده در بین حضار در ایران میشود به نوعی جزو تابوهای ما میباشد و بسیار نزدیک به خط قرمزهاست.واین یعنی ما با یک مسئله ی بزرگ فرهنگی مواجه هستیم.
    (به نظر من خنداندن به هر قیمتی پسندیده نیست)

    1. محمد پیام بهرام پور می گوید

      خانم اصغرزاده عزیز درود بر شما!
      نکته بسیار خوبی را اشاره کرده‌اید. تفاوت فرهنگی بسیار پررنگ است و مخاطبان در هر شرایطی فرهنگی به چیزهای خاص می‌خندند.
      بنابراین رابینسون لزوماً نمی‌تواند یک سخنران موفق در ایران باشد (البته با همین سبک)

      اما در مورد قسمت دوم یعنی خنداندن مخاطب ایرانی باید بگویم که با شما اتفاق نظر ندارم. تجربه خنداندن مخاطب با رعایت اصول اخلاقی، بدون حاشیه و … را بارها در برنامه‌ها تست کرده‌ام و حتی در آخرین برنامه برج میلاد سعی کردم رکورد رابینسون که یک شوخی در هر دقیقه هست را بزنم! آن هم در ۴۰ دقیقه! خب کاملاً نتیجه بخش بود!

      امیدوارم به زودی بتوانم فرصتی داشته باشم که در مورد طنز در سخنرانی مطالب زیادی آماده کنم. مطالبی مخصوص شرایط فعلی کشورمان

    2. مهشید بهزاد دستیار مجازی می گوید

      دوست گرامی سلام
      همانطور که شما نیز ذکر کردید تمامی موارد سخنرانی باید با توجه به فرهنگ و مخاطبین حاضر و… باشد که توجه به مخاطبین یکی از مواردی است که در سبک شخصی بسیار اهمیت دارد.

  10. سحر می گوید

    با سلام از سایت بسیار پربار شما واقعا ممنونم.مطالب بسیار ارزشمندی ارائه می شود . نکته جالب برای من زمان سخنرانی بود بسیار مفید و مختصر . خود من جزو انسانهایی هستم که زود خسته می شوم .

  11. vahid1990 می گوید

    سلام جناب بهرام پور
    من جزو طرفداران سخنرانی های TED هستم و واقعا از اونا میشه نکات فوق العاده ای رو در زمینه های مختلف یاد گرفت

    به نظرم اگه بازم سخنرانی های تاپ TED رو تحلیل کنید می تونه نکات مختلفی رو برای همه داشته باشه

    1. مهشید بهزاد می گوید

      دوست گرامی سلام
      ممنون از پیشنهاد شما و حتماً ویدئوهای بیشتری در این زمینه قرار خواهیم داد.

  12. mari.mk می گوید

    ممنون از این تحلیل جالب. منم به سخنرانی های تد علاقه دارم و چکیده ای از هر سخنرانی که میبینم رو اینجا http://tedtalks.blog.ir می نویسم

  13. علی می گوید

    سلام
    فیلم ۱۲۰ مگابایتی ناقص است، حدود ۱ دقیقه از فیلم وجود ندارد
    لطفاً بررسی کنید
    ممنون

    1. حدیث رحمانی می گوید

      دوست عزیز سلام
      لینک دانلود را بررسی کردیم و صحیح می باشد. شاید به طور کامل دانلود نکرده باشید.
      شاید بد نباشد به لینک زیر نگاهی بیندازید:
      نحوه دانلود مطالب
      موفق باشید.

  14. سمیرا نعمتی می گوید

    سلام
    البته سخنرانی خوبی بود و نکات جالبی داشت، استفاده شون از طنز در یک سخنرانی جدی وافعا عالی بود و فکر میکنم بهتر می تونه مطلب و برسونه. استفاده از مکث های به جا، برقرار کردن رابطه چشمی با حضار، همراه کردن حضار با خود، استفاده از مثال که فهم مطلب و بسیار بالا میبره .
    اما به نظر من نقطه ضعف هم داره. تند صحبت کردن سخنران، همین طور که در کلاس های شما یاد گرفتم یکی از فنون توی سخنرانی سرعت متعادل در صحبت کردن هست. نحوه خندیدن هم خیلی جالب نیست البته نمیدونم شاید در فرهنگ اونا این طور خندیدن متداول هست که این در واقع جزیی از حرکات بدن است. اینها مواردی بود که به ذهنم اومد و نظر شخصی ام است.
    با تشکر

  15. احمدرضا می گوید

    با سلام خدمت شما جناب بهرام پور،این که آقای رابینسون در اواسط صحبت هایشان این جمله ی خیراً یک پیراهن فوق العاده دیدم که روش نوشته بود «اگر مردی نظر خودش را در جنگل بگوید، و هیچ زنی صدایش را نشنود، آیا باز هم اشتباه می گوید(خنده حضار).در این سخنرانی هایی که نسبتا زمانی طولانی دارند بیان این چنین مواردی که باعث خنده حضار شود.بسیار خوب و بجا هست.و به دلیل خستکی افراد از نشستن در یک جا نیاز هست که شخص سخنران به گونه ای مخاطبان خودش رو حرکت داده . و در این قسمت کاملا محسوس بود و به راحتی میشد که تشخیص داد حضار در جمع بعد از شنیدن این جمله (#جنگل،#پیراهن)تغیر وضعیت و یک حالت راحتی به خود گرفته و باعث میشود که منتظر ادامه صحبت های سخنران بمانند و با علاقه بیشتری گوش فرا بدهند.
    و در آخر از شما سپاس گزارم .که متن سخنرانی را به شیوه بسیار زیبا نورد تحلیل قرار دادید.

  16. میلاد مختاری می گوید

    سلام
    فیلم با کیفیت آقای رابینسون برای دانلود ناقص است و یک دقیقه آخر فیلم را شامل نمیشود لطفا دوباره بارگذاری کنید
    متشکرم

    1. بهرامی نگار می گوید

      دوست عزیز و گرامی سلام
      از توجه شما بسیار متشکریم.
      فیلم این مقاله اصلاح شد و می توانید آن را به طور کامل دانلود کنید.
      بیش تر از یک نفر باشید.

ثبت نام در دوره رایگان
سخنرانی و فن بیان
می‌دانم باورتان نمی شود که چنین دوره‌ای رایگان است. اما امتحانش رایگان است!
فرصت بی نظیر دانلود ۲ ساعت مطلب آموزش کاملاً رایگان را از دست ندهید!
گزارش مشکل سایت
گزارش اشکالات سایت جدید
از اینکه به بهتر شدن سایت کمک می کنید از شما سپاس گزاریم
Thank You. We will contact you as soon as possible.
JOIN US TODAY
Amazing deals and exclusive rewards inside